نقد، بررسی و نظرات کتاب وقتی زنم را حلق آویز دیدم! - جلد دوم - مجید ادیب زاده
Atefeh_asgari
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
21
کتاب کوتاه و جالبی بود من دوست داشتم کتابو متن روان بود و ساده بیان شده بود چندین صفحه و سطر نوشته سانسور شده بود که باعث سردرگمی در داستان میشد ولی در کل خوب بود داستان درباره ی دختری بود که از بچگی خانواده اش میخواستن مرد باشه و علاقه به فرزند پسر داشتن مجبور شده بود تو اون فضا بزرگ بشه روزی که سرکشی کرد و از خونه رفت دنبال زندگیش با یه سازمانی اشنا شد که معلوم نشد چه سازمانی بود که بعدا گفتن ۷ صفحه سانسور شده درباره ی سازمان بوده و اینکه من نفهمیدم کراکتر اصلی اگه زن بود چرا عمل شد و تبدیل به زن شد بخاطر سازمان و اهدافش تویه یه بانک دزدی کردن بمب گذاری کرد بانک و همه ی افراد بی گناه داخل بانک مرد نزن تبرعه شد اما همیشه فکر گناه اون روز دنبالش بود بعدا عاشق یکی از مرد دهاای شد که زن و بچه شو توی اون حادثه از دست داده بود ازدواج کردن با برادرش ارتباط برقرار کرد شوهرشو خیلی دوست داشت و سازمان هنوز دست از سرش بر نمیداشت اخرشم همسرش بخاطر اینکه اصل داستان رو نمیدونست زن خودشو حلق اویز کرد و اخرش نفهمید که مقصر اصلی مرگ زن و بچه اش سازمان بوده نه زن و نامزدش ممنون از کتابراه
داستان تلخ و عاری از احساسی هست که فضای بسیار تاریکی داره و ایراداتش هم خیلی زیاده. دیالوگها خیلی بی اساس و بدون فکر نوشته شده و جمله بندیها مشکل دارند. غلطهای املایی و ایرادات نگارشی هم خیلی دیده میشد. البته اینها بیشتر متوجه ویراستار کتاب هست ولی سرعت قصهگویی هم خیلی بالا بود و تا خواننده ماجرایی رو هضم کنه، سریعا با اتفاق دیگری مواجه میشه. به ماجرای سرقت از بانک و ماهیت سازمان که اتفاقا کل داستان بر اون اساس نوشته شده و جلو میره، باید بیشتر پرداخته میشد. نویسنده محترم عنوان کردند که مجبور به سانسور بعضی موارد شدند تا مجوز چاپ کتابشون صادر بشه، اما بهتر بود به جای این که در کتاب قید بشه این قسمت سانسور شده یا نقطه چین بگذارند، اسم و ماهیتی برای اون سازمان جایگزین میشد که مشکلی برای چاپ نداشته باشه و همچنین ابهامات زیادی رو هم برای خواننده ایجاد نکنه. موفق و موید باشید.
با نظراتی که از این رمان خوندم که اکثرا مثبت بود به نظرم بسیار بسیار رمان ضعیفی بود و نکات منفی زیاد داشت اول اینکه کلمات نامناسب زیاد به کار رفته بود به شخصه معتقدم تو کتاب نباید از کلمات بی ادبانه استفاده بشه نکته دوم اینکه خیلی کلمات تکراری زیاد داشت و با اینکه کلا ۹۶ صفحه بود اما بشدت حوصله سر بر بود و تو کل داستان اسمی از هیچکدوم از شخصیت ها برده نشده بود میشه گفت که همگی بی نام بودن و شخصیت اصلی داستان توی تعریف گذشته و اتفاقاتی براش افتاده بود قضیه رو خیلی کش داده بود که واقعا برای خواننده خسته کننده بود و نکات منفی زیادی که نوشتنش خیلی طولانی میشه. ممنون از کتابراه عزیز
من چند صفحه اول رو خوندم به نظرم جالب نیست البته هر کسی نظر خودش رو داره من کتاب های نویسندگان ایرانی مخصوصا جنایی نویس رو اصلا دنبال نمیکنم چون جالب نیستن بین کتاب های ایرانی جنایی نویس واقعا کتابی که نظر منو به خودش جلب کرد و لذت بردم کتاب پشت پرده بود یه داستان بی نظیر کارآگاهی با شرایط خاص که از نویسنده ایرانی واقعا همچین کتابی یه معرکه هست و بعد از کتاب های آگاتا کریستی فقط از اون لذت بردم چون هم هموطن کنه و هم قصه روانی داشت در هر صورت به هر دو تبریک میگم
داستان از نظر من بسیار بسیار غمگین و درعین حال بینهایت مهیج و دراماتیک بود کتابیه که باخوندنش چند نوع احساس و باهم تجربه میکنیدحتما حتما پیشنهاد میکنم بخونید نویسنده بصورت خیلی عجیب غریبی تونسته احساساتو همونطورکه هست ب تصویربکشه واقعا برای من بینظیر بود ودرعین حال فوق العاده غمگین بود... تشکر ویژه دارم از کتابراه عزیز و همینطور مخاطبین کتابهای جنایی و ترسناک عالی وبینظیر بود مرسی کتابراه عزیز... 💙💙💙
به نظر من، این کتاب دارای عواطف سرد و بی روح نویسنده، رمانی تلخ و دارای عواطف خاصی است! همچین کتابهایی بسیار کمیاب و همچنین یکی از بلند مرتبه و جزو بهترین منشأ افکار احساساتی است، زیرا با خواندن این کتاب فرد به راحتی متوجه احساساتی سرد. بی روح و همچنین گرمای جهنمی است که بسیار باشکوه است و از نظر من باید این نوع کتابها در رتبهای بهترین کتابها در طول قرن قرار بگیرد 🙌
این جلد فقط تنها چیزی که خیلی بهش پرداخته شد از سمت خانم فقط این بود من یه زنم از زن بودنم، زیبایی هام نکات خاصی نداشت و مثل رمانای ده سال پیش که فقط از خودشون تعریف میکنن بود و اینکه اگر پزشک معاینه اشون میکرد و میگفت دختره چه نیازی به جراحی بود که تتبیق جنسیت صورت بگیره؟ سازمان چی بود چرا اگر کتاب سانسور شد داستان رو جوری عوض نکردن که حداقل مخاطب متوجه بشه
جلد دوم وقتی زنم را حلقآویز دیدم بیشتر یک اثر روانشناختی–فلسفی است تا یک داستان صرف. نقطهی قوتش در انتقال صادقانهی حس پوچی و تنهایی است، اما همین موضوع میتواند نقطهضعفش هم باشد؛ چون برای همهی مخاطبان خوشایند نیست. اگر کسی به ادبیات تلخ، خودکاوی، و نگاه فلسفی به زندگی علاقه داشته باشد، این کتاب میتواند تجربهی متفاوتی باشد.
کتاب سرگرم کننده بود ودر قسمتهای مربوط به دزدی بانگ خیلی اغراق شده بود و همینطور اینکه شخصیت داستان خیلی سریع مورد توجه مردها قرار میگیره که در نهایت به ازدواج و نامزدی میرسه دروغ چرا اصلا نفهمیدم این چه سازمانی بود که این شخص گرفتار آنها شده بود از نظر من خیلی گنگ بود با سپاس
پرداختن به شخصیت داستان با این اختصاصات جسمی به نوعی نمایانگر شرایط زیستی و دغدغههای این قشر خاص میباشد ولی پرداژش صحنهها واتفاقات بسیار غلو شده و موفقیتهای ظاهری فرد را در گرو زیرکی و هوش سرشارش نشان داده است در مجموع به عنوان یک داستان نمیتواند خواننده را به شخصیت داستان پیوند دهد.
