



برای خواندن کتاب نمیخواهم دختر بمانم: بر اساس واقعیت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب نمیخواهم دختر بمانم: بر اساس واقعیت
کتاب نمیخواهم دختر بمانم: بر اساس واقعیت نوشتۀ مریم اسدی علیایی، داستان زندگی دختری را به تصویر میکشد که پدری شکاک و معتاد دارد و زندگی خانوادگی نابهسامانی را میگذراند و خود درگیر ارتباط و عشقی اشتباه میشود که پایان خوشی برایش به همراه ندارد.
دربارهی کتاب نمیخواهم دختر بمانم:
این کتاب که بر پایه واقعیت به نگارش درآمده قصۀ سختیها و ناملایمات زندگی مینا را روایت میکند. مینا در یک خانوادۀ ضعیف بزرگ شده که پدرش به بیماری روحی مبتلاست و شدیداً نسبت به همسرش شکاک است و این مسئله باعث میشود مینا مدتی از خواهر کوچکتر از خودش مراقبت کند اما کمکم این دختر نوجوان خسته شده و ناخواسته وارد یک بازی جدید میگردد، غافل از این که این بازی تبدیل به یک عشق میشود. یک عشق کور نوجوانی و مینا در این میان با حقایقی روبهرو میشود که ...
کتاب نمیخواهم دختر بمانم برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای عاشقانه و خانوادگی علاقهمند هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب نمیخواهم دختر بمانم میخوانیم:
دعواشون اون روز خیلی سخت و سنگین بود... ملیکا جیغ میکشید و ریسه رفته بود. خونه مادربزرگ مادریم خرمشهر بود خیلی با شیراز فاصله داشت... مادرم غریب بود و کسی رعایت حالش نمیکرد.
پدرم دوباره همه چیز رو شکست دوباره به جنون رسید. بلند بلند گریه میکردم دلم برای مادرم میسوخت... برای ملیکا برای خودم... برای زندگی درب و داغونمون. همسایهها ریخته بودن توی حیاط هیچ کس جرات نداشت نزدیک بشه.
رفتم تو اتاق شیشه شیر ملیکا رو گذاشتم توی دهنش خیلی بیتابی میکرد... . تکانش دادم. کمی صدای دعوا خوابید... ملیکا ترسیده بود هی میخوابید و هی از خواب میپرید.
بوسیدمش... نازش کردم... مرتب روی پام تکانش دادم... وقتی کامل خوابید... گذاشتمش گوشه اتاق خودم جلوش نشستم که اگر دوباره دعوا بالا گرفت و شیشه پنجرهی اتاق شکست.
مامانم اومد توی اتاق همه کمد رو به هم ریخت... گریه میکرد... بدنش میلرزید... لباساشو ریخت رو زمین، ترس برم داشت... نکنه اون روزی که مادرم میگفت دعا کن نرسه حالا رسیده بود. بلند شدم و رفتم سمتش.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب نمیخواهم دختر بمانم: بر اساس واقعیت |
| نویسنده | مریم اسدی علیایی |
| ناشر چاپی | انتشارات ندای الهی |
| سال انتشار | ۱۳۹۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 272 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-611310-4 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۴۸,۰۰۰ تومان خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان واقعی ایرانی کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب نمیخواهم دختر بمانم: بر اساس واقعیت
اول کتاب خوب شروع شد و شرایط مینا و خانواده اش و حتی عاشقیش قابل درک بود ولی هر چی داستان جلوتر میرفت تعجب آورتر و غیر منطقی تر میشد.. چطور کسی که ناتوانی داره تا اون حد عاشق نیشه تا پای عقد پیش میره و حتی خیانت هم میکنه، ولی به یکباره سرد میشه و ۳۶۰درجه تغییر میکنه؟تا آخر داستان بودم
اینجا بود دل خواننده آتیش میگرفت هر زمان مینا رو بغل میگرفت چقدر من خوشحال میشدم
درکل خواننده رو دنبال خودش میکشوند
بله





















داستان در مورد دختری به نام مینا است که در خانواده ای متشنج زندگی میکند، پدر او معتاد است و از طرفی، نسبت به مادر مینا شکاک و بدبین است. مینا در یک شوخی دوستانه با پسری به نام شهاب آشنا می شود و در سن بسیار کم تصمیم به ازدواج با شهاب را می گیرد. علارغم مخالفت خانواده او تصمیم میگرد درس را رها کند و ازدواج کند. ازدواج او ناموفق است و حالا روی آن را ندارد که به خانه پدر برگردد. او بعدها با پسردایی خود امیرحسین وارد رابطه میشود. چند نکته در این کتاب برایم قابل درک نیست. اول اینکه مینا، ده سال است امیرحسین را ندیده، هر دو از هم بی خبر هستند. چگونه امیرحسین تا این حد عاشق مینا است!؟؟؟! کتاب بیشتر از اینکه اتفاقات داستان را نقل کند، حال مینا را توصیف می کند. نکته مهم کتاب این است که مینا بعد از ازدواج با مینا باکره میماند، نکته مهم داستان دقیقا اینجا است و خانم اسدی بزرگار باید به این نکته میپرداختند، این مشکل بسیاری از زوج ها است. مشکلات اینچنینی در مشاوره حل نمیشود، زوج درمانگر متخصص نیاز دارد. از بر تمایز داستان خود تاکید نشود و به آن سمت و سو نرود، این کتاب هیچ تفاوتی با مثلا کتاب بامداد خمار ندارد، البته که مقایسه این دو کتاب کم لطفی در حق بامداد خمار است. در نوجوانی این رمان را خواندم و به نظرم شاهکار زمان خودش است. لذا متأسفانه کتاب را اصلا نپسندیدم. در تمام طول رمان منتظر بودم مشکل شهاب باز بشه. آیا تمایل ندارد؟ ریشه اش کجاست؟! همجنس گرا است؟!!! مشکل چیست؟ به آن پرداخته میشد جالب بود