چه میشود اگر تمام آنچه در مورد موفقیت به ما آموختهاند، ناقص باشد؟ اگر مسیرهای از پیش تعیینشدهی موفقیت، نسخهی یکسانی باشد که دیگر کارایی سابقش را ندارد؟ کتاب اسب سیاه نوشتهی تاد رز و اوگی اوگاس، نگاهی انقلابی به مفهوم موفقیت در دنیای مدرن دارد. برخلاف الگوهای رایج که موفقیت را بهعنوان پیروی از مسیرهای مشخص و استاندارد تعریف میکنند، نویسندگان این کتاب بر فردیت، انگیزههای شخصی و ساختن مسیر مختص به هر فرد تأکید دارند.
دربارهی کتاب اسب سیاه
اسب سیاه همان اسبی است که کمتر از بقیهی رقبایش یالوکوپال به هم زده، کندتر یا ضعیفتر به نظر میرسد یا به هر دلیلی کمتر جلبتوجه میکند و خلاصه هیچکس حاضر نیست روی برندهشدن او شرط ببندد. اما او دقیقاً همان اسبیست که در کمال ناباوری همگان خط پایان را رد میکند و در نهایت برندهی میدان میشود. در فرهنگ عامه نیز اسب سیاه به کسی گفته میشود که برخلاف انتظار دیگران، موفق میشود. در کتاب اسب سیاه (Dark Horse)نوشتهی تاد رز (Todd Rose) و اوگی اوگاس (Ogi Ogas) نیز، اصطلاح اسب سیاه به کسانی اطلاق میشود که بدون پیروی از فرمولهای رایج موفقیت، با کشف علایق و انگیزههای شخصی خود، به دستاوردهایی بزرگ و رضایتبخش میرسند. این افراد، لزوماً نخبه یا فوقالعاده خاص نیستند؛ آنها فقط مسیر خود را پیدا کردهاند و حاضر شدهاند برخلاف جریان معمول حرکت کنند.

تاد رز با استفاده از داستانهای واقعی از افراد گمنامی که به موفقیتهای شگفتانگیز رسیدهاند، ثابت میکند که موفقترین انسانها اغلب کسانی هستند که جسارت خروج از مسیرهای معمول را داشتهاند. نه صرفاً بهخاطر طغیانگری، بلکه به این دلیل ساده که مسیرهای سنتی، با هویت، استعداد و خواست درونیشان همخوانی نداشته است. این کتاب نشان میدهد که دنبالکردن مسیر خودساخته باعث موفقیت حرفهای شده و به رضایت عمیق شخصی، رشد درونی و حس معنا در زندگی هم منجر خواهد شد.
رویکرد علمی و دقیق نویسندگان در تحلیل رفتارها، این اثر را از شعارهای کلیشهای مرسوم جدا ساخته و زبان ساده، روایتهای الهامبخش و چارچوبهای عملی، کتاب را برای طیف وسیعی از مخاطبان قابلاستفاده کرده است. از کارآفرین گرفته تا هنرمند، معلم، دانشجو یا هر انسانی که میخواهد فرصتی جدید و راهی نو در مسیر موفقیت و خودسازی به خود هدیه دهد. کتاب اسب سیاه با ترجمهی فاطمه باغستانی از انتشارات نسل نواندیش چاپ شده و در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
نکوداشتهای کتاب اسب سیاه
- با خواندن این کتاب تصور متعارف ما را از چیستی موفقیت و چگونگی دستیابی به آن در هم میشکند. (امی کادی، روانشناس اجتماعی، نویسنده پرفروش)
- نمرات خوب؟ اختیاری. آموزش رسمی؟ نه این کتاب تجلیل قانعکنندهای از افرادی است که راههای مرسوم موفقیت را رد میکنند، اما بههرحال به آن دست مییابند، البته به روش خودشان! (آدام گرانت، نویسنده پرفروش نیویورکتایمز)
- چرا فردیت منجر به تحقق میشود؟ و به نوبه خود، چرا تحقق منجر به برتریست؟ اگر یک اسب سیاه هستید یا در فکر جداشدن از گلهاید، این کتاب میتواند نقشه راه شما در مسیر موفقیت باشد. (دن پینک، نویسنده پرفروش نیویورکتایمز)
- اسب تاریکی یک اثر جاهطلبانه و اصیل است که چارچوبی کاملاً جدید را برای پیشرفت شخصی و حرفهای پیشنهاد میکند. تعداد کمی از کتابها تا این حد در من طنینانداز شدهاند. (دیوید اپستاین، نویسنده پرفروش نیویورکتایمز)
کتاب اسب سیاه برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب اسب سیاه برای کسانی است که نمیخواهند بهصرف زندگیکردن اکتفا کنند، بلکه میخواهند بهترینِ خودشان را در این جهان هستی پیدا کنند. این کتاب با زبانی ساده، روایتی پر از مثال و چارچوبهایی کاربردی، به شما کمک میکند تا از فشارهای اجتماعی و آسیبهای ناشی از اسب سیاه مظلوم و سرخورده بودن، خلاص شوید و یک زندگی سراسر شگفتی بسازید که واقعاً متعلق به شماست.
در بخشی از کتاب اسب سیاه میخوانیم
انتخاب کردن فردیت شما را وارد بازی میکند. انتخاب کردن ابزاری است که شما با آن ذوقوشوق را به هدف تبدیل میکنید.
با قدرت گرفتن عصر استانداردسازی، ما دستکم در حوزهی مصرفگرایی وارد روزگار انفجار انتخابها میشویم. کمتر از سیسال پیش بود که بیشتر تلویزیونهای امریکا فقط چهار شبکه بازرگانی داشتند: ای.بی.سی، ان.بی.سی، سی.بی.اس و فاکس. امروز فقط ماهواره کامکست چیزی بیش از ششصد شبکه تلویزیونی را پوشش میدهد. در آن زمان رقابت بین دو نوشابه اصلی کوکا و پپسی بود و امروز هر بار که برای خرید میرویم، با طیف وسیعی از برندهای نوشابه مواجه میشویم، اما اینهمه کولاک سر انتخابهای مصرفکننده، در برابر آنچه از اینترنت بیرون میآید هیچ است. فقط آمازون بیش از پانصدمیلیون محصول عرضه میکند و این از موجودی جیب ثروتمندترین مصرفکنندههایی که زمانی با ماشین به فروشگاههای چندمنظوره سر میزدند هم بیشتر است.
اکنون در عصر طلاییِ انتخابهای مصرفکنندگان هستیم، اما وقتی کار به انتخابهای مهم زندگی خودمان میرسد و حرف از آموزش و حرفه میشود، گویی از صد سال پیش به این طرف هیچ تغییر و تحولی نداشتهایم. دلیلش این است که عهدنامه استانداردسازی تمام انتخابهای مهم و معنادار را از دسترسمان دور کرده است و همه را به سازمانها داده است. یکی از پیشفرضهای استانداردسازی این است که اختیار تصمیمگیری را از قشر کارگر و دانشجو بگیرد و به مدیران و گردانندگان بدهد و بهاینترتیب سیستم را به بالاترین اندازه برساند.
بله




























