کتاب فیلوبالیا، اثری ارزشمند دربارهی فلسفهی فوتبال است. مجید غفاری، نویسندهی کتاب، فوتبال را در این اثر نه تنها به عنوان ورزش، بلکه به عنوان استعارهای برای شورِ زندگی معرفی کرده است. پس از مطالعهی کتاب حاضر، نگاهی فراتر از یک بازی دربارهی فوتبال در ذهن شما شکل میگیرد.
دربارهی کتاب فیلوبالیا
کتاب فیلوبالیا، اثری خواندنی برای افرادی است که فوتبال را فراتر از یک بازیِ صِرف میدانند. مجید غفاری، تجربهی ارزشمند خود از سالها نوشتن دربارهی فوتبال را در این اثر پیش روی مخاطب قرار داده است. از دیدگاه نویسنده، فوتبال فقط رقابتی برای دنبال توپ دویدن و پیروز شدن نیست، بلکه، زبانی هستیشناختی دربارهی هویت، قدرت، شکست، امید، همکاری و رهایی است. مجید غفاری تلاش کرده تا فوتبال را به عنوان ابزاری برای اندیشیدن و تحلیل جهان پیرامون به خواننده معرفی کند.
مطالب کتاب فیلوبالیا با توضیحاتی دربارهی نام این اثر آغاز میشود. بر اساس این توضیحات، فوتبال، استعارهای کامل از هستی است. به گفتهی نویسنده، هستی در فلسفه با شدن تعریف میشود. فوتبال، میدانی است که بودن در آن به شدن تبدیل میشود. بازیکنها همواره در حال شدن، انتخاب، ساختن و معنا دادن به توپ هستند. تصمیمهایی مانند پاس دادن، دریبل زدن، حمله یا ضد حمله، تصمیمهایی است که هستی فوتبال را شکل میدهد.
نگاه فلسفی مجید غفاری به فوتبال
مجید غفاری در ادامهی کتاب فیلوبالیا، مفهوم بازی را با استفاده از فلسفهی افلاطون تا هایزنبرگ، توضیح داده است. بر اساس این توضیحات، افلاطون بازی را به عنوان بخشی از فرایند یادگیری میدانست. هایزنبرگ نیز بازی را به عنوان فرایندی با احتمالها و لحظههای پیشبینی ناپذیر توصیف کرده است. به گفتهی مؤلف، فوتبال، بازی بسیار پیچیدهای است که تمامی این مفاهیم را در بر گرفته.
جنبههای مختلف فوتبال با دیگر حوزههای زندگی در این اثر بررسی شدهاند. در این زمینه میتوان به ارتباط فوتبال و اقتصاد، فوتبال و نژادپرستی، فوتبال و سیاست، فوتبال و دین و فوتبال و بانوان اشاره کرد. این رویکرد، کتاب حاضر را به اثری کامل برای آشنایی با نقش مهم فوتبال در حوزههای مختلف زندگی تبدیل کرده است. مجید غفاری، مطالب کتاب ورزشی فیلوبالیا را با توضیحاتی دربارهی نقش مربی و رهبریِ روانی در تیم، بازی جوانمردانه، تأثیر رسانه و شبکههای اجتماعی در فوتبال و فوتبال به مثابهی نبرد گلادیاتورها به پایان رسانده است.
کتاب فیلوبالیا را انتشارات گلگشت، چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب فیلوبالیا برای شما مناسب است اگر
- طرفدار فوتبال هستید و میخواهید دربارهی اثر این ورزش در حوزههای مختلف زندگی آشنا شوید.
- از مطالعهی آثار فلسفهمحور دربارهی ورزش لذت میبرید.
- در حوزهی روانشناسی ورزشی فعالیت میکنید و میخواهید دربارهی فلسفهی فوتبال و نقش آن در اخلاق و زندگی بیشتر بدانید.
در بخشی از کتاب فیلوبالیا میخوانیم
در هر لحظه از بازی، بازیکن در برابر یک انتخاب ایستاده است. انتخابی که صرفاً فنی یا تاکتیکی نیست، بلکه معنایی عمیقتر دارد؛ انتخابی هستیشناختی. او باید در کسری از ثانیه، اغلب در شرایطی پرتنش، تصمیم بگیرد: آیا پاس بدهد یا حمله را ادامه دهد؟ شوت کند یا منتظر بازیکن دیگر بماند؟ عقبنشینی کند یا ریسک را بپذیرد؟ این تصمیمها - حتی اگر از منظر بیرونی ساده به نظر برسند - در واقع نقطههای عطفی در روند بازیاند که میتوانند سرنوشت مسابقه، تیم، یا حتی دوران حرفهای یک بازیکن را دگرگون کنند. لحظهی تصمیم، جاییست که بازی از سطح حرکات مکانیکی جدا میشود و به قلمرو معنا پا میگذارد. در همین نقطه است که بازیکن از یک «اجزای سیستم» به یک «فاعل آگاه» تبدیل میشود؛ فاعلی که با کنش خود، معنا خلق میکند. این همان چیزی است که در فلسفه اگزیستانسیالیسم، به آن لحظهی انتخاب اصیل گفته میشود: تصمیمی آگاهانه، غیرقابل بازگشت، و مسئولانه، که انسان را تعریف میکند.
سورن کییرکگور، فیلسوف دانمارکی، در آثار خود بارها بر اهمیت لحظهی انتخاب تأکید میکند. به باور او، «انسان نه به واسطهی آنچه دارد، بلکه به واسطهی آنچه انتخاب میکند، تعریف میشود (Kierkegaard, 1843)» در فوتبال نیز چنین است. بازیکن با هر انتخاب، شخصیت خود را نهتنها به نمایش میگذارد، بلکه آن را میسازد. این انتخابها، تکرارپذیر نیستند؛ اگر لحظهای را از دست دهد، دیگر بازنمیگردد. اگر گل بزند، قهرمان میشود. اگر موقعیت را از دست دهد، باید با سنگینی آن زندگی کند. اما معنای انتخاب تنها در موفقیت نیست. اخلاق تصمیم در فوتبال، گاه در تصمیماتی جلوه میکند که فراتر از سود شخصیاند. بازیکنی که در صحنهای حساس، بهجای زدن شوت و درخشش فردی، توپ را به همتیمیاش پاس میدهد و او را در موقعیت گل قرار میدهد، نمونهای زنده از «انتخاب مسئولانه» را به نمایش میگذارد.
بله

















