در قرون وسطی، کلیسای کاتولیک در سرتاسر اروپا حاکم بود و زمام زندگی فردی و اجتماعی انسانها را به دست داشت. تا اینکه سرانجام در قرن شانزدهم جنبش پروتستانیسم به این چیرگی خاتمه داد. در کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم، ویل دورانت به طور خاص به انقلاب دینی در اروپا و ریشههای شکلگیری آن میپردازد. این کتاب که در گروه کتابهای تاریخ اروپا و جهان قرار دارد، جنبههای گوناگون فکری، اجتماعی، سیاسی و دینی این تحول بزرگ را توضیح میدهد. این جلد از تاریخ تمدن در سال 1958 فینالیست جایزهی ملی کتاب برای بخش ادبیات غیرداستانی شد.
دربارهی کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم
پروتستانیسم یکی از جنبشهای تأثیرگذار و سرنوشتساز در قرن شانزدهم میلادی در اروپا است که خواهان تغییر و اصلاح در مسیحیت، تغییر قوانین مذهب کاتولیک و جدایی و استقلال از کلیسای روم بود. مارتین لوتر یکی از رهبران و چهرههای سرشناس این جنبش است که با مخالفت با پاپ و کلیسای کاتولیک جنبش پروتستانیسم را به وجود آورد و آن را رهبری کرد. ویل دورانت (Will Durant) کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم (The Story of Civilization 6) را دربارهی تاریخ اروپا از ویکلیف تا لوتر (از 1300 تا 1565 میلادی) با تمرکز بر اصلاحات پروتستانی نگاشته و این جلد از کتاب خود را اصلاح دینی (The Reformation) نام گذاشته است.
باید گفت مسیحیت و کلیسای کاتولیک، موهبت بزرگی برای انسان بود و میراث بزرگی را از هنر، ادبیات، اخلاق، گسترش سواد و فرهنگ و احداث مدارس و کتابخانه برای ملتها و جوامع به جا گذاشت؛ اما سرانجام در قرن چهاردهم گرفتار شکست و انحطاط شد و فساد اخلاقی و سیاسی به آن راه یافت. پاپها و روحانیان مسیحی بسیار تلاش کردند که اصلاحاتی در کلیسا ایجاد کنند و آن را از تباهی نجات دهند؛ بااینحال، این تلاشها چندان مؤثر نبود و در پایان قرن پانزدهم فساد و زوال در میان پاپها و دستگاه کلیسا فراگیرتر میشد. در همین حین، اروپا دستخوش تحولات اقتصادی، سیاسی و فکری بود که بهآرامی پایههای مسیحیت را سست میکرد. اندک اندک نهادهای زیر سلطهی کلیسا رو به زوال میرفتند و نهادها و دستگاههای اداری و سیاسی خارج از حیطهی قدرت کلیسا جای آنها را پر میکردند. از طرف دیگر، این دوره، عصر رنسانس در اروپا بود و تأثیرات عمیقی که در زمینههای مختلف بر علم، هنر، ادبیات و فلسفه گذاشت، زمینهساز تحولات فکری و فلسفی بسیاری در اروپا شد که در کنار تضعیف کلیسا و تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی حاکم، مقدمات جنبش اصلاحی پروتستانیسم را فراهم میساخت.

ویل دورانت کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم را با زمینهها و مقدمات جنبش پروتستانیسم در قرن چهاردهم در انگلستان آغاز میکند. جان ویکلیف، یک مصلح انگلیسی و یکی از مهمترین شخصیتهای این دوره است که با عقاید و نظریات خویش مقدمات ظهور آیین پروتستان را فراهم ساخت. نویسنده مفصلاً به شرح فعالیتها، آراء و اندیشههای او میپردازد و نشان میدهد که چگونه تعلیمات و اقدامات وی به جنبشهای اصلاح دین در اروپا دامن میزدند. نویسنده در شرح این مطلب به دیگر شخصیتهای تأثیرگذار این دوره همچون چاوسر و ریچارد دوم نیز اشاره کرده و تأثیرات آنها را نمایان میکند. سپس به فرانسه میپردازد، اوضاع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این کشور را طی قرون چهاردهم و پانزدهم شرح میدهد و به شخصیتهایی چون ژاندارک و نقش وی در پیشبرد اصلاحات دینی اشاره میکند.
در این دوره ترکان عثمانی به شبه جزیرهی بالکان حمله میکنند، اروپای شرقی را به زیر سلطهی خود درمیآورند و دولت روم شرقی را از میان برمیدارند. نویسنده در کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم در کنار شرح تاریخ نقاط مختلف اروپا چون اروپای مرکزی، سرزمین اسلاوهای مغرب، اسپانیا و پرتغال فصلی مجزا را به هجوم ترکان عثمانی اختصاص میدهد و چیرگی امپراطوری عثمانی بر اروپای شرقی را همراه با شخصیتهای مبارز و تأثیرگذار این دوره و تحولات اروپا مفصلاً شرح میدهد.
همانطور که اشاره شد، یکی از مواردی که زمینهساز پروتستانیسم شد، تحولات فکری در عرصهی علم و فلسفه بودند. به همین سبب ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم فصلی مجزا را به پیشرفت دانش اختصاص میدهد و آن را از ابعاد مختلف میکاود. وی در این مبحث به تحولاتی گوناگون در علم فیزیک، شیمی، ریاضی، نجوم، پزشکی، جغرافیا و اختراعاتی چون ساخت ساعت میپردازد. همچنین بخش جداگانهای را نیز به فلسفه و تحولات آن اختصاص داده است و به نقش شخصیتهایی چون نیکولای کوزایی و ویلیام آکمی اشاره میکند.

یکی از جنبههای گسترش علم و دانش در این دوره، اکتشافات جغرافیایی، بهویژه کشف قارهی آمریکا بود که بهعنوان یکی از مهمترین تحولات قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم نقش تعیینکنندهای در تحولات بعدی اروپا ایفا کرد. یکی از سرشناسترین مکتشفان این دوره کریستوف کلمب است. ویل دورانت در تاریخ تمدن - جلد ششم به کاشف آمریکا میپردازد و نتایج و اثرات فکری، اجتماعی و سیاسی اکتشافات جغرافیایی را واکاوی میکند.
سرانجام پس از شرح همهی مقدمات، تاریخ تمدن - جلد ششم به انقلاب دینی و مهمترین شخصیت آن، مارتین لوتر، میرسد. لوتر با نگارش کتاب «الهیات آلمانی» جرقهی این انقلاب را میزند و سرمنشأ سیل عظیمی از تحسینها، تقبیحها، مخالفتها و موافقتها میشود. او با انتشار خطابهها و رسالههای خود با کلیسا و دولت درگیر میشود و بسیاری از آلمانیها را با خود همراه میکند. انقلاب دینی لوتر زمینهی انقلاب اجتماعی میشود و بسیاری از کشاورزان و دهقانان و شهسواران گرسنه و سرخورده را علیه کلیسا و شاهزادگان و حاکمان میشوراند. ویل دورانت گسترش این انقلاب را در سرتاسر اروپا از شرق تا غرب با جزئیات شرح میدهد.
فصل سیام و سیویکم کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم یکی از بخشهای این جلد است که برای خواندگان فارسیزبان یا علاقهمندان به مطالعات خاورمیانه جذاب خواهد بود. ویل دورانت در این فصلها به هنر، ادبیات، تاریخ سیاسی و اندیشههای حاکم در خاورمیانه از قرن چهاردهم تا شانزدهم میلادی اشاره میکند و از ایران، مصر و سرزمینهای زیر سلطهی عثمانی سخن به میان میآورد. در این بخش از کتاب، نویسنده به تاریخ ایلخانیان و سپس صفویان اشاره میکند و بحثی را به حافظ و اشعار او، بهعنوان یکی از مهمترین شاعران دورهی ایلخانی، اختصاص میدهد.

در مجموع میتوان گفت، دورهی رنسانس و عصر اصلاح دینی ریشههای تاریخ معاصر اروپا و جهان هستند و بنیانی را پایهگذاری میکنند که آن را از دورهی استیلای کلیسا جدا میسازند. کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم شرح مفصل و جامعی از تاریخ این عصر است که با مطالعهی آن میتوان اطلاعات کاملی دربارهی تحولات دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی این دوره به دست آورد. این جلد از کتاب تاریخ تمدن را انتشارات علمی و فرهنگی با ترجمهی فریدون بدرهای، سهیل آذری، پرویز مرزبان و ابوطالب صارمی منتشر کرده است.
کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم برای چه کسانی مناسب است؟
این جلد از کتاب تاریخ تمدن ویل دروانت برای کسانی که به مطالعه دربارهی عصر اصلاح دین در اروپا و ریشههای شکلگیری آن علاقهمند هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب تاریخ تمدن - جلد ششم: اصلاح دینی میخوانیم
هیچ ملتی چون ملت آلمان چنین یکدل و یکزبان یکی از فرزندان خود را بهعنوان نماینده هنریاش برنگزیده است؛ ملت آلمان از کاتولیک و پروتستان، شمالی و جنوبی، دورر را برگزیدهاند. در ششم آوریل سال 1928، یعنی سالگرد چهارصدمین سال وفاتش، مجلس رایشستاگ در برلین و انجمن شهر نورنبرگ، سیاسیات و معتقدات دینی را بهکنار گذاشتند تا از هنرمندی که محبوبترین هنرمندان آلمان است. تجلیل بهعمل آورند. در این میان عدهای از اشخاص خبره بیهوده کوشیدند که تابلو جشن تاج گلسرخ را به 1000000 دلار بخرند، تابلویی که دورر خود 110 گیلدر (2750 دلار؟) برای ترسیم آن دریافت کرده بود.
پدرش زرگری از مردم مجارستان بود که در نورنبرگ سکونت گزیده بود. آلبرشت سومین کودک از فرزندان هجدهگانه او بود که اغلب در طفولیت درگذشته بودند. در کارگاه پدرش، طراحی با مداد و زغال و قلم، و کندهکاری با قلم حکاکی را آموخت؛ خود به تجربه فراگرفت که به همه چیز با ریزبینی و دقت بنگرد و اشیا و موضوعات را، خستگیناپذیر، با همه جزئیاتشان تجسم بخشد؛ ازاینروی، در برخی از تکچهرههایی که کشیده، چنان است که گویی هر مویی بهطور مجزا ترسیم شده است. پدر امیدوار بود که پسرش زرگر دیگری از آب درآید، اما چون شوق او را در بسط هنرش دید، به خواسته وی تسلیم شد و او را به شاگردی نزد ولگموت فرستاد (1486). آلبرشت آهسته پیش میرفت؛ نبوغ او در بلندهمتی، پشتکار، و شکیباییاش نهفته بود. خود میگفت: «خداوند به من پشتکار داده بود و ازاینروی خوب یاد میگرفتم؛ اما مجبور بودم رنج و ناراحتی بسیاری را از دستیارانش تحمل کنم.» چون فرصتی برای مطالعه بدنهای برهنه نداشت، اغلب به حمامهای عمومی میرفت و آپولونهایی چنانکه در آنجا میدید، کشید. خود وی نیز در آن روزگاران از لحاظ زیبایی و برازندگی اندام، آپولونی بود. دوستی با شیفتگی او را چنین وصف میکند:
بدنی داشت که از لحاظ ساختمان و قامت تماشایی، و برازنده مغز بزرگ او بود... چهرهاش هوشمند، دیدگانش درخشان... گردنش برافراشته، سینهاش فراخ، کمرش باریک، رانهایش نیرومند، و ساقهایش استوار بودند. اما دستهایش، اگر آنها را میدیدید، میگفتید که هرگز چیزی به ظرافت آنها ندیدهاید و سخنانش چندان شیرین و بزرگ بودند که آدمی آرزو میکرد هیچگاه پایان نپذیرند.
بله



























