شما به پول، نیرو، مدیریت ریسک و... نیاز دارید و تا زمانی که دقیقاً ندانید چطور باید این کارها را انجام دهید و از بروز خطا جلوگیری کنید، نمیتوانید یک استارت آپ موفق را پایهریزی کنید. کتاب استارت آپ و محیط هوشمند نوشتهی محمد آنالوئی به کسانی که هنوز در مراحل مقدماتی ساخت کسبوکار خود هستند، میآموزد چطور کار را آغاز کنند و آن را با کمترین میزان خطر، مرحلهبهمرحله توسعه دهند.
دربارهی کتاب استارت آپ و محیط هوشمند
به همان اندازه که راهاندازی یک استارت آپ کار سادهای به نظر میرسد و میتوان آن را در یک هفته به وجود آورد، مدیریتش دشوار و به عوامل گوناگونی وابسته است. برخلاف آنچه در کتابهای انگیزشی بازگو شده، صرف مصمم بودن و انگیزه داشتن، برای بهوجودآوردن یک استارت آپ موفق کافی نیست و مدیر یک شرکت باید بتواند سرمایهی موردنیاز، ریسکهای پیشرو، چالشهای بازار که در آیندهی دور و نزدیک از پیشرفت و بقای شرکت جلوگیری میکنند، چگونگی تعامل با نیروهای انسانی و مشتریان و... را در پیشبینی و برای برطرف کردن موانع بر سر راهش، چارهاندیشی کند. کتاب استارت آپ و محیط هوشمند نوشتهی محمد آنالوئی به افرادی که ایدهی راهاندازی یک استارت آپ را در سر میپرورانند، اما هنوز آن را به کمال نرساندهاند و برای اجرایش نقشهای منظم طراحی نکردهاند، کمک میکند تا بیگدار به آب نزنند. ورود به بازار آزاد سرمایه باید با آمادگی و تاکتیک درست انجام شود؛ زیرا هزینهی شکست در این رزمگاه به معنای از دست دادن سرمایه، عمر، اعتبار و امید ایشان است.
محمد آنالوئی به مخاطبان خود برای حل مشکل عدم وجود سرمایهی موردنیازشان، روشهایی همچون دریافت وام و استفاده از صندوقهای حمایتی کسبوکارها را پیشنهاد میکند. البته او به این نکته نیز اشاره دارد که باید برای افتتاح یک استارتآپ برنامهای محاسبه شده و جامع داشته باشیم که در سریعترین حالت ممکن به سوددهی برسد، وگرنه با مشکل ناتوانی در بازپرداخت وام مواجه میشویم و حتی ممکن است تمام اموال شخصیمان را هم از دست بدهیم. کتاب استارت آپ و محیط هوشمند به مدیران کسبوکارها توصیه میکند که همیشه چند استراتژی را در نظر داشته باشند، خود را برای بههمریختن اوضاع هوشیار نگهدارند و برای پیادهسازی پلن B همه چیز را مهیا کنند.
کتاب استارت آپ و محیط هوشمند به کوشش نشر ویان منتشر شده است.
کتاب استارت آپ و محیط هوشمند برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب بهصورت بسیار مختصر و موجز، روشهای ایجاد و مدیریت یک شرکت استارتاپی را برای افرادی که میخواهند بدانند چطور کسبوکار خود را به راه اندازند و آن را توسعه دهند، معرفی میکند و شرح میدهد.
در بخشی از کتاب استارت آپ و محیط هوشمند میخوانیم
اگرچه محققانی که روششناسی استارت آپ ناب را ارائه میکنند تا حد زیادی نظرات خود را به اشتراک میگذارند، تفاوتهایی در روندی وجود دارد که پیشنهاد میکنند استارتآپها باید اتخاذ کنند. نویسندگان منتخب همگی موافق هستند که مرحله اول یک استارت آپ باید بر درک مشکلاتی که مشتریان با آن روبرو هستند تمرکز کند. از این درک، یک MVP باید بر اساس نیازهای مشتری باشد. ریس (2011) بر ایجاد یک MVP با هدف اتخاذ کنندگان اولیه و سپس عبور از حلقه BML برای اصلاح محصول تا زمانی که معیارهای راهاندازی نشان میدهد که کسبوکار آماده مقیاسپذیری است، تأکید میکند. بلنک و دورف (2012) رویکرد سفت تری را با الهام از کتاب تولید مدل کسب و کار استروالدر و پیگنیور (2010) پیشنهاد کردند. آنها یک مدل کسب و کار را با نه بلوک ساختمانی تعریف میکنند. با پیروی از روش استارت آپ ناب، مهمترین فرضیه برای موفقیت کسب و کار ابتدا باید آزمایش شود.
از آنجایی که محصول با بازخورد مشتری اعتبار و پالایش میشود، بلوکهای سازنده بعدی و کمتر مهم تا زمانی که مدل کسبوکار به طور کامل تأیید شود و بتواند به مرحله مقیاسبندی حرکت کند، آزمایش میشوند. پس از مرحله اول مصاحبه با مشتریان در مورد مشکل، یک نمونه اولیه مجازی باید برای آزمایش راه حل فرضیه ایجاد شود. هنگامی که این موارد تایید و اصلاح شدند، استارت آپ باید یک نمونه اولیه برای آزمایش قیمت بسازد. از آنجا، استارت آپ باید محصول را راه اندازی کند تا بخشهای باقی مانده از مدل کسب و کار را آزمایش کند. زمانی که هر بخش از مدل کسبوکار تأیید شد و نشان داد که استارتآپ یک مدل کسبوکار پایدار پیدا کرده است، باید به مرحله مقیاسپذیری شرکت برود.
بله

















