نقد، بررسی و نظرات کتاب بابا گوریو - انوره دو بالزاک
4.5
26 رای
بابا گوریو؟ صادقانه بگویم، از همان صفحه های اول احساس خفگی کردم. بالزاک آنقدر فضای پانسیون ووکه را توضیح می دهد که آدم دلش می خواهد کتاب را پرت کند گوشه اتاق. اما لعنت به این نویسنده که درست وقتی خسته ای، با تک تک شخصیت ها چنان کلافت می کند که شب از خواب می پری. گوریو برایم یک قهرمان تراژیک نیست؛ یک معتاد عاطفی است. عشقش به دخترانش نه فداکاری، که خودخواهی محض است. او آنقدر به آن ها وابسته می شود که هویت خود را نابود می کند و بعد، در بستر مرگ، تازه می فهمد که این عشق یک طرفه بوده. راستش صحنه های آخر را با چشم های خیس خواندم، اما نه به خاطر گوریو؛ به خاطر تمام پدران و مادران کوچه بازاری که این قصه را زندگی می کنند بدون اینکه بالزاک برایشان بنویسد. راستی، اگر کسی به من بگوید این رمان درباره ی پاریس است، می خندم. پاریس فقط بهانه است؛ اصل ماجرا، آن جوراب های کثیف و غذاهای مانده ی پانسیون است که جامعه ی مدرن را بهتر از هر انقلابی نقد می کند. اما حیف که بالزاک در میانه ی کار، آنقدر شرح و تفصیل می دهد که گاهی فراموش می کنی اصل داستان چه بود. انگار خودش هم دلش نیامده این پدر را تا ته ماجرا بکشد...
رمان باباگوریو سرشار از لحظاتی است که بی انصافی و نامردمی های این دنیا قلب خواننده را به درد می آورد. یک پدر فداکار که ناسپاسی دخترهاش اونو خرد و متلاشی میکنه. از طرف دیگه فرهنگ سخیف و سطحی اشراف در اون دوره رو به خوبی نمایش میده. دوره ای که اخلاقیات جایی در روابط متعهدانه زناشویی ندارد و بی اخلاقی کاملا عادی و پذیرفته است. توصیفات کتاب بسیار دقیق و کامل هستند و شاید در بخش هایی از حوصله خواننده خارج میشه. در انتها علاقمند به فرو کردن شمشیر در شکم دخترهای باباگوریو هستم بشدت
سلام و عرض ادب. خدا قوت. از نظر من کتاب آموزنده و قابل توجهی بود. فقط من از حاشیههای زندگی مادی اشرافی خوشم نیامد، بیشتر دوست دارم در مورد خصوصیات اخلاقی آدمها اطلاع پیدا کنم. از این کتاب یاد گرفتم که محبت کردن تا اندازهای خوب است که دیگران را متوقع بار نیاورد و برای خودت هم ارزش قائل شوید که نتایج زحماتت را ببینی و خودت را برای هیچکسی حتی فرزندانت به بدبختی نرسانید.

نویسنده این کمی از بابت نگارشی مشکل زیادی داشته ولی به قدری نوشته هایش گیرا هست که خواننده را تا انتها وادار میکند که داستان را بخواند.
درمورد خود کتاب باید بگم که جوانی محصل با جیب خالی و مد عالی سعی میکند وارد اجتماع اعیان پاریس شود ولی در هرصورت بخاطر زیاده روی هایش برای کارهایی که اصلا ضروری نبود همیشه بی پول بود. از طرفی پدری عاشق که عاشق دو دختر بی وفای خودش هست رو نشون میده که تا زمانی توی خونههای دختراش میتونسته رفت و امد کنه که پولدار بوده و دامادها هم بخاطر این موضوع اجازه حضورش توی خونه هاشونو میدادن و بعدها این پدر عزیز رانده میشه و بابت دیدن حتی چند دقیقه دخترها همه کار میکنه حتی قرضهای معشوقههای دختراشونم میده تا دختراش ازش راضی باشن ولی اشتباه گوریو همین بود که بیش از اندازه به دختراش توجه داشت با وجود اینکه بارها بی مهری دیده بود.
از طرفی جامعه اعیان پاریس که نشون میداد چقد همه چیزشون سطحی و الکی بود و فقط مایهی کثیف پول بود که عیب هاشونو میپوشوند...