اووم اسیا در کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی به بررسی فرایندایجاد، توسعه و مدلهای برنامهی آموزشی محصلان میپردازد. نویسنده تأکید میکند که برنامهریزی درسی باید با در نظر گرفتن نیازهای فراگیران، اهداف آموزشی و استراتژیهای تدریس انجام شود. در این کتاب همچنین، مدلهای مختلفی برای سازماندهی و اجرای برنامههای درسی معرفی شدهاند که فرایند یادگیری را بهبود میبخشد.
دربارهی کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی
فرایند طراحی و توسعهی برنامهی درسی بهعنوان یک روند نظاممند برای سازماندهی آنچه که باید آموزش داده شود، به چه کسانی و چگونه باید آموزش داده شود، از اهمیت فراوانی برخوردار است. اووم اسیا (Uwem Essia) در کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی (CURRICULUM DESIGN, DEVELOPMENT, AND MODELS) با تمرکز بر این موضوع، نقش کلیدی برنامهریزی صحیح در برقراری ارتباط بین این عناصر را توضیح میدهد. نویسنده بر اهمیت هماهنگی بین اهداف آموزشی، نیازهای فراگیر و روشهای تدریس تأکید دارد و بر این باور است که تمام اجزای برنامهی درسی باید در ارتباط با یکدیگر به شکلی منسجم طراحی شوند.
اووم اسیا در این کتاب به معرفی اصول برنامهی درسی، تاریخچه و الگوهای طراحی آن پرداخته و راهبردهای تدوین، اجرا و ارزیابی برنامهی درسی را به طور جامع بررسی میکند. نویسنده مفاهیم کلیدی و فرایندهای مرتبط با برنامهریزی آموزشی را در ده فصل شرح داده و روی نظریهها، الگوها و دستورالعملهای کاربردی تمرکز دارد. از جملهی بهترین شیوههای پیشنهادشده در کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی میتوان به شناسایی نیازهای فراگیران و اهداف آموزشی بهعنوان نخستین گامها اشاره کرد. نقشهبرداری دقیق از محتوای آموزشی و روشهای تدریس نیز مرحلهای اساسی در این فرایند محسوب میشود. در این راستا، اووم اسیا تأکید میکند که باید چالشهای احتمالی و محدودیتها در فرایند اجرا بررسی شوند تا برنامهی درسی نهایی بتواند پاسخگوی نیازهای متنوع باشد.
از دیگر نکات برجستهی کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی میتوان به تمرکز روی طراحی فراگیرمحور بهعنوان یکی از الگوهای رایج تدوین برنامهی درسی اشاره کرد. اووم اسیا بر این باور است که درگیر کردن فراگیران در این فرایند نه تنها کیفیت یادگیری را افزایش میدهد بلکه باعث پذیرش بهتر برنامههای آموزشی توسط آنها میشود. این رویکرد هم به شناسایی دقیقتر نیازهای آموزشی کمک میکند و هم امکان بازبینی و تغییرات لازم برای بهبود طراحی را فراهم میآورد.
در پایان، تأکید بر ارزیابی برنامهی درسی و سنجش میزان موفقیت در دستیابی به اهداف آموزشی مورد نظر، یکی از مهمترین مراحل این فرایند است. نویسنده پیشنهاد میکند که طراحی برنامههای درسی باید به گونهای انعطافپذیر باشد تا بتواند پاسخگوی تغییرات و نیازهای جدید باشد. کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی، ابزارها و اصولی عملی را ارائه میدهد که میتوانند برای متخصصان و علاقهمندان به طراحی برنامه درسی، بسیار ارزشمند باشند. اکنون این کتاب با ترجمهی دکتر حسین حسنی و دلارام درویش پور که به همت انتشارات دانشگاه یزد چاپ و منتشر شده، در اختیار شما قرار دارد.
کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای معلمان، دانشجویان و متخصصان حوزههای علوم تربیتی و آموزش و پرورش طراحی شده است و دیدگاهی جامع دربارهی طراحی، توسعه و اجرای برنامههای درسی ارائه میدهد. مطالعهی آن برای علاقهمندان به اصول برنامهریزی آموزشی نیز ارزشمند است.
در بخشی از کتاب طراحی، تدوین و الگوهای برنامه درسی: اهداف یادگیری، محتوای دوره و راهبردهای آموزشی میخوانیم
برای یک پیشرفتگرا، فهرستی از دروس مدرسه، برنامههای درسی، دورههای تحصیلی، و فهرست دروس رشته خاص، یک برنامه درسی را نمیسازد. اینها تنها زمانی میتوانند برنامه درسی نامیده شوند که مواد نوشتاری توسط دانشآموز عملیاتی شود. ترقیگرایان، برنامه درسی را کل تجربیات یادگیری فرد میدانند. این تعریف، بر اساس تعریف تجربه و آموزش جان دیویی استوار است. جان دیویی باورداشت که اندیشه تأملی، وسیلهای است که عناصر برنامه درسی را یکپارچه میکند. اندیشه از عمل نشئت نمیگیرد؛ بلکه به واسطه بهکارگیری آن اندیشه در عمل، مورد آزمون قرار میگیرد.
برنامه درسی بهعنوان یک فرایند، زمانی رخ میدهد که یک معلم وارد یک محیط آموزشی خاص با توانایی تفکر انتقادی، درک از نقش خود و انتظارات دیگران از او و یک پیشنهادی برای اقدام میشود که اصول و ویژگیهای اساسی تجربه آموزشی را مشخص میکند. با کسب راهنمایی از این موارد، معلمان به گفت و شنود بین افراد و با آنها تشویق میشوند که ممکن است به یک مسیر فکری و عملی منجر شود. علاوه بر این، معلمان باید به طور مستمر فرایند و آنچه را که میتوانند از نتایج ببینند، ارزیابی کنند.
هر تعریفی از برنامه درسی، برای اینکه عملاً مؤثر و سازنده باشد، باید بیشتر از یک بیانیه، درباره محتوای دانش یا موضوعاتی باشد باید آموزش، منتقل یا ارائه شود. بهعبارتدیگر، کسانی که برنامههای درسی را طراحی میکنند، به طور عمدی فرهنگ بیانگر مدارس را برنامهریزی میکنند. اگر این موضوع درست باشد، در این صورت، برنامه درسی فقط برای (یا از دید) دانشآموزان «پنهان» است و ارزشها باید به طور واضح بهصورت بخشی از آنچه برای دانشآموزان برنامهریزی شده است، فهمیده شوند؛ بنابراین، آنها باید بهعنوان یک قسمت کامل از برنامه درسی و بهویژه بهعنوان یک تمرکز مهم پذیرفته شوند؛ زیرا باید سؤالاتی در مورد مشروعیت چنین روشهایی مطرح شود.
بله



















