نظر مهناز فروغیان برای کتاب ابلیس درون

مهناز فروغیان
۱۴۰۵/۰۶/۰۳
«ابلیس درون» برای من بیشتر از یک زندگی نامه جنایی روایتی تکان دهنده درباره دروغ و اعتماد و شناخت انسان ها بود. تصور اینکه بتوان سال ها با نزدیک ترین افراد زندگی کرد و دروغ های بزرگی را به آن ها تحویل داد واقعاً ترسناک است و آدم را درباره مفهوم اعتماد و شناخت واقعی دیگران به فکر می اندازد. برای من این سؤال هم مطرح شد که قدرت ژان کلود در ساختن این زندگی دروغین تا چه اندازه حاصل شانس بود و تا چه اندازه به توانایی او در شناخت و فریب دیگران مربوط می شد.؟ از طرف دیگر نقش خانواده و تربیت او نیز قابل تأمل است اینکه آیا رفتار و تربیت نادرست والدین می تواند در شکل گیری چنین شخصیتی نقش داشته باشد؟ و آیا سرانجام خودشان نیز به نوعی قربانی گذشته ای شدند که در ساختن آن نقش داشتند؟ البته این موضوع نمی تواند مسئولیت جنایت های ژان کلود را از بین ببرد اما کتاب خواننده را وادار می کند درباره مرز میان تربیت و انتخاب فرد و مسئولیت فردی فکر کند. به نظرم یکی از نقاط قوت کتاب همین است که بعد از تمام شدنش هنوز سؤال هایی درباره شخصیت ژان کلود و انگیزه هایش در ذهن باقی می ماند. با تشکر از کتابراه
هیچ پاسخی ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟