کتاب فارسی زبانی اثر برجستهی ایرانشناس اتریشی، برت فراگنر از مهمترین آثار در حوزهی مطالعات زبان و فرهنگ ایرانی است که نقش تاریخی زبان فارسی را بهعنوان یک زبان ارتباطی فرامنطقهای بررسی کرده است. زبان فارسی یکی از مهمترین زبانهایی است که در بزنگاههای تاریخی نقش داشته و شاهراه ارتباطی میان ملل بوده است؛ کتاب پیش رو پژوهشی است بر کارکرد این زبان در تاریخنگاری فرهنگی کشورهای آسیایی.
دربارهی کتاب فارسی زبانی
برت فراگنر (Bert Fragner) ایرانشناس برجستهی اتریشی در کتاب فارسی زبانی (Iranisches Personennamenbuch III: Noms propres sassanides en moyen-perse epigraphique) ریشههای استفاده از زبان فارسی در ملل مختلف و نقش کلیدی ارتباطیای که در طول تاریخ ایفا کرده را بررسی کرده و به تاریخنگاری این زبان پرداخته است. مفهوم «پرسوفونیا» به معنی توصیف وضعیت تاریخی یک زبان در منطقهای مشخص و فراتر از مرزهای یک کشور، اصلیترین موضوع پژوهش فراگنر در این کتاب است. او بیان میکند که چگونه زبان فارسی بهعنوان زبان اداری، ادبی و فرهنگی در مناطقی چون آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قارهی هند و حتی امپراتوری عثمانی نقشآفرینی کرده است.
برت فراگنر با تحلیل دقیق و گستردهی خود، انتشار و رواج زبان فارسی در بخشهای وسیعی از آسیا را مورد مطالعه قرار داده و کارکرد آن در امور اداری، و ایجاد روابط فرهنگی میان کشورها را بررسی کرده است. به این منظور مطالعهای مفصل درمورد ریشههای زبان فارسی کنونی و تحولاتش در طول تاریخ، صورت گرفته که اطلاعات مفیدی در رابطه با زبان فارسی نو و میانه را شامل میشود.

زبانها بهعنوان شاهکلید ارتباطی میان ملتهای گوناگون، در سیاست، علم، هنر و تجارت و بازرگانی نقش مهمی ایفا میکنند. زبان فارسی با قلمروی گستردهی خود در تاریخ فرهنگی آسیای پیشامدرن، همواره در حال نفوذ به عناصر بیانی روزمرهی مردم بوده و آثار خود را در طول تاریخ به جا گذاشته است. برت فراگنر در کتاب فارسی زبانی تکامل زبان فارسی در طول زمان را بررسی و جنبههای جغرافیایی و فرهنگی آن را مورد مطالعه قرار داده است. کتاب پیش رو منبعی جامع برای ایرانشناسان و زبانشناسانی به حساب میآید که میخواهند ریشههای تاریخی و کارکرد فرامنطقهای زبان فارسی را مطالعه کنند.
این کتاب توسط سعید فیروزآبادی ترجمه شده و به همت انتشارات علمی و فرهنگی در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
کتاب فارسی زبانی برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به ایرانشناسان، دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان فرهنگ و زبان فارسی، توصیه میشود.
در بخشی از کتاب فارسی زبانی: قلمرو، هویت و رابطه زبانی در تاریخ آسیا میخوانیم
نخستین مرحلههای گسترش زبان فارسی در مقام زبان آمدوشد و تجاری از فلات ایران و ازطریق ماوراءالنهر در امتداد جادهی ابریشم را نمیتوان براساس متون مشخص کرد. بنابراین باید بهدنبال شواهدی گشت. شاید بتوان نتیجه گرفت که در اصطلاحات ترکی دورهی صدر اسلام از سخنگویان فارسیزبان بهنام «تاجیک» (اغلب بهصورت «تازیک» و غیره) یا «تات» نام برده شده است. عبارت مشهور نقلشده از محمود کاشغری «تاتسیز تُرک بُلماس، باشسیز بُرک بُلماس» (ترک بدون فارس (تات) وجود ندارد، همچنان که کلاه بدون سر وجود ندارد) را میتوان دقیقاً بیان همین مسئله دانست یا بهمعنی مشابهی تعبیر کرد، یعنی کلاه بدون سر ارزشی ندارد و هر ترکی هم بدون «تات» بیهوده خواهد بود. از هر دو نقلقول کاشغری میتوان دو تفسیر متفاوت بهدست داد: نخست آنکه (در برگ ۸۸ ب) آمده است: «ترک چنان به فارس نیازمند است که کلاه به سر»، ولی در برگ ۲۰۴ الف، محمود به این گفتهی مشهور اشاره میکند: «هیچ فارسی نیست که با ترکان نیامیزد (با ترکان نیامیخته باشد؟) و هیچ کلاهی نیست که برای سر نباشد». این تعبیر، همراه با معانی دیگر «تات»، نشاندهندهی این نکته است که این واژه با نام گروهی از مردم مترادف نیست، بلکه بیشتر اصطلاحی جامعهشناختی با اجزایی قومی بوده است. به همین دلیل، این تشابه با مسائل قومی با اشاره به طبقههای اجتماعی در متون پیشامدرن، همانطور که پیشتر درمورد ترک و تاجیک اثبات کردیم، بیشتر پیش میآید. مفهوم قومی - اجتماعی «تات» با گفتهی دیگری از کاشغری در برگ ۲۰۴ الف تأیید میشود: «قِلِچ تَتِقسا ایش ینجیر، اِر تَتِقسا اِت ینجیر» (هرگاه شمشیری زنگ بزند، حال مرد جنگاور بد میشود، همچنانکه اگر ترک متخلق به خوی و خصلت «تات» (فارسی) شود، گوشتش میگندد).
بله





















