کتاب تاریخ بغداد اثر برجسته و مشهور خطیب بغدادی، مورخ عرب، است که زندگینامه و حسب حال دانشمندان، محدثان و بسیاری از بزرگان بغداد را شامل میشود. علاوه بر این، نگارندهی این اثر از شرح تاریخ بغداد و ذکر روایات خلفا و یاران آنها و همینطور وقایع تاریخی و مهم آن دوران نیز غافل نمانده است و به این شکل اثری جامع و قابل اعتنا تألیف کرده است.
دربارهی کتاب تاریخ بغداد
خطیب بغدادی (Al-Khatib al-Baghdadi) از تاریخنگاران شهیر قرن پنجم هجری به شمار میآید که شهرت خود را وامدار نگارش کتاب تاریخ بغداد (History of Baghdad) است. او در این کتاب سترگ شرح حال بیش از 7800 فرد سرشناس را به موازات تاریخچهی بغداد، بهعنوان یکی از شهرهای مهم کشور عراق گردآورده است؛ با اینکه مشخص نیست از چه زمانی نگارش این کتاب را آغاز کرده اما مبرهن است که تا آخرین سال زندگی خود به نگارش و ویرایش این اثر مشغول بوده است.
نگارنده در مقدمهی کتاب از جنبههای مختلف به شهر بغداد میپردازد و به تفصیل آن را از نظر تاریخ و تمدن و وضعیت جغرافیایی تشریح میکند و علاوهبر بررسی وجه تسمیهی آن، آثار تاریخی مختلف از مساجد و مقبرهها گرفته تا ابنیهها را معرفی و بررسی میکند. ازآنجاکه بغداد پایتخت خلفای عباسی بوده و از نظر علمی و سیاسی مرکز توجه دانشمندان، اندیشمندان بوده است، تلاش خطیب مبنی بر نگارش این متون، به درک ماهیت تمدن اسلامی کمک ویژهای میکند.
در بخش اصلی کتاب، خطیب بغدادی به شرح زندگی و احوالات بزرگانی مشغول میشود که زادهی شهر بغدادند و یا در آن پرورش یافتهاند. همچنین عالمانی که در این شهر به طور موقت اسکان گزیدهاند و یا بزرگانی که از بغداد عبور کردهاند، از نگاه نویسندهی کتاب تاریخ بغداد دور نماندهاند. او در این کتاب بیش از هر چیز به عالمان دینی بهویژه اندیشهورزان حوزهی حدیث توجهی ویژه مبذول داشته است و در باب محدثان، فقها، اهل اصول، مفسران، واعظان، قاریها، متکلمان، زاهدان و اهالی تصوف سخن رانده است. بغدادی افزون بر اینها، به شرح زندگی اهالی ادب، شعرا، داستانپردازان، ریاضیدانها، فیلسوفان، پزشکان، هنرمندان و حتی کمانگیران، آوازخوانها و موسیقیدانها و.. نیز پرداخته است. جالب است بدانید که در این کتاب سیودو زندگینامه به شرح حال زنان تعلق دارد که هر یک در حوزههای متنوعی سرآمد دوران خود بودهاند.
خطیب بغدادی نه تنها در بخش مقدمه که در تمامی فصول کتاب، مطالب خود را با ذکر سند و نام بردن از راویان اعتبار میبخشد. هرچند به نقد و بررسی روایتها نیز توجه داشته و در برخی موارد به ضعف روایتهایی نیز اذعان میکند. او با اینکه در کتاب تاریخ بغداد اطلاعات سیاسی، اقتصادی و نظامی چندانی در مورد شهر عراق ارائه نمیدهد اما از لحاظ فرهنگی تصویر روشنی از دوران زندگی خود پیش روی مخاطب میگذارد. همچنین با مطالعهی این کتاب میتوان شیوهی تدریس و چگونگی برخورد علما با شاگردان خود در طی قرن چهارم و پنجم هجری را نیز دریافت.
به این ترتیب خطیب بغدادی، این پژوهشگر تیزبین، اثری ماندگار را تدوین و تنظیم کرده است که همچنان اثری مقبول و قابل اعتنا محسوب میشود و از دیدگاه صاحبنظران از اعتبار بسیاری برخوردار است. گفتنیست که این اثر ارزشمند با تلاش عبدالهادی ثامری به فارسی برگردانده شده و انتشارات امید سخن آن را روانهی عرصهی چاپ و نشر کرده است.
کتاب تاریخ بغداد برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به شناخت تاریخ جهان اسلام، به ویژه کشور عراق و بهطورکلی تمامی علاقهمندان به مطالعهی تاریخ و زندگینامه از اطلاعات این کتاب بهره خواهند برد.
در بخشی از کتاب تاریخ بغداد - جلد اول میخوانیم
ابوالحسین هلال بنالمحسن گفت: «دارالخلافهای که در ساحل دجله و پایین نهر معلی بود، در گذشته به حسن بنسهل تعلق داشت که کاخ الحسنی نامیده میشد، وقتی فوت شد به دخترش بوران تعلق گرفت که المعتضد خواستار آن شد، بعد از تفکیک و تقسیمبندی آن بوران آن را تحویل گرفت و آن را مرمت، گچکاری و سفیدکاری نموده و بهترین فرشها را در آن قرار داده و برای حیوانات دربهای جداگانه نهاد و آن را از خزائنی که در خدمت خلفا بود، مستخدمین و کنیزانی را جهت خدمت در آنجا گماشت. زمانی که کارش به پایان رسید نامهای به المعتضد نوشت که به محل مزبور نقل مکان نماید! المعتضد به آن منتقل شد، از آن بسیار راضی بود آن را توسعه داد و چیزهایی را به آن اضافه نمود و دور تا دور آن حصاری بنا نمود، بعد از او المقتدر باللّه آن را بازسازی کرد که میدان و مناره چراغانی و محلی برای حیوانات به ساختمان اصلی متصل بودند. همچنین گفتم که هلال بنالمحسن برایم ذکر کرد که بوران خانه را به المعتضد تحویل داد، در صورتی که این صحیح نیست چون بوران تا زمان المعتضد زنده نبوده و ذکر کرد محمد بناحمد بنمهدی الاسکافی در تاریخش که او در دویست و هفتاد و یک فوت نمود و آن موقع هشتاد سال سن داشت و شبههای در این مورد وجود دارد، خدا بهتر میداند!
حدیثی داشتم با قاضی ابوالقاسم علی بنالمحسن التنوخی که گفتوگویی داشت با ابوالفتح احمد بنهارون النجم و با پدرم صحبتی داشتم که گفته بود، ابوالقاسم علی بنمحمد بنالحواری در ایام المقتدر باللّه در خانهاش حدیثهای زیادی جریان داشت که خداوند اجرش را زیاد نماید او در خانهاش خدمتکاران زیادی داشت. و طبق اخبار آن موقع حدود هزار و صد خادم اخته از سیسیل و روم و همچنین سیاهپوست داشت، اینها نوعی از خدمه در خانه بودند، جز اینها تعداد زیادی غلامان هجری و نرینههای حواشی دیگر موجود بودند.
همچنین گفت: حدیثی داشتم با ابوالفتح از پدر و عمهام در مورد پدرشان ابیالقاسم علی بنیحیی گفت که در خانه المتوکل هر نوبت تعداد مستخدمهها به چهارهزار میرسید، وی گفت: "سپس رفتیم که بپرسیم در چند نوبت بودند؟"
بله

















