نظر سما جعفری برای کتاب وقتی زنم را حلق آویز دیدم! - جلد دوم

وقتی زنم را حلق آویز دیدم! - جلد دوم
سما جعفری
۱۴۰۵/۰۱/۲۸
10
داستان تلخ و عاری از احساسی هست که فضای بسیار تاریکی داره و ایراداتش هم خیلی زیاده. دیالوگها خیلی بی اساس و بدون فکر نوشته شده و جمله بندیها مشکل دارند. غلطهای املایی و ایرادات نگارشی هم خیلی دیده میشد. البته اینها بیشتر متوجه ویراستار کتاب هست ولی سرعت قصهگویی هم خیلی بالا بود و تا خواننده ماجرایی رو هضم کنه، سریعا با اتفاق دیگری مواجه میشه. به ماجرای سرقت از بانک و ماهیت سازمان که اتفاقا کل داستان بر اون اساس نوشته شده و جلو میره، باید بیشتر پرداخته میشد. نویسنده محترم عنوان کردند که مجبور به سانسور بعضی موارد شدند تا مجوز چاپ کتابشون صادر بشه، اما بهتر بود به جای این که در کتاب قید بشه این قسمت سانسور شده یا نقطه چین بگذارند، اسم و ماهیتی برای اون سازمان جایگزین میشد که مشکلی برای چاپ نداشته باشه و همچنین ابهامات زیادی رو هم برای خواننده ایجاد نکنه. موفق و موید باشید.
مجید ادیب زاده
۱۴۰۵/۰۲/۱۲
ممنون از نظرات همه دوستان. من همه برداشتها و نقدها رو میخونم و حتما بهش فکر میکنم. ولی در مورد حذفیات کتاب، حقیقتش از سال 85 یا 86 که اولین کتابم با انتشارات گام به اداره کتاب رفت تا الان که 20 جلد کتاب رفته، واقعا خودمم نمیدونم کسی اون پشت هست که این آثار رو میخونه یا هوش مصنوعی و الگوریتم این حذفیات رو مشخص میکنه! اینه که هیچ وقت نشده بتونم با کسی صحبت کنم و بپرسم چرا باید اینا حذف بشه؟ یعنی اینجوری نیست که خودمم دلیل حذفیات رو بدونم و بعد برم از دوباره کتاب رو تغییر بدم. البته خودم ترجیح میدم حذف بشه اما تغییرش ندم. همون کتابی هم که با گام نو قراردادش رو بسته بودم، آخرش سال 91 با انتشارات ققنوس منتشر شد و من مجبورم شدم یک فصل کامل از کتاب رو حذف کنم و جالبه که همون سال از خانه کتاب زنگ زدن که کتاب شما برنده و تقدیر شده. یعنی واقعا هیچ حساب کتاب مشخصی نداره. از یک طرف چند سال آدم رو معطل نگه میدارن و از یک طرفم به خاطر همون کتاب که ناقصش کردن میخوان بهت جایزه بدن، بدون اینکه تو اصلا توی اون جشنواره شرکت کنی. یا یک داستانی نوشتم به اسم عکاسی از جنایتی عادی و توی این کتاب مرد جوونی هست که هیچ علاقهای به دخترهای جوون نداره و دنبال اینه که با یه زن متاهل دوست بشه که تصور میکردم اصلا به کتاب عکاسی از جنایتی عادی مجوز ندن، اما بدون حذفیات مجوز گرفت. در مورد این داستان هم به جز بقیه حذفیاتش، 7 صفحه پشت سرهم حذف شد که توضیحات سازمان بود و دلیل واقعی سرقت از بانک. طبعا وقتی ازت میخوان 7 صفحه پشت سرهم رو حذف کنی، لابد منظورشون اینه که نباید توی داستان حرفی درباره این موارد بیاد. و اینکه این همه جزییات اصلا قابل تغییر نیست. فقط میشه حذف کرد. ترجیح خودمم همین بود.