نقد، بررسی و نظرات کتاب ابلیس درون - امانوئل کارر

PARIYA SADEGHI ✨
۱۴۰۵/۰۱/۰۲
من امروز کتاب رو تهیه کردم و نصفش رو به اتمام رسوندم خیلی اتفاقی با این کتاب روبه رو شدم و وقتی نسخه نمونش رو تهیه کردم فهمیدم که باید تهیش کنم لذا که من بیشتر طرفدار کتاب های صوتی کتابراه هستم و کتاب های متنی چشمام رو اذیت میکنه ولی این کتاب منو جذب خودش کرد شاید اینکه به پرونده های جنایی هم علاقه دارم بی تاثیر نبوده، قبلا ویدیو هایی رو در یوتوب که شرح این جنایات بود رو دیده بودم. از دو دیدگاه به این کتاب نگاه میکنم در دیدگاه اولم خودم رو جای رفیق صمیمی ژان میزارم، اینکه بعد ۲۰سال بفهمی رفیق صمیمیت تک تک کلاماتش، رفتارش دروغ بوده و روشم پنج نفر همراه یک سگ به قتل رسانده واقعا وحشتناکه حجم شوک و ترس و نا باوری که بهش وارد شده رو نمیتونم هرگز تصور کنم و فقط و فقط کلمه وحشتناک میاد به ذهن میدوم خودم رو جای ژان کلود میذارم که با چند تا دروغ مصلحتی مثل خوبم (وقتی که خوب نبوده) شروع شده و به دروغ های بسیار بزرگی تبدیل شده جوری که اگر واقعیت برملا میشد با مرگ برای او فرق نداشته اگر جای او بودم کاری که در پایان میخواست انجام بده رو احتمالا همون اول انجام میدادم و خود*کشی میکردم ولی واقعا ماهر بوده کاری کرده که کسی حتی نزدیک به برملا کردن راز ها و دروغ هایش نیز نشده است. (دروغ، دروغ میاورد) مصداق این کتاب است، شاید در ادامه کتاب ژان را بیشتر درک کنم و بیشتر بشناسمش💗عید همگی مبارک و ممنون از کتاب راه برای عیدی هایش🙏🏻
مهناز فروغیان
۱۴۰۵/۰۶/۰۳
«ابلیس درون» برای من بیشتر از یک زندگی نامه جنایی روایتی تکان دهنده درباره دروغ و اعتماد و شناخت انسان ها بود. تصور اینکه بتوان سال ها با نزدیک ترین افراد زندگی کرد و دروغ های بزرگی را به آن ها تحویل داد واقعاً ترسناک است و آدم را درباره مفهوم اعتماد و شناخت واقعی دیگران به فکر می اندازد. برای من این سؤال هم مطرح شد که قدرت ژان کلود در ساختن این زندگی دروغین تا چه اندازه حاصل شانس بود و تا چه اندازه به توانایی او در شناخت و فریب دیگران مربوط می شد.؟ از طرف دیگر نقش خانواده و تربیت او نیز قابل تأمل است اینکه آیا رفتار و تربیت نادرست والدین می تواند در شکل گیری چنین شخصیتی نقش داشته باشد؟ و آیا سرانجام خودشان نیز به نوعی قربانی گذشته ای شدند که در ساختن آن نقش داشتند؟ البته این موضوع نمی تواند مسئولیت جنایت های ژان کلود را از بین ببرد اما کتاب خواننده را وادار می کند درباره مرز میان تربیت و انتخاب فرد و مسئولیت فردی فکر کند. به نظرم یکی از نقاط قوت کتاب همین است که بعد از تمام شدنش هنوز سؤال هایی درباره شخصیت ژان کلود و انگیزه هایش در ذهن باقی می ماند. با تشکر از کتابراه
mitra.mh. 46
۱۴۰۵/۰۵/۳۰
داستان یا گزارش داستان گونه حاوی زندگی مردی است به نام ژان کلود که علاوه بر خودشیفتگی اختلال چند قطبی بودن وی نیز محرز است و در تعجبم چگونه تعدادی از دوستان نزدیکش که هم رشته بودند پی به عدم تعادل روحی و روانی ژان کلود نبردند، مگر می شود رفیق فابریک کسی باشی و بیشتر اوقات با هم نباشید یا حتی برای بیشتر با هم بودن سعی نکنید ساعت های کلاسهای عملی در کنار هم باشید. حتی نوع دوستیشان هم جای سوال دارد پس خیلی صمیمی نبودند دوستان صمیمی با زیر و بم رفتار و روحیات هم آشنا هستند که ژان کلود و لوک چنین نبودند اما زیاد با هم مراوده و رفت و آمد داشتند که نمی توان ملاک باشد. جامعه غربی چه راحت با این فاجعه کنار می آید، مردی که با نقشه ی قبلی و تهیه ی ابزار قتل، خانواده اش را به قتل می رساند فرصت دفاع به او می دهند و محکوم به ۲۲ سال زندان می شود هر چند که به گفته روانشناسان متعدد از جریان قتل برای مطرح شدن بیشتر خودش استفاده می کند. حتی در زندان نیز با یک زن رابطه عاشقانه برقرار می کند. به چنین کسی نمی توان گفت نادم و پشیمان، مرد باهوشی که از هوشش برای کشتار استفاده کرد.
Ghazal
۱۴۰۵/۰۱/۲۹
کتابی به شدت جذاب! به نظرم این کتاب یه جور شکافتن لایه‌های روان انسان هست، ولی نه اونجوری که انتظار داری. کارر زیاد وارد بحث‌های فلسفی یا روانکاوانه خشک و خالی نمی‌شه. بیشتر داستان‌گونه و از زاویه دید خودش به موضوع نگاه می‌کنه. صداقت بی‌پرده، گاهی آزاردهنده! کارر خیلی رک و راست حرف می‌زنه. از احساسات ناخوشایند، افکار غیرمنطقی، و جنبه‌های "ابلیسی" که ممکنه توی همه‌مون باشه، با جزئیات می‌نویسه. این صداقت یه جایی خوبه، ولی گاهی انقدر عریان می‌شه که ممکنه آدم رو اذیت کنه یا حس کنه داره قضاوت می‌شه. بزرگترین سوالی که کتاب مطرح می‌کنه اینه که مرز بین انسان عادی و اون جنبه تاریک چقدر نازکه؟ کارر نشون می‌ده که چطور شرایط، موقعیت‌ها، و حتی افکار ساده می‌تونن ما رو به سمت کارهایی بکشونن که ازشون برمیایم.
Masih
۱۴۰۴/۱۲/۲۵
روندی که داستان پیش میره گیرایی خاصی داره، البته کسایی که پرونده های جنایی رو دنبال میکنن میتونن بیشتر با این کتاب ارتباط بگیرن و لذت ببرن. چیزی که در طول خواندن این کتاب ازش نمیتونستم فرار کنم این بود که ارتباط روانی و همذات پنداری عجیبی رو با ژان کلود داشتم و عقیده دارم هر کسی به نوبه خود ژان کلوده، چرا که ما هم گاهی بدون اینکه دلیل واضحی داشته باشیم دروغ میگیم و داستان سرایی میکنیم. برای کسایی که حس تعلق به جایی ندارن، مطلقا در جامعه پذیرفته میشن و یا نمیتونن خودشون رو به راحتی ابراز کنن پیشنهاد میکنم. ممنونم از دوست عزیزم مهیار که این کتاب رو برای من پیشنهاد کرد.
مریم رضایی
۱۴۰۵/۰۴/۱۷
خیلی داستان جذاب، آموزنده و در عین حال ناراحت کننده ای بود. شخصیت داستان از نظر من سیاه و ابلیس نبود خاکستری بود. من فکر میکنم شخصیت دروغگوی داستان از کودکی به خاطر شرایط مادرش که نسبت به شنیدن واقعیت، حساسیت داشته و برای اینکه بتونه آرامش نسبی و تو زندگی حفظ کنه، وارد باتلاق دروغ و دروغگویی شده و کاملا در اون غرق شده. دروغ همه زندگیش شده. واقعا راست گفتن همه بدی های عالم در اتاقی زندانی هستن و قفل اون در با دروغ باز میشه
نسرین حاکم زاده
۱۴۰۵/۰۲/۳۰
کتاب ابلیس درون خواننده را از ابتدا با وقایع روبرو میکند و سپس ذهن او را به دنبال چرایی‌ها میکشاند. بسیاری از این چرایی‌ها هنوز علت کاملا صریحی از نظر علمی ندارند ولی در بعضی مواقع هم خواننده قانع میشود که چطور ادمی که کاملا عادی مینماید میتواند در درون پر از وقایع وحشتناک باشد. من کتاب را با میل و رغبت تا پایان دنبال کردم. از بررسی شخصیت خوشم آمد همچنین نویسنده قلم خوبی دارد.
رها آجودانی
۱۴۰۵/۰۳/۲۴
به نظرم ژان کلود کسی هست که کاملاً تمام و کمال به دست ابلیس درونش کنترل میشه تا جایی که نه فقط به دیگران حتی به خودش هم دروغ میگه که مبادا دچار عذاب وجدان بشه چنین آدم قصی القلبی که اجازه ارتکاب چنین جنایاتی رو به خودش میده همون بهتر که هرچه زودتر بمیر. اصلاً حکم اعدام باید باشه برای اشخاصی مثل ژان کلود.
زر بانو
۱۴۰۵/۰۶/۰۵
شاید مجازات اعدام در بعضی کشور و فرهنگها خیلی هم دور از ذهن و نا عادلانه نباشه. اینکه دروغ گفتن مادر تمام گناهان بزرگه اینجا هم ثابت شد. سپاسگزارم از مجموعه کتابراه و بانو آذین حسین زاده.
Tayebe Ahmadi
۱۴۰۵/۰۲/۲۳
انگار همیشه اغلب جنایتکارها برای توجیه اعمال شیطانی خود دستاویزی به نام خدا و ایمان را رو میکنن تا به جنایتها و ستمگری هایشان وجهه بدن و این باعث تاسفه ترجمه عالی بود با تشکر از کتابراه
مهتاب
۱۴۰۴/۰۸/۲۹
روایت این جنایت به صورت بی طرف از شروع واقعه تا اتمام ممکنه هیجان زیاد یا پایان غافلگیر کننده نداشته باشه ولی برای کسانی که علاقمند به مستند هستند دقیق و جذاب هست.
صدیقه زهرایی
۱۴۰۵/۰۶/۰۱
سلام و عرض ادب. خدا قوت. به نظر من کتابی آموزنده و روانشناسانه بود. که هر انسانی چه قدر می تواند به فطرت پاکش رفتار کند یا به نفس سرکش خود.
مری جون
۱۴۰۵/۰۵/۲۸
کتاب جالبی در عین کم حجمی و روانی موضوع قشنگی رو بیان میکنه که بنظرم لازمه به ادم ها تلنگر بخوره که دیدگاهشون رو دوباره بررسی کنن
بهنام بذرافشان
۱۴۰۵/۰۴/۱۵
با توجه به اینکه کتاب های جنایی و حوادث نمیخونم... ولی سبک نگارش نویسنده خوب بود...
Noonoosh
۱۴۰۵/۰۵/۲۳
طبق نظرات مثبت کتابو تهیه کردم ولی حقیقتا خودم اونقدر دوستش نداشتم
👋 سوالی دارید؟