مجله دنیای تصویر - شماره 345 منتشر شد. «حساستر از نگاتیو»، «حتی اگر سخت باشد»، «فراتر از شنیدن»، «از چی بترسیم؟»، «تسامح افراطی»، «رقص رؤیاها در والس نئونها»، «نشانی از شر؛ پنداری از نور»، «نقشهی رنج»، «اهریمن را در جزئیات پیدا کن» و... از جمله عناوینی است که در این شماره از مجله میخوانید.
در بخشی از مجله دنیای تصویر - شماره 345 میخوانیم
آنورا شکوه، تلخی و زمختی را به میان میگذارد تا واقعیت پشت سر افسانه و آرزو پنهان نشود؛ نظیر آنچه پیشتر در فیلمهای بیکر دیده بودیم. لیکن اگر تنجرین سمفونیای از آشوب بود و پروژه فلوریدا لالایی کودکانهای با لبههایی ُبرنده، آنورا به نمایش بالرینی میماند که هر آینه بیم لغزیدن دارد؛ همزادی برای سیندرلا که رقص بینقصش را بیکر با میل و اختیار خویش به پادافسانهای تراژیک، شانه به شانهی شکوه، درد، خیانت و عشق پیش میبرد. آنورای شان بیکر از جنس قصهی پریان است. نه از جنس پریانی دریایی که ماوایشان را در آبها میجوییم. رد او را باید در نورها جست. مثل سیندرلا پاک و منزه نیست. او ناگزیر است به ارتزاق از فروش زنانگیاش. اگر قصهی پریان به میانجی نظریهی ولادیمیر پراپ مطرح میشود، در آنورا دیگر نمیتوان آن عملگراها و شخصیتهای خوانش پراپ از قصهها و افسانههای فولکلور را احضار کرد. آنورا قصهی پریانی است مختص به بیکر؛ رها از قیود و معاصر با جهان مصرفگرای فعلی. در ورود به قصه اصلا خبری از خانواده به شکل سنتی نیست که قهرمان به تبعیت از اسلاف خویش آن را ترک کند. اگر هم وداعی بوده خیلی پیشتر از شروع فیلم محقق شده است و در جریان زندگی به روزمرگی و عادت پیوسته است.
بله











