جلد کتاب کتاب سایه مهتابپشت جلد کتاب کتاب سایه مهتاب
رایگان
افزودن به کتابخانه
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب سایه مهتابپشت جلد کتاب کتاب سایه مهتاب
کتاب الکترونیک
214 صفحه
EPUB
انتشارات کدیور

برای خواندن کتاب سایه مهتاب و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب سایه مهتاب

کتاب سایه مهتاب، نوشته‌ی مینا کارگرزاده، روایت عشق و انتقام است. در این کتاب داستانی، باورهای خرافی خانواده‌های سنتی به صورت واضح قابل مشاهده است. از طرفی جنبه‌ی زنانه‌ی داستان بسیار پررنگ است. زنان این داستان به خاطر عشق محنت‌هایی را به جان خریده‌اند و حتی دست به اقداماتی غیر قابل باور می‌زنند. یکی زن و فرزند برادرش را آواره می‌کند و دیگری در دام افکار انتقام‌جویانه می‌افتد.

درباره‌ی کتاب سایه مهتاب

در کتاب سایه مهتاب به قلم مینا کارگرزاده، با چند زن با شخصیت‌های مختلف مواجه هستیم. زنی که بچه‌دار نشده و از یک دانه برادرش برای تمام عمر نگهداری کرده است؛ زنی که دو دختر دارد و شوهرش را در جوانی از دست داده است و در نهایت دو خواهر دم بخت. خواهر کوچک‌تر بعد از مرگ پدرش در نظر عموم نحس خوانده شده است. داستان حول محور ماجرای عشقی یکی از خواهران و سوءتفاهم‌هایی می‌گردد که بین آن‌ها ایجاد شده است. با مطالعه‌ی این کتاب درمی‌یابیم که تا چه حد باورهای نادرست خرافی می‌تواند زندگی انسان‌ها را به نحو اسف‌باری تحت تاثیر قرار دهد.

زنی که همسر خود را از دست داده، در نتیجه‌ی همین باورهای خرافی از خانه‌ی خود بیرون شده و در فقر دختران خود را بزرگ می‌کند. زن خود را نفرین می‌کند که چرا عاشق شده است و از نظر او عشق جز تباهی چیزی به بار نمی‌آورد. دختر کوچک که از ابتدا با نگاه‌های سرزنش‌آمیز دیگران مواجه شده، بیش از همه از عشق و داستان‌های مربوط به آن گریزان است؛ اما ناخواسته وارد ماجرایی می‌شود که سراسر رنج و سیاهی است. کینه‌جویی یکی از آثار دلبستگی ناامن است. فردی که دچار تله‌ی بی‌اعتمادی است؛ وقتی با مشکلات زندگی عاطفی مواجه می‌شود، می‌تواند رفتارهایی به شدت خطرناک و زیان‌بار برای خود و دیگران داشته باشد. در اینجا ما با چه داستانی مواجه هستیم؟ عشق؟ انتقام؟ بخوانید و از ماجرایی که مینا کارگرزاده به رشته‌ی قلم درآورده است، لذت ببرید. کتاب سایه مهتاب یک روایت عاشقانه و اجتماعی است که به همت انتشارات کدیور در دسترس شما عزیزان قرار گرفته است.

کتاب سایه مهتاب برای چه کسانی مناسب است؟

مطالعه‌ی کتاب سایه مهتاب به تمامی بزرگسالان علاقه‌مند به داستان‌های اجتماعی و عاشقانه‌ی فارسی پیشنهاد می‌شود.

در بخشی از کتاب سایه مهتاب می‌خوانیم

زیور روی تشک این پهلو آن پهلو می‌شد. خواب به چشمش نمی‌آمد. یوسف هنوز نیامده بود. لنگ‌لنگان تا در حیاط آمد. توی کوچه سرک کشید. سایه‌ی یوسف و اعتمادی را زیر تیر چراغ‌برق دید. سر کوچه، جلوی خانه‌ی مرضیه. به رختخواب برگشت. پایش زق زق می‌کرد. زخم پایش عین چشم گاو باز مانده بود. صدای دولت توی سرش بود و چشم‌های ‌آبی دختر در نظرش.

«خدا رحم کند. خدا به همه‌مان رحم کند»

دلش به شور افتاد. مبادا آن چشم‌ها خانه‌ی شیطان باشد. آخر دولت حرف‌هایش ردخور نداشت. یاد آن زن جوان افتاد که قابله‌ها جوابش کرده بودند اما دولت برایش کاری کرد کارستان. زن با گریه به دولت التماس کرده بود:

- اگر آبستن نشوم، خواهرشوهرم، شوهرم را پا پی می‌شود تا سرم هوو بیاورد. هر چه بخواهی برایت می‌آورم اما کاری کن. قَسَمت می‌دهم. دعایی بخوان و در دامنم یک بچه بگذار.

زیور یادش آمد که خبر دوقلو زاییدن زن بعد از یک سال چطور توی محل پیچید.

زیور باز هم یادش آمد آن زن تازه‌عروس را که دولت برایش باطل سحر نوشت و او را از شر دختر هوویش که شیرین‌عقل بود خلاص کرد. زیور در خیال خود دست و پا می‌زد و آن شب نفهمید چه وقت یوسف به خانه برگشت.

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب سایه مهتاب
نویسندهمینا کارگرزاده
ناشر چاپیانتشارات کدیور
سال انتشار۱۴۰۳
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات214
زبانفارسی
شابک978-622-377-101-9
قیمت کتاب الکترونیک
رایگان

افزودن به کتابخانه
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی
کتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی

کتاب سایه مهتاب بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات کدیور در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب سایه مهتاب

m.shayan
۱۴۰۵/۰۴/۲۴
کتاب جالبی بود. در ابتدا آدم ناخواسته ممکن باعث قضاوت اشتباه بشه ولی در انتها میبینه که از خودگذشتگی یک خواهر میتونه چقدر زیاد باشه. و اینکه حقیقتی که در این کتاب به قلم کشیده شده است متاسفانه خرافاتی بودن بعضی از خانواده‌ها هست و دامن زدن به خرافاتی از قبیل بد قدم بودن، نحس بودن، و این موارد که در حتی ممکن است زندگی واقعی هم برای افرادی دیده شود که چه بسا این مسایل و سطحی نگری بودن افراد چطور باعث از هم پاشیدن خانواده‌ها، ترد شدن افراد و بدبختی برای دیگران می‌شود. و حتی این مسایل میتونه انقدر روش تاکید شود که خود فرد هم به بد قدم بودن خودش باور پیدا کند و این مساله باعث انزوای فرد از جامعه می‌شود. چیزی که این کتاب به خواننده آموزش میده که به این مسایل نباید دامن زد و مانند دختر این خانواده که با قدرت و اراده ادامه داد و هیچ چیزی باعث نشد که باورهای غلط دیگران روی اون تاثیر منفی بذارد. ولی خب متاسفانه انتهای کتاب با غم به پایان رسید، غم از دست رفتن یک خواهر فداکار که مورد قضاوت اشتباه دیگران قرار گرفت، برای حفظ بقا و زندگی خواهر دیگرش...
سما جعفری
۱۴۰۵/۰۱/۳۰
کتاب خیلی زیبایی بود و از قلم شیوای نویسنده کاملا مشخص بود که ایشان تجربه زیادی دارند. اما هرچه داستان در ابتدا و اواسط کار زیبا پیش رفت، آخر داستان یکباره سرعت عجیبی گرفت و به نوعی سرهم بندی شد. با هنر و مهارتی که از نویسنده شاهد بودیم، قطعا ایشان میتوانستند پایان بسیار بهتری برای کارشان رقم مخالف بزنند. طرح ذهنی ایشان نیستم اما سرعت روایت داستان و وقوع اتفاقات اصلا تناسبی با بخش‌های پیشین قصه نداشت. ضمنا اصلا به نظر نمیرسید که خواهر کوچکتر سعی در باز کردن چشم خواهرش داشته باشد. در رابطه با شخصیت باران و رابطه‌اش با تیمور، لازم بود بیشتر کار شود تا من مخاطب یک آشنایی نسبی لااقل با شخصیتها پیدا کنم. جنون باران در پایان قصه هم خیلی اغراق شده و نابجا بود. اما از حق نگذریم هم طرح داستان خوب پی‌ریزی شده بود و هم نویسنده زیبا آن را روایت کردند. دوست دارم در آینده بقیه آثار ایشان را هم بخوانم.
سید علی خرمی
۱۴۰۵/۰۴/۲۲
به نظرم چیزی که این کتاب را جذاب تر می کند، این است که فقط درباره عشق نیست و موضوع هایی مثل انتقام و باورهای قدیمی هم در داستان نقش مهمی دارند. همین باعث شد داستان برایم یکنواخت نباشد و دوست داشته باشم ادامه اش را بخوانم. البته بعضی قسمت ها کمی آرام پیش می رفت و احساس کردم بعضی اتفاق ها می توانست و کوتاه تر روایت شود. با این حال، شخصیت ها احساساتشان را خوب منتقل می کنند باعث می شوند راحت تر با داستان همراه شوی. در کل اگر به رمان های عاشقانه با فضای سنتی و داستانی احساسی علاقه داشته باشید، فکر می کنم این کتاب انتخاب خوبی باشد و بتواند تا پایان خواننده را با خودش همراه کند.
مریم معز
۱۴۰۴/۱۱/۰۶
با سلام، داستان با قلمی روان نوشته شده بود. ممنون از نویسنده محترم. هنوز هم در دنیایی که زندگی میکنیم به کرات شنیده ایم سِحر و جادو وجود دارد. ولی به این شکلی که در داستان بیان کرده بود دولت خانم کارهایی برای جادو کردن و طلسم کردن انجام می داد همه خرافات است و اشتباه. اما ای کاش پایان داستان زیباتر تمام می شد، حال مهتاب خوب میشد و دو تا خواهر با مادرشان به خوبی و خوشی زندگی می کردند و باران هم ذات خراب تیمور را درست میدید
آیلین ق
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
سلام تشکر از کتابراه و خانمکارگرزاده، چه زیبابه قلم کشیدی بازی رمل واسطرلاب وجادوجمبل، که ذهن نیمی از مردم رادربرگرفته، و چقدرعادلانه بود شبی که جادوی عشرت آتشی بجان خودش انداخت، ولی از آخر داستان ناراضی بودم چه بهتر بود باران که وارد اتاق میشد خواهرش با لبخند توضیح میداد و این دنیادختر دولت و بود تیمور که قربانی میشدند نه بیچاره مهتاب، دلم برای خورشید گرفت آخرش بازهم او بود که قربانی خرافات شد، خواندنش پیشنهاد میکنم قلمتان شکوفا
مجتبی فیض الله زاده
۱۴۰۴/۱۱/۰۸
بنظرم گاهی واقعا به شعور خواننده یا بیننده توهین میشه چرا آخه همیشه باید لحظات آخر یه چیزایی رو فهمید یعنی یه مادر نباید دختر خودشو بعد از اینهمه سال بشناسه حتی شک کنه که چیزی پشت پرده این قضیه هست خورشید با تواناییاش و سختی هایی که پشت سر گذاشته بود قطعا عاقله زنی باید میبود که پیشتر متوجه علت تغییر رفتار مهتاب می شد و تدبیری می اندیشد قبل از اینکه اون فاجعه رخ بده
حسام قدومی زاده
۱۴۰۴/۰۹/۲۳
این کتاب تجربه های شخصی و خاطرات یک رزمنده رو از دل تاریخ دفاع مقدس بیرون بکشه و به زبون ساده و قابل لمس به مخاطب ارائه بده. هدف اصلیش اینه که مخاطب حس و حال و فضای اون دوران رو درک کنه و یه ارتباط انسانی تری با اون روزها برقرار کنه. در کل، که از نگاه یه آدم عادی و واقعی به تاریخ نگاه کنید، این کتاب یه پل ارتباطی خوبه.
Tayebe Ahmadi
۱۴۰۴/۰۱/۲۶
داستان جالبی داشت تقبیح خرافات وجادو جنبل ونحسی وبدشگونی وکسانی که به اینها باور دارند وزندگی رو به خودشون ودیگران زهر میکنند دست مایه اولیه داستان بود وبسیار خوب نوشته شده بود وبا توصیف خانه‌ها وگوشه گوشه خانه‌های قدیمی روح مرا به قدیم‌ها وصفا وصمیمیت آن‌ها برد دست نویسنده درد نکنه با تشکر از کتابراه
اناهیتا عظمتی
۱۴۰۵/۰۱/۰۷
کتاب خوبی بود قبل از بررسی خرافاتی بودن تعدادی از خانمها، من از بی عرضگی خورشید در عجبم. خودش مقصر بود که بعد از بیرون آمدن از شوک مرگ یوسف و جمع و جور کردن خودش به دنبال بچه‌اش باران نرفت مگر میشه ا مادر بیخیال بچه‌اش بشود و فقط به دعا کردن بسنده کنه آخرش هم مهتاب قربانی بی فکری مادرش شد
فریناز تسبیحی
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
من تا آخر خوندم و تصویر‌سازی میشد تو ذهنم میتونم بگم جذب میکنه
اما اما گه اتفاقی برای خورشید و زندگی‌اش نمیفتاد بهتر میشد به این نتیجه رسید که جادو جنبل درست کن عاقبت خودش سیاهه نه اونی که بی گناهه و براش جادو میکنن اینجوری که حرفای دولت درست از اب در اومد خوب...
زهره ابازری
۱۴۰۴/۰۶/۲۱
برای اولین بار بود از خانم کارگرزاده کتاب میخوندم و قلم ایشون و سبک نگارششون بسیار شیوا و جذاب بود لحن داستان برای من جاذبه داشت موصوع داستان جالب بود ولی نیاز به پردازش بیشتری داشت چون وقفه‌های طولانی غیرمنطقی به نظر می‌اومدن اما در کل دوستش داشتم و پیشنهادش میدم
طاهره پرکز
۱۴۰۴/۰۲/۰۶
خیلی دوستش داشتم و خیلی زود تمومش کردم، روایتی جالب از زندگیای قبل از گوشی و تکنولوژی و عشق های حقیقی هست و در کنارش خرافاتی که آن زمان و شاید هم اکنون نیز در جاهایی رواج داشته باشه، یکم حرص درآر بود ولی قلم نویسنده اشو دوست داشتم بیشتر با ادبیات فارسی آشنام کرد
آذرخش
۱۴۰۴/۰۴/۱۸
داستان کتاب و همچنین طرز نگارش و مکالماتشون رو دوست داشتم و از مطالعه ش لذت بردم، داستان گذشته‌های دور، خاله خان باجی‌ها، خرافات و تیره بختیهای ناشی از جهل و خرافات،
که متأسفانه هنوز هم با وجود پیشرفت بسیار زیاد علم و دانش در اطرافمون شاهدشون هستیم.
تشکر.
Ayla
۱۴۰۴/۰۴/۲۶
داستان جالبی داشت واز بطن زندگی عادی مردم نشات میگرفت پراز خرافات وعقایدنادرست... پایان غافلگیرانه ای داشت اصلا انتظارشو نداشتم فقط کاش اول داستان کمی به معرفی فضا وشخصیت ها پرداخته میشدهمراه شدن باشخصیت ها کمی طول کشیدبرام
@@
۱۴۰۴/۰۹/۱۵
خیلی راحت با خرافات جادو حرف‌های مفت که هیچ دلیلی جز حسادت نداره زندگی مردم از هم میپاچن. متاسفانه هنوزم این آدما وجود دارن. کتاب جالبی بود با خوندن این کتاب میشه حس کرد که چه بلاهایی سر هم آوردن
دیدن همه 75 نقد و نظر کتاب سایه مهتاب...
👋 سوالی دارید؟