بعضی قسمت ها واقعا خنده دار و با نمک بود. در مجموع متوجه شدم ما دهه شصتی ها هر جای ایران که بزرگ شده باشیم یک سری خاطرات نوستالژیک مشترک داریم، یک تعداد تجربه های اجتماعی مشترک که در حافظ جمعی همه ما نقش بسته مثل بازی ایران و استرالیا، مثل مراسم های صبحگاهی در هر شرایطی و یا مراسم های روز معلم و... نمی دانم که بچه های هفتادی و هشتادی و نودی هم این طوریند یا نه؟!، اما می دانم برعکس بعضی از هم نسلی هایم معتقد نیستم، ما دهه شصتی ها نسل سوخته باشیم، ما که با هم ارتش سری، ناوارو و پرین و حنا و بچه های کوه آلپ دیدیم، در کلاس ها مون بازی نشان مخصوص میتیکمان را انجام دادیم، چه طور ممکنه نسل سوخته باشیم در برابر بچه هایی که شاید بدونید چه چیزهای بیهوده ای می بینن و هیچ کدام از تجربه های مشترک ما را ندارند.
خانم کاویان خاطراتی از دوران کودکی، نوجوانی وجوانی خود را بازبانی ساده وروان نوشتهاند. داستانهای دوران کودکی دارای طنز بیشتری است و به تدریج که بزرگتر میشوند خاطرات جدیتر میشود. در داستان پرواز اصطلاح " لبخندهای یک اندازه " مهمانداران جالب بود. کتاب لغزشهای نوشتاری نداشت وداستانها سرگرم کننده بودند. امید که نوشتههای بیشتری از ایشان انتشار یابد. وسپاس همیشگی از کتابراه که خواندن را بسیار تسهیل کردهاند
این کتاب مجموعه خاطرات نویسنده هست که به زبان عامیانه و روان روایت شده، اما به نظر میرسد که نویسنده محترم اصرار زیادی داشتند که با استفاده از یک سری لغات و عبارات خاص، طنز داستان رو بیشتر کنند که نتیجه معکوس داده و از جذابیت کار کم کرده.. خاطرات ایشون به خودی خود زیبا و خندهدار بودند ولی نحوه روایت چندان دلنشین نبود. به نظرم حجم کتاب هم خیلی کم بود و اگر تعداد خاطرات بیشتری در کتاب آورده میشد، بهتر بود.
چقدر این کتاب جذاب و زیباست. جوری که حتی خودت را توش گم میکنی. با اینکه من دهه نودیام مطمئنم من این کتاب بیشتر از صد تا ده شصتی که با کل ورقهای این کتاب خاطره دارند دوست داشتم. چه خاطرات زیبا و دلنشین. خنده دار و بامزه. انگار این خاطرات زندگی من بود با اینکه هیچ کدومشون رو تجربه نکردم ولی میشد گفت که بعضیها شون رو با روش دیگهی تجربه کردم که با اندازه همان خاطرات شیرینی و تلخی خودشون داشتن.
درود. در این روزهای سخت، خوندن این کتاب جالب، خوب و آرامبخش بود. ایشون قلم و ذائقه خوبی در نوشتن دارند. خیلی جاها باهاشون همذات پنداری کردم چون بعضی خاطرات ایشون با من دهه پنجاهی یکی بود. براشون آرزوی موفقیت دارم و پیشنهاد می کنم کتاب را بخوانید و لحظاتی را با خاطرات ایشون زندگی کنین.
کتاب خاطرات فیروزهای مجموعه خاطرات خانم فیروزه کاویان بوده بسیارخاطرات شیرین وبازمزه داشته وهمچنان بعضی موارد پندآموز خصوصا اون داستانش که بادوستش دعواش میشه ومیخواهد خودش برگرده خانه اونجادراصل شروع موفقیت هرانسانه که بفهمه وابسته به هیچکی نباشه همیشه آنطرف ترس موفقیته
عالی بود مخصوصا سه داستان آخری خب برای اولین بار بود که کتاب کمیک از کتابراه دریافت کردم وکلی خندیدم ازخانم کاویان تشکر میکنم وبراشون آرزوی موفقیت دارمواز کتابراه عزیز هم ضمن تشکر خواهش میکنم کتابهای کمدی بیشتر بذارن تا تو این وانفسا کمی بخندیم
یک سری حوادث تکراری مثل پاره شدن کش تنبان. یا رفتار ناظم و معلم بد خلق. اگر چه کار اول است اما هر کاری اول نمی شود. بهتر است به زور و اجبار ننویسیم. اول باید بسیاربخوانیم بعد شاید یاد گرفتیم و نوشتیم.
جالب و روون و عامیانه و سرگرم کننده بودن خاطراتی که همه داریم مخصوصا خاطرات ناظم و مدیرهای ترسناک که به حرف هیچکی اهمیت نمیدادن و فقط نمره انضباط کم میکردن، واقعا زجرآور بودن که با بودن دوستان خوب میگذشت
کتاب شامل چندین داستان کوتاه از دورانهای کودکی، نوجوانی وجوانی نویسنده ست وظاهرا تلاش کرده رنگ ولعاب طنز وکمدی به این خاطرات بدهد ولی بنظر من چندان موفق نبوده ااستعارات واصطلاحات قدیمی ونخ نماست. درکل بددد
نیست
این کتاب مجموعهای از خاطرات طنز امیز زندگی خود نویسنده در سه دوره کودکی و نوجوانی و جوانیاش بوده است و بسیار جالب و دلنشین بود من دوستش داشتم و برای، این نویسنده عزیز دوره شصتی ارزوی موفقیت روز افزون را دارم🌹🙏
وای صفحهی ۲۰ هستم و از زمان شروع جنگ اخیر تا الان چیزی باعث خندیدنم نشده بود. فیروزه جان، اگه کامنت منو خوندی، جدی میگم من واقعا ازت ممنونم 🙏🏼🌹موفق باشی خانوم✌🏼👌🏼
کتاب در مورد خاطرات نویسنده هست من روایت هاش و دوست داشتم و از خوندنش لذت بردم یاد خاطرات خودم در اون دورانها افتادم... در هر کدوم از روایتها چند پند ظریف و کلیدی بود و زبان کتاب بسیار روان بود
سلام کتاب جالبی بود نه آنقدر هیجان انگیز که نشه دل کند نه آنقدر بی مزه که کلافت کنه نثرش روان بود و آدم و همراه خودش می کردبرای من که دهه شصتی هستم مثل این بود که با دوستم نشستم خاطره تعریف میکنیم
این کتاب به خاطرات و ماجراهای دوران کودکی و نوجوانی ما دهه شصتی ها نزدیکه و حس نوستالژی داره. نثری ساده و روان دارد. پرگویی ندارد و ماجراها را مختصر و مفید شرح داده است.
این کتاب مجموعهای از خاطرات طنز امیز زندگی خود نویسنده در سه دوره کودکی و نوجوانی و جوانیاش بوده که جالب بود. برای این نویسنده عزیز ارزوی موفقیت روز افزون دارم
داستان شیرین و جذابی بود و خاطرات برای خیلیها که زمان و دوره ایشانرا تجربه کردند یادآوری دلچسبی بود از ایشان و کتابراه بابت این کتاب شیرین و خستگی در کن سپاسگزارم
خیلی عالی بود. انگار خودم رو میدیدم در این خاطرات. چقدر دههی شصتیها خاطرات مشترک دارند. این کتاب رو با پسر۱۳ سالهام خواندم و کلی ذوق کردیم توی اوضاع جنگ با اسراییل
کتاب جالبی بود، بازبان شیرین وطنزگونه داستاتهای دوران کودکی روبیان کرده بود، داستانهای اخرباعث شادی ونشاط بیشتری درمن شد
باتشکرازنویسنده وبرنامه کتابراه