معرفی و دانلود کتاب محفل آینده: کتاب اول مجموعه آیوی اندرسن
برای دانلود قانونی کتاب محفل آینده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب محفل آینده: کتاب اول مجموعه آیوی اندرسن
کتاب محفل آینده رمانی فانتزی تخیلی از نگار مجیری است. نویسنده مرز میان حقیقت و رویا را در هم آمیخته است و شما را با ماجراهای دختری به نام آیوی همراه میکند که بهناگاه در بیمارستان چشم میگشاید. به این دختر میگویند که بیشتر از چهار سال در کما به سر برده، اما آیوی باور ندارد و مدعی است که در چند سال اخیر کاملاً هوشیار بوده و اتفاقهای عجیبی را از سر گذرانده.
دربارهی کتاب محفل آینده
کتاب محفل آینده، رمانی خواندنی برای علاقهمندان به ژانر فانتزی ایرانی است. این اثر، نخستین جلد از سهگانهی آیوی آندرسن بهحساب میآید. نگار مجیری، نویسندهی کتاب، فضایی سرشار از تعلیق و ماجراجویی خلق کرده است. شخصیتهای این رمان فانتزی بهخوبی پرداخته شدهاند و با ادامهی داستان، بیشتر به عمق لایههای کاراکترها نفوذ میکنید. این رویکرد باعث شده تا فراتر از یک ناظر بیرونی، در جریان شکلگیری تردیدها و باورهای ذهنیِ شخصیتها قرار بگیرید. مولف با تکیه بر توصیفهای اثرگذار، فضای این داستان را نیز بهخوبی ترسیم کرده تا غرق در دنیایی خیالی شوید و با شخصیتها همذاتپنداری نمایید.
داستان محفل آینده، دربارهی دختر بیستودو سالهای به نام آیوی است که در بیمارستان از کما بیرون آمده. به وی میگویند که بیشتر از چهار سال در کما بوده است؛ با این حال، آیوی این ادعا را قبول نمیکند. به باور شخصیت اول داستان، او نهتنها در چند سال گذشته در کما نبوده، بلکه کاملاً هوشیار بوده و اتفاقهای بسیار عجیبی را تجربه کرده است.
بیداری در برزخ؛ چرا قهرمان نگار مجیری به حافظهاش بیشتر از پزشکان ایمان دارد؟
رمان تخیلی محفل آینده با ماجرای بیرون آمدن آیوی، از کما آغاز میشود. آیوی در حالی از کما بیرون میآید که درک درستی از رفتار اطرافیان اطرافیان ندارد و نمیداند چرا در بیمارستان است. شخصیت اول داستان، صحبتهای پزشکی را میشنود که میگوید به یاد آوردن همه چیز، شاید برایش دشوار باشد. دیگر اطرافیان آیوی نیز همواره زیر لب تکرار میکنند که معجزهای رخ داده است.
پس از مدتی، آیریس، خواهر دوقلوی آیوی از در وارد میشود. آیریس نیز حرف پزشکان و اطرافیان را تکرار میکند. در این بین، آیوی، بدون اینکه احساس کند از کما بیرون آمده، اتفاقهای روز قبل را بهخوبی به یاد میآورد و به نظرش، آیریسیِ که امروز دیده، آیریس شب قبل نیست. این وضعیت، شما را به تعلیقی عجیب فرو میبرد و اشتیاقتان را برای مطالعهی بقیهی داستان افزایش میدهد.
این رمان فانتزی تخیلی ایرانی را انتشارات روزگار به چاپ رسانده است.
کتاب محفل آینده برای شما مناسب است اگر
- قصد خواندن یک داستان علمی و تخیلی ایرانی را دارید.
- نوجوان هستید و از مطالعهی رمانی ایرانی با قهرمانهای جوان و ماجراجو لذت میبرید.
در بخشی از کتاب محفل آینده: کتاب اول مجموعه آیوی اندرسن میخوانیم
دقیقا یک ماه بعد، یعنی روز اول از دومین ماه سال تحصیلی؛ وقتی اول صبح وارد کلاس شدم، متوجه یک دانشآموز جدید شدم که یک گوشه روی یک صندلی نشسته بود. قبلا ندیده بودمش. فکر کردم شاید دانشآموز انتقالی باشه. سر تا پا سیاه پوشیده بود. قیافه چندان دلچسبی هم نداشت. اما سعی کردم با قیافش قضاوتش نکنم. با خودم گفتم که یکم که بگذره و یخش آب بشه، معلوم میشه چه آدمیه.
زنگهای اول و دوم گذشت. چیزی که جالب بود این بود که تو این مدت این پسر حتی یک کلمه هم با کسی حرف نزده بود. باخودم فکر کردم که این دیگه آخر یک آدم درونگراست! از یک طرفم یکم دلم براش سوخت که کسی تحویلش نمیگرفت و سمتش نمیرفت. راستشو بخواین یک ذره خودمم حس بدی نسبت بهش داشتم و اون روز نرفتم باهاش حرف بزنم و آشنا بشم.
دو روز متوالی به همین منوال گذشت. روز سوم سعی کردم افکار منفیمو کنار بذارم و برم با این پسر بیچاره یک حال و احوالی بکنم! زنگ تفریح اول توی کتابخونه درحالی که تنها بود پیداش کردم و کنارش نشستم. اصلا توجهی بهم نکرد. سلام کردم، اما حتی جوابی ازش نشنیدم. لجم گرفت! بعد از این همه مدت یکی اومده باهات حرف بزنه این طوری باهاش رفتار میکنی؟! خواستم بلند شم و برم که یک دفعه گوشه سویشرتمو گرفت. برگشتم و بهش نگاه کردم. نگاهش خیلی مظلوم بود. فکر کردم شاید لاله یا شاید اوتیستیکه و نمیتونه درست ارتباط برقرار کنه. دلم براش سوخت و دوباره نشستم کنارش.
به زمین نگاه میکرد. انگار حرف زدن براش سختترین کار دنیا بود. داشتم با خودم فکر کردم که پسر بیچاره حتما همیشه خیلی تنها بوده که یک دفعه صداش دراومد: «تو تنها کسی هستی که منو میبینی و بهم توجه میکنی.» صداش انگار از ته چاه میاومد. سرمو به یک طرف خم کردم: «میفهمم. حس نادیده گرفته شدن خیلی وحشتناکه...»
فهرست مطالب کتاب
چشمهایی گشوده میشود...
خاطراتی بازگو میشوند...
ذهنهایی پریشان میشود...
دخترکی تنها میشود...
دلی از محبت گرم میشود...
روحی در ذهنها کشته میشود...
جسم سوخته و سردی به خاک سپرده میشود...
گیسوان خورشید به خاک میرسد...
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب محفل آینده: کتاب اول مجموعه آیوی اندرسن |
| نویسنده | نگار مجیری |
| ناشر چاپی | نشر روزگار |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 116 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-233-297-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی، کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان |
















