کتاب غلط املایی نداشت نثر روانی داشت و میشد با قصه همراه شد روال قصه نه تند بود و نه کند موضوع قصه مربوط به مرگ مشکوک دختری نوجوان و پیدا کردن قاتل بود یک ایراد بزرگ کتاب این بود که وقتی یک مطلب تموم میشد و میخواست مطلب دیگه ای رو تعریف کنه یا لوکیشن جدیدی یا شخص جدیدی، اصلا هیچ فاصله ای با مطلب قبلی نگذاشته بود، یعنی مثلا همینطور که داشتی راجع به هالور میخوندی یهو میدیدی داره راجع به سه یر میگه که توی خونشه الان؛ و در این زمینه نظم نداشت، مثلا باید ی عنوان دیگه میزد و میرفت مطلب بعدی یا حداقل توی صفحه جدید می بود یا یه خط کشی علامتی چیزی میذاشت که خواننده کتاب گیج نشه. در کل کتاب خوبی بود ولی موضوع خیلی جدید و بخصوصی نداشت و نفس گیر و پر هیجان نبود.
داستان جذابه، فعلا نصف بیشتر کتاب رو خوندم و هنوز تمومش نکردم اما خواستم تا همینجا نظرم رو بگم: نگارش کتاب واقعا بد و نادرسته، معمولا نگارش کلی یک کتاب از نوع رسمی و گفتگوی افراد به صورت محاوره ای باید باشه اما اینجا نوشتار محاوره ای و نوشتار رسمی با هم و بدون هیچ نظمی قاتی شده که به شدت از جذابیت کتاب کم میکنه. فکر میکنم این کتاب اصلا ویراستار نداشته! از طرفی نویسنده در قسمتهایی، به قدری از اسامی خیابانها پشت سر هم استفاده کرده _اسامی سخت با تلفظ دشوار و ناخوشایند_ که آدم دوست داره اونها رو رد کنه و به داستان اصلی برگرده... یه قسمت از داستان هم در حد چند صفحه فقط درباره نحوه بافت فرش نپشته که کاملا خسته کننده، بیربط به داستان و قابل حذفه.
به عقب نگاه نکن کتاب جذابیه که با یک ماجرای جنایی شروع می شه و کم کم خواننده رو با رازهای پنهان شخصیت ها روبه رو می کنه. چیزی که برام جالبه، اینه که نویسنده فقط دنبال پیدا کردن مجرم نیست و به رفتار و انگیزه های آدم ها هم توجه می کنه. البته بعضی قسمت های داستان کمی کند پیش میرن و ممکنه برای کسانی که دنبال هیجان و اتفاقات سریع هستن، خسته کننده باشن. همچنین، تعدد شخصیت ها و اطلاعاتی که به تدریج آشکار می شن، گاهی دنبال کردن ماجرا رو سخت می کنه. بااین حال، فضای معمایی و نگاه روان شناختی کتاب ارزش خوندن داره و من بهش ۴ از ۵ میدم، چون داستان کنجکاوی برانگیزی داره، هرچند ریتمش همیشه یکدست نیست.
یه دختر شش ساله به نام راگنهیلد صبح ساعت هشت از خونه دوستش با کالسکه عروسکش میرفت طرف خونه که یه ون کنارش می ایسته وازش میخواد سوار بشه و برسونتش. جسد دختری پانزده ساله به نام آنیه هولاند کنار دریاچه لخت پیدا میشه در حالیکه بهش تعرص نشده. آنیه دختری ورزشکار، قدبلند، قوی، زیبا با چشمان خاکستری بود که مدتی از بچه های کوچک نگهداری میکرد. پسری کوچک که مدتی آنیه ازش نگهداری میکرد یه روز صبح در حالیکه دو وافل کره ای در گلوش گیر کرده بود وبه صندلی غذاش بسته شده بود خفه شده ومرده بود.... کتابی پر تعلیق، پر هیجان، بامظنونین زیاد که حسابی سرگرم تون میکنه
داستان قابل حدسه ولی جالبه. من کلا رمان جنابی زیاد می خونم و بعضی رمان ها از اول قابل حدسن و این در دسته ی قابل حدس قرار میگیره، البته از نظر من، یه قسمتایی خسته کنندس و بعضی قسمت ها جالب. نمی تونم بگم خیلی بد و یا بگم عالی، ولی میشه گف در حد معمولی. اگر حوصله ی داستان های پیچیده رو ندارین بخونینش برای تفریح خوبه ولی اگر دنبال داستان پر پیچ و خم هستید توصیه نمی کنم بخونیدش چون خیلی پیچ و خم نداره.
یه کتاب جنایی پرکشش که تا لحظه ی آخر نمیشد فهمید قاتل کیه و کتابو زمین گذاشت. واقعا نویسنده همه ی گزینه های ممکن رو تک تک بررسی کرد و پرده از راز همه برداشت. فقط یه قسمتی به نظرم اصلا بهش پرداخته نشده بود و نقطه ضعف بود، اونم پیدا شدن راگنهیلد بود که چطور ریموند اونو برگردونده و خود ریمونده که چطور شخصیتی داره نقطه قوت هم درونیات سه یر بود که چقدر خوب اهل قضاوت آدم ها نبود.
سلام کتاب به عقب نگاه نکن بسیار کتاب خسته کننده و کسل کننده ای هست و هیچ هیجان و اشتیاقی در خواننده به وجود نمیاره که کتاب رو دنبال کنه.. و گاهی اوقات دوست داری کتاب رو از نیمه رها کنی و اصلا ادامه ندی و نقطه ضعف دیگه ای که داره نویسنده خیلی اسم به کار برده که خواننده گاهی یادش میره الان این شخص کیه؟! من که پیشنهاد نمیکنم خودم هیچ لذتی نبردم
خیلی جالبه، انسان ها در مورد هرچیزی که حتی کوچکترین تخصصی درموردش ندارند نظر میدن، من اسمش و گذاشتم فرهنگ راننده تاکسی، همه کییس در مسائل سیاسی، همه کشتیگیر در تشک کشتی، همه نویسنده در نگارش، خلاصه همه بالا منبر بروووو در تمام موضوعات، بابا یکم شل کنید لذت ببرید اگر کتاب رایگان و یه تشکر کنید گاهی وقتا همین
خیلی از خوندنش پشیمونم، فقط حالم را بد کرد، هیچ نکته آموزنده ای نداشت دلم میخواست یوناس جلاد وحشی، به بدترین شکل سقط می شد، و هالور بیگناه، چرا باید با ۱۸ سال سن اینهمه زجر بکشه.
با سلام کتابی زیبا و پر از مفهوم های روشن و جالب، ماجرایی پر کشش و جذاب لذت بردم و تا تمامش نکردم رهایش نکردم، نحوه نگارشش رو دوست داشتم با بازرس سه یر و ماجرای کتاب به دنیای معمایی قشنگی پا گذاشتنم. ممنونم
کتاب خوبی بود تا آخر آدم با خودش میکشونه و وادار به فکر میکنه که قاتل کیه و و ذهن به چالش کشیده میشه وداستان ساده و روانی داره و خواندن آنرا توصیه میکنم از کتابراه بابت انتخاب خوبش تشکر میکنم
یکی از بهترین رمان هایی بود که تو زندگیم خوندم، دوستان اگه بازم رمان جنایی سراغ دارین که خیلی خوبه مثل این کتاب میشه برام توصیه کنین لطفا؟ حتما بخونید اگه رمان پلیسی و جنایی دوست دارید.
به طور کل خوب بود ولی در قسمتهایی از داستان یکنواختی حس میشد و تقریبا از یک جایی از به بعد حقیقت داستان مشخص بود و هیجانی نداشت. نقطه عطف کمی در خط داستان دیده میشد.
سبک کتاب معمایی و جنایی بود و یک داشتان خیلی قشنگی بود که تابحال خوندم ولی دلم به افرادی که توی کتاب مردن خیلی میسوزه چون همشون بی گناه بودن ولی حتما کتاب رو بخونید که عالیه عالی.
اسم خود کتاب برام جذابتر از کتاب تو زمینه جنایی ش هست، ولی کتاب قابل تاملی هست برا دوستانی که کتاب در این زمینه دوست دارن، با هیجان کتاب قطعا لذت میبرن