داستان تلخ و عاری از احساسی هست که فضای بسیار تاریکی داره و ایراداتش هم خیلی زیاده. دیالوگها خیلی بی اساس و بدون فکر نوشته شده و جمله بندیها مشکل دارند. غلطهای املایی و ایرادات نگارشی هم خیلی دیده میشد. البته اینها بیشتر متوجه ویراستار کتاب هست ولی سرعت قصهگویی هم خیلی بالا بود و تا خواننده ماجرایی رو هضم کنه، سریعا با اتفاق دیگری مواجه میشه. به ماجرای سرقت از بانک و ماهیت سازمان که اتفاقا کل داستان بر اون اساس نوشته شده و جلو میره، باید بیشتر پرداخته میشد. نویسنده محترم عنوان کردند که مجبور به سانسور بعضی موارد شدند تا مجوز چاپ کتابشون صادر بشه، اما بهتر بود به جای این که در کتاب قید بشه این قسمت سانسور شده یا نقطه چین بگذارند، اسم و ماهیتی برای اون سازمان جایگزین میشد که مشکلی برای چاپ نداشته باشه و همچنین ابهامات زیادی رو هم برای خواننده ایجاد نکنه. موفق و موید باشید.
کتاب کوتاه و جالبی بود من دوست داشتم کتابو متن روان بود و ساده بیان شده بود چندین صفحه و سطر نوشته سانسور شده بود که باعث سردرگمی در داستان میشد ولی در کل خوب بود داستان درباره ی دختری بود که از بچگی خانواده اش میخواستن مرد باشه و علاقه به فرزند پسر داشتن مجبور شده بود تو اون فضا بزرگ بشه روزی که سرکشی کرد و از خونه رفت دنبال زندگیش با یه سازمانی اشنا شد که معلوم نشد چه سازمانی بود که بعدا گفتن ۷ صفحه سانسور شده درباره ی سازمان بوده و اینکه من نفهمیدم کراکتر اصلی اگه زن بود چرا عمل شد و تبدیل به زن شد بخاطر سازمان و اهدافش تویه یه بانک دزدی کردن بمب گذاری کرد بانک و همه ی افراد بی گناه داخل بانک مرد نزن تبرعه شد اما همیشه فکر گناه اون روز دنبالش بود بعدا عاشق یکی از مرد دهاای شد که زن و بچه شو توی اون حادثه از دست داده بود ازدواج کردن با برادرش ارتباط برقرار کرد شوهرشو خیلی دوست داشت و سازمان هنوز دست از سرش بر نمیداشت اخرشم همسرش بخاطر اینکه اصل داستان رو نمیدونست زن خودشو حلق اویز کرد و اخرش نفهمید که مقصر اصلی مرگ زن و بچه اش سازمان بوده نه زن و نامزدش ممنون از کتابراه
با نظراتی که از این رمان خوندم که اکثرا مثبت بود به نظرم بسیار بسیار رمان ضعیفی بود و نکات منفی زیاد داشت اول اینکه کلمات نامناسب زیاد به کار رفته بود به شخصه معتقدم تو کتاب نباید از کلمات بی ادبانه استفاده بشه نکته دوم اینکه خیلی کلمات تکراری زیاد داشت و با اینکه کلا ۹۶ صفحه بود اما بشدت حوصله سر بر بود و تو کل داستان اسمی از هیچکدوم از شخصیت ها برده نشده بود میشه گفت که همگی بی نام بودن و شخصیت اصلی داستان توی تعریف گذشته و اتفاقاتی براش افتاده بود قضیه رو خیلی کش داده بود که واقعا برای خواننده خسته کننده بود و نکات منفی زیادی که نوشتنش خیلی طولانی میشه. ممنون از کتابراه عزیز
من چند صفحه اول رو خوندم به نظرم جالب نیست البته هر کسی نظر خودش رو داره من کتاب های نویسندگان ایرانی مخصوصا جنایی نویس رو اصلا دنبال نمیکنم چون جالب نیستن بین کتاب های ایرانی جنایی نویس واقعا کتابی که نظر منو به خودش جلب کرد و لذت بردم کتاب پشت پرده بود یه داستان بی نظیر کارآگاهی با شرایط خاص که از نویسنده ایرانی واقعا همچین کتابی یه معرکه هست و بعد از کتاب های آگاتا کریستی فقط از اون لذت بردم چون هم هموطن کنه و هم قصه روانی داشت در هر صورت به هر دو تبریک میگم
داستان از نظر من بسیار بسیار غمگین و درعین حال بینهایت مهیج و دراماتیک بود کتابیه که باخوندنش چند نوع احساس و باهم تجربه میکنیدحتما حتما پیشنهاد میکنم بخونید نویسنده بصورت خیلی عجیب غریبی تونسته احساساتو همونطورکه هست ب تصویربکشه واقعا برای من بینظیر بود ودرعین حال فوق العاده غمگین بود... تشکر ویژه دارم از کتابراه عزیز و همینطور مخاطبین کتابهای جنایی و ترسناک عالی وبینظیر بود مرسی کتابراه عزیز... 💙💙💙
به نظر من، این کتاب دارای عواطف سرد و بی روح نویسنده، رمانی تلخ و دارای عواطف خاصی است! همچین کتابهایی بسیار کمیاب و همچنین یکی از بلند مرتبه و جزو بهترین منشأ افکار احساساتی است، زیرا با خواندن این کتاب فرد به راحتی متوجه احساساتی سرد. بی روح و همچنین گرمای جهنمی است که بسیار باشکوه است و از نظر من باید این نوع کتابها در رتبهای بهترین کتابها در طول قرن قرار بگیرد 🙌
این جلد فقط تنها چیزی که خیلی بهش پرداخته شد از سمت خانم فقط این بود من یه زنم از زن بودنم، زیبایی هام نکات خاصی نداشت و مثل رمانای ده سال پیش که فقط از خودشون تعریف میکنن بود و اینکه اگر پزشک معاینه اشون میکرد و میگفت دختره چه نیازی به جراحی بود که تتبیق جنسیت صورت بگیره؟ سازمان چی بود چرا اگر کتاب سانسور شد داستان رو جوری عوض نکردن که حداقل مخاطب متوجه بشه
جلد دوم وقتی زنم را حلقآویز دیدم بیشتر یک اثر روانشناختی–فلسفی است تا یک داستان صرف. نقطهی قوتش در انتقال صادقانهی حس پوچی و تنهایی است، اما همین موضوع میتواند نقطهضعفش هم باشد؛ چون برای همهی مخاطبان خوشایند نیست. اگر کسی به ادبیات تلخ، خودکاوی، و نگاه فلسفی به زندگی علاقه داشته باشد، این کتاب میتواند تجربهی متفاوتی باشد.
کتاب سرگرم کننده بود ودر قسمتهای مربوط به دزدی بانگ خیلی اغراق شده بود و همینطور اینکه شخصیت داستان خیلی سریع مورد توجه مردها قرار میگیره که در نهایت به ازدواج و نامزدی میرسه دروغ چرا اصلا نفهمیدم این چه سازمانی بود که این شخص گرفتار آنها شده بود از نظر من خیلی گنگ بود با سپاس
با تشکر از کتابراه و نویسنده عزیز اقای ادیب زاده کتاب غمگینی بود ابهام داشت خیلی مسائل را متوجه نشدم که بیان آن ها باعث اسپویل داستان میشه نمیدونم چرا سانسور!! به نظرم وقتی کتابی مهم ترین جاهای داستان باید حذف شه چاپ نشه خیلی بهتره چون واقعا باعث سردرگمی خواننده میشه!! با این حال ممنونم خدا قوت
داستان خوب و خواندنی بود و یه کشش خواصی داشت که همش میخواستم ببینم آخرش چی میشه، به کجا میرسن؟ اما انتظار نداشتم بعد یه زندگی نسبتاً خوب و عاشقانه زنشو دار بزنه شاید شما هم از من انتظار نداشتین رک و راست بگم زنشو دار زدولی خب حقیقت همینه در کل میخواستم بگم بهتون توصیه ش میکنم چون خواندنیه
پرداختن به شخصیت داستان با این اختصاصات جسمی به نوعی نمایانگر شرایط زیستی و دغدغههای این قشر خاص میباشد ولی پرداژش صحنهها واتفاقات بسیار غلو شده و موفقیتهای ظاهری فرد را در گرو زیرکی و هوش سرشارش نشان داده است در مجموع به عنوان یک داستان نمیتواند خواننده را به شخصیت داستان پیوند دهد.
آقای ادیب زاده عزیز خسته نباشید. امیدوارم که کارهای بهتری بیشتری بتونید بنویسید. کتاب حجم کمی داشت من از کتابهای با حجم کم خوشم میاد ولی کتاب که حجم کمی داره واقعا باید معنا و مفهوم عمیقی با خودش داشته باشه. و بیشتر روش کار بشه. کتاب وقتی زنم را حلق آویز دیدمی بیشتر کار داره
کتاب «وقتی زنم را حلق آویز دیدم!» یک تریلر جنایی نفس گیر و کاملاً ایرانی است. شروع غافلگیرکننده، شخصیت های واقعی و معمایی که لایه به لایه باز می شود، شما را تا صفحهٔ آخر میخکوب می کند. برای دوستداران داستان های پلیسی پرتنش یک پیشنهاد عالی است!
نویسنده، داستان رو سریع به جلو میبرد. اصلا اجازه نمیداد خواننده کمی درگیر موضوع شود. کسیکه عمل تغییر جنسیت میدهد سالها طول میکشد تا مانند همان جنس شود ولی این خانم همه را جذب میکرد و همه عاشقش بودند. آخرش هم چقدر بی معنی تمام شد.
با تشکر از قلم جناب مجید ادیب زاده و کتابراه عزیزم، من جلد اول و دوم کتاب رو متوالی طی چند روز مطالعه کردم، بی اطلاعتر از اونی هستم که مطلبی غیر از لذت بردنم از خوندن کتاب رو برای خوانندگان محترم آینده گزارش بدم.
خوب بود دوست داشتم جلو برم و به پایان داستان برسم، توضیح واضحی ازسازمان وجود نداشت ولی یکجایی از کتاب نوشته بود سازمان امنیت! در کل ماهیت سازمان پولشویی بود بهرحال دوست داشتم بیشتر از جزئیات سازمان بدونم...
کتاب بی مایه نپخته و بسیار ضعیف بود این چه سازمانی بود که در کتاب بهش حتی پرداخته نشده بود انگار کسی دنبال نویسنده کرده و او موظف به نوشتن چند خط بی ربط و از هم گسسته بوده؛ متاسفانه وقتم رو گرفت
سلام خسته نباشید داستان کوتاهی بود و طوری بود که ادم رو ناخودگاه به جلو سوق میداد و مجبور میکرد تا اخر داستان و بخونه (من جلد اول کتاب و نخوندم، ای کاش اونم رایگان میکردین) در کل میتونم بگم داستان جالبی بود موفق باشید
خسته نباشید میگم به نویسنده محترم ولی با عرض پوزش باید عرض کنم که کتاب اصلا جالب نبود داستان ضعیف و اغراق آمیزجمله بندیها ضعیفو... امیدوارم در آینده شاهد کتابهای ارزنده از شما باشیم..
جلد اول را نخوانده شروع به خواندن جلد دوم کردم، اما بعد از خوبی داستان و قلم نویسنده ترغیب و پشیمان شدم که چرا جلد اول را نخواندهام، پیشنهاد میکنم اول جلد یک ان را بخوانید.
جالب توجه راز آلود این داستان خواننده رو وادار به خواندن و دنبال کردن داستان میکنه داستان جوری تو خودش غرقت میکنه که انگار این داستان از بطن خودت نوشته شده
با وجود اینکه هنوز کتاب رو مطالعه نکردم ولی با خوندن خلاصهی عالی که کتابراه در اختیارم گذاشته میتونم با تطمینان بگم که قراره کتاب فوق العادهای باشه♡