کتاب یادنامه داریوش شایگان به کوشش علی دهباشی در ستایش اندیشهای است که مرزهای شرق و غرب را درنوردید. این اثر شامل 180 مقاله از اندیشمندان برجسته و شاگردان شایگان است که به بررسی آثار، زندگی و تأثیرات فکری او میپردازند. این کتاب در نه بخش تنظیم شده و بهعنوان منبعی ارزشمند برای پژوهشگران حوزهی فلسفه و فرهنگ معاصر ایران محسوب میشود.
دربارهی کتاب یادنامه داریوش شایگان
داریوش شایگان (Dariush Shayegan) از برجستهترین متفکران معاصر ایران بود که با آثارش در حوزهی فلسفه، دینپژوهی و نقد فرهنگی، تأثیر عمیقی بر اندیشهی ایرانی گذاشت. او در تهران و در خانوادهای با پیشینهز آذربایجانی و گرجی به دنیا آمد و از کودکی با زبانها و فرهنگهای گوناگون آشنا شد. تحصیلاتش را در فرانسه ادامه داد و نزد استادانی چون هانری کربن شاگردی کرد. شایگان با نگارش آثاری چون «آسیا در برابر غرب»، «افسونزدگی جدید» و «ادیان و مکتبهای فلسفی هند» به بررسی بحران هویت در جوامع سنتی در مواجهه با مدرنیته پرداخت و نقش مهمی در گفتمان روشنفکری ایران ایفا کرد. علی دهباشی، پژوهشگر و سردبیر مجلهی بخارا، کتاب یادنامه داریوش شایگان، را سه سال پس از درگذشت شایگان گردآوری کرده است که شامل بیش از 180 مقاله، یادداشت، گفتوگو و سروده از اندیشمندان، نویسندگان و شاگردان شایگان میشود.
کتاب یادنامه داریوش شایگان شامل 9 بخش اصلی میشود. در بخش اول با عنوان «داریوش شایگان، یک دور تمام»، زندگینامه و سیر فکری شایگان از زبان شخصیتهای گوناگون روایت میشود و تصویری جامع از اندیشههای وی ارائه میگردد. قسمت دوم با عنوان «آثار داریوش شایگان»، مقالاتی پیرامون تحلیل و بررسی آثار مختلف شایگان گردآوری شده است. بخش سوم به «گفتوگوهایی دربارهی داریوش شایگان» اشاره دارد و شامل مصاحبهها و گفتوگوهایی با شایگان و دربارهی او میشود که دیدگاههای مختلف را منعکس میکند. یادداشتها و مقالاتی که پس از درگذشت شایگان نوشته شده و به بزرگداشت او اختصاص دارد در کنار اشعاری که شاعران مختلف در رثای شایگان سرودهاند، در بخش چهارم و پنجم کتاب با عنوان در سوگ داریوش شایگان و سرودههایی برای داریوش شایگان گرد آمده است.

مراسم تشییع داریوش شایگان ششم فروردین 1397 در مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی برگزار و نهم فروردین مجلس یادبودی برای او تشکیل شد. سپس در اردیبهشت همان سال سیصد و چهل و یکمین شب بخارا به یاد وی و در تجلیل از مقام او بر پا گشت. در بخش ششم کتاب یادنامه داریوش شایگان، گزارش مراسم تشییع، خاکسپاری و یادبود وی و در قسمت هفتم، گزارش شب داریوش شایگان در مجلهی بخارا ارائه شده است. بخش هشتم که یکی از بخشهای کمحجم این کتاب است، به مصاحبهای اختصاص دارد که بهمن فرمانآرا با داریوش شایگان دربارهی موضع مرگ کرده و دیدگاههای شایگان را دربارهی مرگ و فلسفه آن بازتاب میدهد. سرانجام در بخش پایانی کتاب تصاویر مرتبط با شایگان و فهرست کامل آثار او آمده است.
علی دهباشی این یادنامه را با مشارکت اندیشمندانی چون سروش دباغ، کامران فانی، مصطفی ملکیان، بهاءالدین خرمشاهی، مصطفی محقق داماد، بیژن عبدالکریمی و رسول جعفریان تهیه کرده است و شامل سخنانی از برجستهترین شخصیتهای ادبی و علمی دربارهی داریوش شایگان میشود. تنوع دیدگاهها و عمق مطالب، این کتاب را به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران و علاقهمندان به اندیشههای شایگان تبدیل کرده است. کتاب یادنامه داریوش شایگان نهتنها بزرگداشتی از یک فیلسوف برجسته است، بلکه سندی از تأثیر عمیق او بر فرهنگ و اندیشه معاصر ایران محسوب میشود. این کتاب را انتشارات علمی و فرهنگی منتشر کرده است.
کتاب یادنامه داریوش شایگان برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که علاقهمند هستند بیشتر دربارهی این اندیشمند ایرانی و بهطورکلی فلسفهی ایرانی بدانند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب یادنامه داریوش شایگان میخوانیم
علوم انسانی در ایرانِ پیش از انقلاب دو مسیر متمایز داشتند: در مسیر نخست، این علوم را چهبسا با جهتگیری انتقادی و روشنفکرانه میبینیم که معطوف به تغییر و رهاییاند. گاه فحوای سیاسی پیدا میکنند و رنگوبوی تعارضهای اجتماعی را به خود میگیرند؛ ولی در مسیر دوم، علوم انسانی بیشتر درصدد تحقیقات تخصصی برکنار از مناقشات جاری اجتماعیاند و نهایتاً میخواهند فرهنگ ایرانی و زبان فارسی و دانش و حکمت تمدنی را بسط بدهند، ضعف و قوت آن را بفهمند، مراودات این فرهنگ با فرهنگهای دیگر را دنبال بکنند، و از ضعف و قوتها سر برآورند. در پی آن لایههای عمیقتر فرهنگها در زیر آسمانهای جهان بودند.
مسیر اول را بیشتر در دانشگاهها و یا حداکثر در مؤسسات خاصی همچون «مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران» میبینیم که تحتتأثیر فضاهای دانشجویی و گفتمانهای عمومی و فضاهای روشنفکری و مناقشات سیاسیاند و در چنین شرایطی برای مثال جامعهشناسانی مثل امیرحسین آریانپور، استادان اقتصاد مثل ناصر پاکدامن، و استادان تاریخ مانند هما ناطق و بقیه مباحث خود را با نگاهی انتقادی به اوضاع زمانه، ساخت قدرت، و مناسبات ثروت و حکومت دنبال میکنند.
اما مسیر دوم غالباً بهدور از دانشگاهها در کنج آرام مؤسسات مطالعاتی و تحقیقاتی دنبال میشود، مؤسساتی که در حواشی حکومت و بهنوعی با حمایتهای کسانی از آن (مانند فرح پهلوی) و یا در مرزهای میان دولت و اصحاب فرهنگ بهوجود میآیند. برعکس دانشگاهها که کارکرد آموزشی در آنها غالب بود، اینها عمدتاً کارکرد پژوهشی داشتند، تعاملات بینالمللی میکردند، سمینار میگذاشتند، کتابهایی تولید و منتشر میکردند و مانند آن.
بله


















