اولین اثری از انوره دو بالزاک بود که خواندم، این کتاب یک بخش کوچکی از کمدی انسانی هست که قراره بعدها باز هم از این نویسنده بخوانم
نویسنده این کمی از بابت نگارشی مشکل زیادی داشته ولی به قدری نوشته هایش گیرا هست که خواننده را تا انتها وادار میکند که داستان را بخواند.
درمورد خود کتاب باید بگم که جوانی محصل با جیب خالی و مد عالی سعی میکند وارد اجتماع اعیان پاریس شود ولی در هرصورت بخاطر زیاده روی هایش برای کارهایی که اصلا ضروری نبود همیشه بی پول بود. از طرفی پدری عاشق که عاشق دو دختر بی وفای خودش هست رو نشون میده که تا زمانی توی خونههای دختراش میتونسته رفت و امد کنه که پولدار بوده و دامادها هم بخاطر این موضوع اجازه حضورش توی خونه هاشونو میدادن و بعدها این پدر عزیز رانده میشه و بابت دیدن حتی چند دقیقه دخترها همه کار میکنه حتی قرضهای معشوقههای دختراشونم میده تا دختراش ازش راضی باشن ولی اشتباه گوریو همین بود که بیش از اندازه به دختراش توجه داشت با وجود اینکه بارها بی مهری دیده بود.
از طرفی جامعه اعیان پاریس که نشون میداد چقد همه چیزشون سطحی و الکی بود و فقط مایهی کثیف پول بود که عیب هاشونو میپوشوند...
نویسنده این کمی از بابت نگارشی مشکل زیادی داشته ولی به قدری نوشته هایش گیرا هست که خواننده را تا انتها وادار میکند که داستان را بخواند.
درمورد خود کتاب باید بگم که جوانی محصل با جیب خالی و مد عالی سعی میکند وارد اجتماع اعیان پاریس شود ولی در هرصورت بخاطر زیاده روی هایش برای کارهایی که اصلا ضروری نبود همیشه بی پول بود. از طرفی پدری عاشق که عاشق دو دختر بی وفای خودش هست رو نشون میده که تا زمانی توی خونههای دختراش میتونسته رفت و امد کنه که پولدار بوده و دامادها هم بخاطر این موضوع اجازه حضورش توی خونه هاشونو میدادن و بعدها این پدر عزیز رانده میشه و بابت دیدن حتی چند دقیقه دخترها همه کار میکنه حتی قرضهای معشوقههای دختراشونم میده تا دختراش ازش راضی باشن ولی اشتباه گوریو همین بود که بیش از اندازه به دختراش توجه داشت با وجود اینکه بارها بی مهری دیده بود.
از طرفی جامعه اعیان پاریس که نشون میداد چقد همه چیزشون سطحی و الکی بود و فقط مایهی کثیف پول بود که عیب هاشونو میپوشوند...