معرفی و دانلود کتاب دروازهی مهرزان
برای دانلود قانونی کتاب دروازهی مهرزان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب دروازهی مهرزان
کتاب دروازهی مهرزان، شما را به دلِ ماجرایی هیجانانگیز و نفسگیر میبرد. ضحی کاظمی، نویسنده، با ترکیب عناصر فانتزی و اسطورهای، داستانی خواندنی با اتفاقهایی غیرقابلپیشبینی خلق کرده است. در این رمان فانتزی با ماجراهای دختری به نام ویدا و پسری به نام بهمن همراه میشوید. آنها بهصورت کاملاً اتفاقی، کتابی عجیب را پیدا میکنند. این کتاب، کلید ورود به دروازهی مهرزان و اتفاقهای هیجانانگیز است.
دربارهی کتاب دروازهی مهرزان
کتاب دروازهی مهرزان، داستانی فانتزی و هیجانانگیز با ترکیبی از عناصر اسطورهای را در بر گرفته است. ضحی کاظمی، نویسندهی کتاب، با قلمی روان و پرکشش، شما را به دل ماجرایی میبرد که در آن مرز میان دنیای واقعی و دنیای موجودات اساطیری کمرنگ و کمرنگتر میشود. مؤلف، با خلق شخصیتهایی باورپذیر و فضایی سرشار از تعلیق، روایتی ساخته که از همان صفحات نخست، شما را با خود همراه میکند و تا پایان این سفر پرماجرا رها نمیسازد.

داستان کتاب دروازهی مهرزان دربارهی ویدا سعدی، نویسندهی جوانی است که بهدنبال ایدهای برای داستان بعدیاش میگردد. روزی از روزها، ویدا بهصورت کاملاً اتفاقی با بهمن ملاقات میکند. بهمن، عکاس جوانی است که پروژهای عجیب دارد؛ کیف زنان شاغل را برمیدارد، از محتویات کیف عکس میگیرد و بعد بیسروصدا کیف را سر جایش برمیگرداند. دست بهمن که به کیف ویدا میرسد، نقشهاش لو میرود و مچش گیر میافتد. ویدا به جای آنکه داد و فریاد راه بیندازد و پلیس خبر کند، خودش هم در این ماجراجویی شرکت میکند. شاید این پروژهی مرموز، همان جرقهای باشد که برای رمان بعدیاش به آن نیاز دارد.
کتابی مرموز که نباید هرگز گشوده میشد!
در میان کیفهای زیادی که بر میدارند، یک کیف ساده اما عجیب توجهشان را جلب میکند. داخل این کیف، کتابی کهنه و باستانی با نقشهایی هندسی و مرموز قرار گرفته است. این کتاب قدیمی، کنجکاوی ویدا را برمیانگیزد و آراموقرار را از او میگیرد. ویدا میخواهد بداند این کتاب از کجا آمده، چه رازی در خود پنهان کرده و چرا طرحهایش اینقدر غریب و ناآشناست. این کنجکاوی ساده و خام، ویدا و بهمن را ناخواسته به جایی میکشاند که تصورش را هم نمیکردند: دروازهی مهرزان. در این مکان شگفتانگیز، موجودات اساطیری زندگی میکنند.
ضحی کاظمی در کتاب دروازهی مهرزان با ظرافت تمام نشان داده که گاهی یک اتفاق ساده، یک شیء بهظاهر بیارزش، میتواند دروازهای به جهانی بگشاید که تا پیش از این تنها در افسانهها جایی داشته است. آنچه این سفر را ماندگار میکند، نه فقط کشف موجودات اساطیری، بلکه سفری است که شخصیتها به درون خودشان دارند؛ ویدا که برای یافتن داستان به دنبال رازها میگشت، حالا خود بخشی از رازی بزرگ شده است.
کتاب دروازهی مهرزان ضحی کاظمی را انتشارات هوپا چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب دروازهی مهرزان برای شما مناسب است اگر
- قصد خواندن رمان فانتزی ایرانی با ماجراهایی هیجانانگیز و نفسگیر را دارید.
- از مطالعهی داستانهای ایرانی با مضامین اسطورهای، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب دروازهی مهرزان میخوانیم
ویدا مطمئن نبود: «نمیدونم... میخواستم دربارهی اون کتابه بپرسم...»
بهمن صدایش کمی بالا رفت: «میخوای قضیهی دزدی رو بگی؟ بگی کیفش رو دزدیدیم؟ از دیوار مردم رفتیم بالا؟ اون هم به کارمند بانک؟ آخه چرا؟ ولش کن دیگه، اون پروژه که دیگه تمومه. بیخودی دردسر درست میکنی، برای خودمون، برای دوستت شادی... بعید میدونم خانم کیانی هم چیز زیادی بدونه. حالا هرچی بوده، خواب یا واقعیت! تموم شده رفته دیگه...»
ویدا جوابی نداد. بهمن مکث کوتاهی کرد و با همان لحن نیمهعصبی و حقبهجانب ادامه داد: «تو دنبال یه ماجراجویی و یه ایده برای نوشتن بودی که بهش رسیدی، من هم که الآن دستم با همین عکسها پره، ولش کنیم دیگه ویدا... بریم سر زندگیمون. ادامهدادن این کارها خطرناکه. یا جفتمون دیوونه میشیم یا میافتیم زندان.»
بهمن راست میگفت. ویدا سکوت کرد. به تجریش رسیده بودند.
ویدا پرسید: «من رو میرسونی؟ یا همینجا پیاده شم؟»
بهمن لحنش آرامتر شده بود: «کدوم سمت برم؟»
ویدا لبخند زد: «فرمانیه!»
بهمن پیچید توی نیاوران. ویدا برای اولین بار داشت آدرس خانهاش را به بهمن میگفت. ته دلش گرفته بود. کاش زودتر اداواطوار همکار و دوست کاری را کنار گذاشته بود.
فهرست مطالب کتاب
دو سال قبل
شما هم هنوز منتظر نامهی هاگوارتز هستید؟
به فال قهوه اعتقاد دارید؟
چی توی این کیسهست؟
شیری یا روباه؟
برم دنبالش؟
مطمئنی همین خونه بوده؟
اژدهاست؟!
پنج سال قبل
کی بیدار شدی؟
بقیهی ساندویچت رو نمیخوری؟
من رو میرسونی؟
حالا چی دوست داره؟
پیرمرده چهشکلی بود؟
بریم عروسی؟
آشتی؟
چقدر حرفهای این خانمه درسته؟
این آدمفضاییها دقیقاً دارند چیکار میکنند؟
یکسالونیم قبل
کس دیگهای دنبال عقاب نیومده؟
میخوای داستان زندگیات نوشته بشه؟
ایدهی داستان از کجا به ذهنتون اومد؟
طبقهی چهارم... بدون آسانسور؟
سه سال قبل
عروسهلندیها اینقدر پرهاشون بلند شده؟
چرا اینقدر تند میری؟
برای چی قایمش میکنی؟
دارچین نداری؟
مگه گرگ مثل آدم حرف میزنه؟
شما مگه بچهاید اومدید باغوحش؟
حالا فهمیدی چه آرزویی باید بکنی؟
سنگها چی؟
به نظرت این چهرنگیه؟
چه نقشهای؟
پس این مهرزان کجاست؟
کاغذ و خودکار که داری؟
چراغآوردن اینقدر طول کشید؟
برنمیگردی پیش ما؟
با حضور افتخاری موجودات اساطیری
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب دروازهی مهرزان |
| نویسنده | ضحی کاظمی |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 288 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204-547-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی ایرانی |






















