

کتاب بهادر: کتاب چهارم مجموعه داستانهای کوتاه جهان
مترجم: محمدعلی مهمان نوازان
ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی
برای شنیدن کتاب بهادر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب بهادر: کتاب چهارم مجموعه داستانهای کوتاه جهان
هر داستان کوتاه، جهانی تازه را در چند صفحه میگشاید. کتاب بهادر، هشت داستان کوتاه از این جهانهای تازه را در کنار هم قرار داده است. روپلال مونار، مارگارت اتوود، جیمز جی فابیانو و... با نگاهی منحصربهفرد، روایتهایی کوتاه، اما تاثیرگذار آفریدهاند. داستان بهادر در این کتاب از مجموعه داستانهای کوتاه جهان، دربارهی کارگری زیرک به نام بهادر است که میخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد.
دربارهی کتاب بهادر
کتاب بهادر (Bahadur)، مجموعهای از هشت داستان کوتاه از نویسندههای برجستهی جهان است. روپلال مونار (Rooplall Monar)، مارگارت اتوود (Margaret Atwood)، جیمز جی فابیانو (James G. Fabiano)، ر. ک. نارایان (R.K. Narayan)، باریس گورباتوف (Boris Gorbatov)، جیمز پاردی (James Purdy)، رضوی عاشور (Radwa Ashour) و ایلزه آیشینگر (Ilse Aichinger)، با رویکردهای داستاننویسیِ مخصوص به خود، روایتهایی کوتاه از زندگی، آرزوها، نابرابریها و پیچیدگیهای انسانی آفریدهاند.
داستان کوتاه بهادر دربارهی کارگری جسور و باهوش است. این کارگر که بهادر نام دارد، میخواهد سرنوشت خود را تغییر دهد. قهرمان این داستان کوتاه در کتاب بهادر، برای تغییر سرنوشت از هوش سرشار خود بهره میگیرد. در این مسیر، مشکلات زیادی برای این کارگر زحمتکش و باهوش رخ میدهد. در نهایت، شخصیت اول این داستان کوتاه با نقشهای هوشمندانه، ترس را به ابزاری پیشرفت خود تبدیل میکند.

مرگ در چشمانداز؛ اضطرابی از دل خاطرات
مرگ در چشمانداز، دیگر داستان کوتاهِ کتاب بهادر، دربارهی زنی به نام لویس است. لویس، زندگی آرامی را پس از مرگ همسر و بزرگ شدنِ پسرانش میگذارند. او به آپارتمانی جدید در شهری ساحلی نقل مکان کرده است. شخصیت اول داستان کوتاه مرگ در چشمانداز، اضطرابی عجیب را تجربه میکند. این اضطراب، لویس را به خاطرههای دوران نوجوانی در اردوگاه تابستانی میبرد. مرور این خاطرهها، بیانگر تاثیرات ماندگار رویدادهای ناگفتهی آن دوران بر روح و روان شخصیت اول داستان کوتاه مرگ در چشمانداز است.
محمدعلی مهمان نوازان، مترجم و گردآورندهی داستانهای کوتاهِ کتاب بهادر، در کنار هر قصه، شرححالی مختصر از روپلال مونار، مارگارت اتوود، جیمز جی فابیانو، ر. ک. نارایان، باریس گورباتوف، جیمز پردی، رضوی عاشور و ایلزه آیشینگر، مطرح کرده است. مطالعهی این شرححال به شما کمک میکند تا با فضای فکری، فرهنگی و تاریخیِ هر نویسنده آشنا شوید و داستانها را در بستر مناسب خود درک نمایید.
با خرید کتاب بهادر، فرصتی برای همنشینی با انسانهایی پیدا میکنید که هر کدام با دردها، آرزوها و تلاشهای خود، روایتی تازه از زیستن از ارائه میدهند. کتاب چهارم مجموعه داستانهای کوتاه جهان، با تلاش انتشارات علمی و فرهنگی به دست شما میرسد.
کتاب بهادر برای شما مناسب است اگر
- دیگر جلدهای مجموعه داستانهای کوتاه جهان را خواندهاید و میخواهید داستانهای کوتاه دیگری از این مجموعه بخوانید.
- به مطالعهی داستانهای کوتاه از نویسندههای برجستهی دنیا علاقه دارید.
- از خواندن روایتهایی کوتاه، اما پرمعنا و تاثیرگذار لذت میبرید.
در بخشی از کتاب بهادر: کتاب چهارم مجموعه داستانهای کوتاه جهان میخوانیم
«همه همینن. من چهکار میتونم بکنم؟ تو چرا گوشوارههات رو نمیفروشی تا بهش کمک کنی؟ اگه بخوام به حرف آدمهایی مثل تو گوش کنم و کمتر از چیزی که میفروشم پول بگیرم، زود ورشکست میشم.» بعد هم پول را گرفت و رفت. قبل از آنکه او به کلبۀ سوم برسد، پسرک تَهِ کلوچهبرنجیها را بالا آورده بود. کلوچهها خیلی نرم و پر ادویه بودند، تازه چاشنی هندی سبز هم رویش پاشیده بودند.
حالا پسرک احساس میکرد که بهتر میتواند با دنیای اطرافش کنار بیاید و با مشکلاتش روبهرو شود. زن، بعد از اینکه مطمئن شد پسرک حسابی سیر شده، بلند شد که برود. در همان حال زیر لب گفت: «بدکارۀ لعنتی! یه مرد رو اغفال کرده و اونو از پسرش جدا کرده.» پسرک نشست و به حرفهای زن فکر کرد. اگرچه بهظاهر نشان نداد که چیزی از آن زن آبیپوش میداند، اما او را میشناخت. او در یکی از خانههای آنطرف دیوار پارک زندگی میکرد و همیشۀ خدا جلوی در ایستاده بود، طوری که انگار او را به آنجا دوخته بودند. پدرش بهمحض دیدن آن زن قدمهایش را کند میکرد و به پسر میگفت: «تو برو، من هم الآن میآم.» اولین باری که این اتفاق افتاد، پسرک بعد از اینکه کمی گوشۀ خیابان منتظر شد، میمون را به تیر چراغ بست و به طرف آن خانه برگشت.
ولی در آن نقطهای که آنها را ترک کرده بود نه از پدرش خبری بود و نه از آن زن. درِ خانه بسته بود. دستش را بلند کرد تا در بزند، اما جلوی خودش را گرفت و با حالتی متعجب روی پلۀ جلوی خانه نشست. همان موقع در باز شد و پدرش، درحالیکه مثل همیشه سبد را روی شانهاش انداخته بود، بیرون آمد؛ از دیدن پسرک عصبانی شده بود و به همین خاطر دستش را بلند کرد تا او را بزند، زیر لب میگفت: «مگه نگفتم تو برو؟» پسرک در مقابل ضربۀ او جاخالی داد و داخل خیابان دوید، و شنید که زن آبیپوش میگوید: «شیطونِ بدجنس و شرور! چقدر فضول و بدذاته!» و بعد پدرش گفت: «وقتی میگم برو، باید گوش کنی.»
فهرست مطالب کتاب
بهادر
مرگ در چشمانداز
همیشه کریسمس
ناگا
شهرهایی اینجا بنا خواهد شد
شامگاه
به دنبالِ اطمینان خاطر
مردِ دربند
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب بهادر: کتاب چهارم مجموعه داستانهای کوتاه جهان |
| نویسنده | روپلال مونار، مارگارت اتوود، جیمز جی فابیانو، ر. ک. نارایان، باریس گورباتوف، جیمز پردی، رضوی عاشور، ایلزه آیشینگر |
| مترجم | محمدعلی مهمان نوازان |
| ناشر چاپی | انتشارات علمی و فرهنگی |
| سال انتشار | ۱۳۹۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 187 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-121-882-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۸۲,۸۰۰ تومان |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه خارجی |
بله

































