کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران نوشتهی آیدا بصیری، تلاشی برای بازخوانی تاریخ نمایش ایران از زاویهای متفاوت است؛ روایتی که تحولات تئاتر را در ارتباط با دگرگونیهای فرهنگی، جریانهای فکری و مناسبات قدرت دنبال میکند. نویسنده با بهرهگیری از نشانهشناسی فرهنگی، چگونگی شکلگیری و تغییر تئاتر در مواجهه با سنت، تجدد و فرهنگهای دیگر را بررسی کرده و تصویری چندلایه از این هنر ارائه میدهد.
دربارهی کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران
کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران نوشتهی آیدا بصیری، پژوهشی دربارهی تاریخ تئاتر ایران است که میکوشد این تاریخ را بهعنوان مجموعهای از رویدادها و جریانهای نمایشی و در پیوند با تحولات فرهنگی، اجتماعی و گفتمانهای قدرت بررسی کند.
آیدا بصیری در کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران با تکیه بر نشانهشناسی فرهنگی و آرای مکتب مسکو تارتو، به سراغ مسیری میرود که تئاتر در جریان مواجهه با فرهنگهای دیگر طی کرده است؛ مسیری که در آن عناصر تازه ابتدا «دیگری» محسوب میشوند و سپس از خلال ترجمه، جذب، طرد و بازتفسیر، به بخشی از فرهنگ خودی تبدیل میشوند.

تئاتر مدرن در کشاکش سنت، تجدد و فرهنگهای دیگر
از این منظر، ورود تئاتر مدرن به ایران فرایندی پیچیده از گفتوگوی بینافرهنگی، گسست و پیوستگی است. کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران آیدا بصیری نشان میدهد که تئاتر در دورههای مختلف چگونه با سنت، تجدد، تحولات سیاسی و اجتماعی و جریانهای فکری جدید، از جمله مارکسیسم، وارد تعامل شده و همزمان چگونه تحتتاثیر گفتمان قدرت قرار گرفته است. به همین دلیل، آنچه در صحنهی تئاتر ایران شکل گرفته، نتیجهی برخورد و کشمکش میان فرهنگ غالب، فرهنگهای دیگر و خوانشهای تازه از «خودی» و «دیگری» است.
یکی از جذابیتهای کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران انتشارات علمی و فرهنگی، توجه به رمزگانهای فرهنگی هر دوره است؛ رمزگانهایی که بر شیوهی تولید و دریافت آثار نمایشی اثر میگذارند و حتی میتوانند بر چگونگی فهم تئاتر از سوی مخاطب تاثیر بگذارند. آیدا بصیری با چنین رویکردی تلاش میکند لایههای کمتر دیدهشدهی تاریخ تئاتر ایران را آشکار کند و نشان دهد که تغییرات این هنر را نمیتوان جدا از تغییرات فرهنگ و مناسبات قدرت فهمید.
خرید کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران برای علاقهمندان به تئاتر ایران، تاریخ نمایش، مطالعات فرهنگی و نشانهشناسی، انتخابی متفاوت است که امکان نگاهکردن به تاریخ تئاتر از زاویهای تازه را فراهم میکند.
کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ تئاتر ایران و سیر تحول هنر نمایش علاقه دارید.
- به دنبال آشنایی با نشانهشناسی فرهنگی و کاربرد آن در تئاتر هستید.
- به بررسی تأثیر فرهنگ، سیاست و گفتمان قدرت بر تئاتر ایران علاقهمندید.
- موضوعاتی مانند سنت، تجدد، تعاملات بینافرهنگی و ورود تئاتر مدرن به ایران برایتان جذاب است.
- از خواندن پژوهشهای تخصصی درباره تئاتر، مطالعات فرهنگی و ادبیات نمایشی لذت میبرید.
در بخشی از کتاب پیوستگی و گسستگی فرهنگی در تئاتر ایران: از پیشامشروطه تا 1332 میخوانیم
روی سخن او در اینجا آخوندزاده است. نگاه تبریزی به تئاتر همانند پندواندرزهای حکایات ایرانی از روی غیرت و تعصب فردی است که قصد دارد مردمش را از راه منحرف نجات دهد و «ملت خود را از گرفتاریهای معایب و اطوار ناپسندیده بازرهانند. پس نگارش این قسم قصص و حکایات نوعی از اسباب بصیرت و آگاهی خواهد بود...» (ملکپور، 1363 الف: 193). واقعبینیای که در آثار میرزا آقا شاهدیم به صورت نشان دادن عیوب مردم است و به گفتۀ خودش موجب «ازدیاد تربیت و عبرت و تربیت ملت و سبب ترقی و آبادی مملکت و این هر دو باعث انتظام و قدرت دولت است» (تبریزی، 1355: 45).
این نگرش در آثار او به نسبت نوشتههای آخوندزاده ابعادی سیاسیتر دارد. البته این گرایش میرزا آقا به نشان دادن زشتیها به گفتمان دورۀ ناصری برمیگردد که در آن زور و فشار همه جا گسترده بود و تبریزی برای رویارویی با این شرایط از تئاتر به عنوان یک رسانه بهره میگیرد.
نسبت به آثار میرزا آقا کارهای آخوندزاده به فنون کلاسیک غربی نزدیکتر است، چنان که در خیلی از موارد آخوندزاده، اولین منتقد نمایشی ایران، ایرادهای او را یادآوری میکند و اصلاحاتی را پیشنهاد میدهد.
اما میرزا آقا در دنیای دیگری گرفتار است. او انسان را از دیدگاه تجربههای شخصی خود میبیند و در محدودۀ کوتاه زمانی که بر او گذشته. او معتقد است که آنچه اتفاق میافتد، اگرچه پوسیده و ویرانگر، این همیشه تکرار میشود و هیچ تغییر موافقی هم نخواهد یافت. او چنان در آنچه در چهارسویش میگذرد غرق است و پریشان که روزنی یا امکان طلوعی نمیبیند. برای او هر چه هست حیلهگری و نیرنگبازی و ریا است و تنگنظری و جهالت. او تئاتر را وسیلهای برای افشاگری مییابد و ثبتکنندۀ لحظهها. نجاتی نیز در آن سوی این گذران نمیبیند تا بشناسدش. او خود درون این نابسامانی و ستم است. او همچون آخوندزاده خوشبین نیست و به تقدیر و شانس و اخلاق هم اعتقادی ندارد (گوران، 1360: 56).
بله

















