کتاب مقدس و نامقدس نوشتهی میرچا الیاده اثری کلاسیک و بنیادین در حوزهی دینپژوهی است که تلاش میکند ساختار تجربهی دینی بشر را بدون ارجاع به یک دین خاص، از منظر پدیدارشناسی و انسانشناسی فلسفی مورد تحلیل قرار دهد. الیاده میخواهد در این اثر نشان دهد که چطور تفکیک بین مقدس بودن یا نبودن، پایه و اساس جهانبینی انسان مذهبی را تشکیل میدهد. تمرکز اصلی این کتاب بر نحوهی ادراک، تجربه و معنابخشی به جهان از سمت انسان دینی است.
دربارهی کتاب مقدس و نامقدس
در قیاس با الهیدانان و فیلسوفان تحلیلی که به دنبال پاسخ به پرسشهایی نظیر «آیا امر مقدس واقعاً وجود دارد؟» هستند، میرچا الیاده (Mircea Eliade) در کتاب مقدس و نامقدس (The Sacred and The Profane)، پرسشی را مطرح میکند که به نظر میرسد برای دستیابی به دیدگاهی مبتنی بر واقعیت، کارآمدتر است. او میپرسد که «انسان مذهبی چگونه امر مقدس را تجربه میکند و چه ساختارهایی در این تجربه نقش ایفا میکنند؟»
او بهعنوان متفکری رومانیایی که خودش را پلی میان تمدن شرقی و غربی میداند، برای پاسخ به این سوال، ادیان مختلفی را مورد واکاوی قرار داده است؛ از اساطیر تمدن بینالنهرین، آئین هندوئیسم و اقوام بدوی تا ادیان ابراهیمی مانند مسیحیت و اسلام. چراکه امر دینی مسئلهای جهانشمول است و برای نگاهی واقعبینانهتر به این پدیده باید بتوان ابعاد خاص تجربهی دینی را از تجربهی عرفی انسان از جهان تفکیک کرد.
مهمترین وجه تمایزی که میرچا الیاده در تمایز ادراک دینی در قیاس با ادراک عرفی، به دست میدهد، اعتقاد فرد دینمدار به حضور امر مقدس در قیاس با امر نامقدس است؛ انسانی که امر مقدس برای او خودش را آشکار میکند و ضرورتاً قابلاثبات با روشهای متریالیستی نیست. تفکیک امر مقدس و نامقدس که اساس جهانبینی انسان مذهبی را تشکیل میدهد، خودش را در تمام ابعاد ادراکی و وجودی او نشان میدهند. به همین منظور میرچا الیاده ساختار این اثر را با نگاه به بزنگاههای مهم ادراکی تدوین کرده است.

فصل اول کتاب مقدس و نامقدس اختصاص به فضای مقدس و تقدس مکان دارد. برخی از مکانها در جهانبینی دینی هستند که بهنوعی در مرکزیت جهان ادراکی فرد دینمدار قرار میگیرند؛ مکانهایی مانند معابد، درخت زندگی یا کوه مقدس در ادیان مختلف. میرچا الیاده نشان میدهد که چطور این مکانها باعث سازماندهی و نظمبخشی ذهن انسان مذهبی دربارهی مکان میشود. در واقع آشفتگی جهان، نظم خودش را از مکان مقدس وام میگیرد.
در فصل دوم، زمان مقدس و اسطورهها محوریت تحلیلها را تشکیل دادهاند. در فصل بعدیِ کتاب مقدس و نامقدس، نویسنده به نمادگرایی عناصر مقدس در طبیعت مانند خورشید و آب نظر میاندازد و فصل چهارم به مفهوم هستی بشری و حیات تقدسیافته پرداخته است. و در فصل آخر، میرچا الیاده نگاهی به انسان مدرنی میکند که جهان را بیمعنا و خودبسنده میبیند اما در میان این اعتقاد گاه و بیگاه نوستالژی امر مقدس را تجربه میکند.
در نهایت این کتاب درصدد است نشان دهد که چطور ادراک دینی از جهان، بخشی از هویت انسان در طول تاریخ تا به امروز بوده است. انسانی که خودش را گاه در جهانی آکنده از معنا میدیده و در دیگر سو، تمام این معناپردازیها را پس میزند و تلاش میکند راه دیگری برای شناخت واقعیت پیدا کند. این تحلیل همچنین به پرسشهای کنجکاوانهای که ذهنمان را دربارهی امر دینی به تکاپو وادار میکند، جواب درخوری میدهد که هم برای مخاطبان عموم هم برای مخاطبان دانشگاهی قابلدرک و مفید خواهد بود.
کتاب مقدس و نامقدس با ترجمهی بهزاد سالکی در انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
کتاب مقدس و نامقدس برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر برای کسانی که به دینپژوهی، انسانشناسی، معناشناسی اسطورهای و فلسفهی دین علاقهمند هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب مقدس و نامقدس: ماهیت دین میخوانیم
آستانه سکونتگاه آدمى از نقش و کارکرد آیینىِ مشابهى برخوردار است و به همین دلیل است که آستانه، موضوعى داراى کمال اهمیت است. شعائر و آداب متنوعى هنگام عبور از آستانه خانه وجود دارد: خم شدن، زانو زدن، تبرک کردن، و غیره. آستانه نگهبانان خود را دارد: خدایان و ارواحى که مانع دخول انسانهاى شریر، شیاطین، و نیروهاى زیانآور به این سوى آستانه مىگردند. در آستانه است که قربانى به خدایان نگهبان تقدیم مىشود. همچنین در اینجا است که برخى فرهنگهاى کهن شرقى (بابل، مصر، اسرائیل) داورى و محاکمات خود را برگزار مىکردند. آستانه و در ورودى، جانشینیابى استمرار و تداوم مکانى را بهطور آشکار و به گونهاى عینى نشان مىدهند و از این رو داراى اهمیت دینى فراوانى هستند، زیرا آنها نماد و در همان حال وسائل عبور از یک مکان به مکان دیگرند.
از آنچه گفته شد آشکار مىگردد که چرا کلیسا نسبت به بناهایى که در مجاورت آن هستند، از مکان کاملاً متفاوتى برخوردار است. در درون مکانهاى قدسى از جهان عرفى، تعالى پیدا مىکنیم. در کهنترین فرهنگها این امکان فراروى و تعالى به کمک تصاویر گوناگون دهانه، شکاف، یا روزنه نشان داده مىشود. در این محوطه و شکاف مقدس است که ارتباط با خدایان ممکن مىگردد. از این رو باید روزنهاى به عالم بالا وجود داشته باشد تا از راه آن خدایان بتوانند بر زمین فرود آیند و انسان بتواند به گونهاى نمادین به آسمان صعود کند. ما به زودى خواهیم دید که در بسیارى از ادیان موضوع به همین سان بوده است. درستتر بگوییم، معبد دهانه و روزنهاى به سوى عالم بالا است و داشتن ارتباط را با جهان خدایان تضمین مىکند.
بله
























