خیلی عالی بود👌👌👌. در حقیقت این کتاب شرح حال بسیاری ازماست ولی جرات به زبون آوردنشو نداشته ایم. احساساتی که ازبچگی سرکوبشون کردیم و به زبون نیاوردیمشون بلاخره توبزرگسالی خودشونونشون میدن، حالا واسه هرکسی متفاوته. ازاسترس گرفته تا افسردگی.
اکثر درونگراها باچنین احساساتی روبه رواند ومدام درجنگ وجدل هستند باخودشون و این حالت چیزیه که جامعه واسه درونگراهاتعریف کرده، درواقع برچسبیه که بهشون زدن و بااین نشانهها تعریفشون میکنند درحالی که اینطور نیست وانسانهای درونگرا شخصیتهای جذابی نیز دارند و همشون افسرده نیستند. امیدوارم این تفکر توجامعهی ما حاکم بشه که بیخود برچسب به آدمها نزنن و با لفظ درونگرا و برونگرا آدمهارو قضاوت نکنن. خوندن این کتاب میتونه باخود واقعیمون آشتیمون بده وبسیاری از اشتباهاتمون رو بهتر بفهمیم وبادیدی مثبت به خودمون وزندگی وحتی مردم نگاه کنیم و یه جورایی طرز تفکر و نگرشمون رومیتونه متحول کنه.
من این کتاب رو به چند دلیل نپسندیدم: اول از همه این که کتاب مکالمه محور بین نویسنده و روانپزشک اونه، هیچ کدوم از شخصیت ها معرفی و توصیف نشدن و حتی حوادث و اتفاقاتی که در طی جلسات شون رخ میده هم وصف نشده که باعث میشه حس کنم دارم یک گزارش کار دارم می خونم. انگار نویسنده جلسه ها رو ضبط کرده و بعد اومده همه رو همون طور فقط نوشته. بعد این که برای مشکلاتی که داخل کتاب مطرح کرده اصلا راه حلی ارائه نداده. مشکل دیگه این که من در طول کل این کتاب نتونستم نویسنده رو درک کنم و نتونستم باهاش همزادپنداری کنم، خودم معتقدم به خاطر اینه که من هیچ وقت با این چنین مشکلاتی که نویسنده باهاش درگیره در زندگی ام رو به رو نشدم. به همین خاطر فکر می کنم این کتاب به درد همه نمی خوره و فقط برای تعداد محدودی از افراد به مفید هست.
عاااالی بود این کتاب.. در این کتاب یک مکالمه ی واقعی از نویسنده و جلسات تراپی شون با روانپزشک نوشته شده که کاملا دغدغه ها و مسائل یک خانم جوان با همه مشکلات، آسیب هاش، تفکراتش، زندگی روز مره ش، حسادت هاش و... مطرح شده. این کتاب کاملا به دور از اغراق و بدون مبالغه گویی مسائل و مشکلات این خانم رو نوشته و جدا از اینکه متوجه میشید مشکلات شما، مشکلات افراد زیادی است، راهکار و کمی تراپی هم در اون ذکر شده. صحبت ها ودیالوگ هایی که رد و بدل میشه کاملا جالب و خوندنیه
کتاب روایت جلسات مشاوره راوی با روانپزشک است هر چند نمیتوان این کتاب را حتی راهنمای روانشناسی نامید اما برای کسانی که مشکل افسردگی دارند می تواند مفید باشد. صحبت های مشاور حالات و احساسات راوی احساس همدلی را در خواننده بر می انگیزد. انگار راوی می خواهد با این نگارش به بقیه مردم بگوید شما تنها نیستید این تاریکی و دست و پنجه نرم کردن با ظلمت افسردگی متعلق به همه مردم دنیاست و شاید بتوان با کمک روانپزشک و مشاوررنوری به این تاریکی تاباند.
کتابی دیالوگ محور که به خوبی خواننده را به خواندن ادامه ترغیب میکند و بی پرده در کتابش از مشکلاتی میگوید که شاید بیشتر ما هرگز جرات بیان این تاریکی های وجودمان را نداشته باشیم و به همین دلیل باشد که احساس میکنیم تنها ما غرق این مشکلاتیم. برداشت من این بود که در آخر زخم های وجود او التیام نیافت اما پس از گذراندن دوره ده ساله درمان حداقل به منشا و وجود آن ها آگاه بود.
کتاب شامل مکالمات یک فرد افسرده با روانپزشکش طی جلسات روان درمانی هست. از اونجایی که خیلی از تفکرات و مشکلات این فرد برای اکثر مردم پیش میاد، خوندن این کتاب کمک میکنه جواب خیلی از سوالاتمون رو بگیریم. نثر نویسنده هم خیلی خوب و روانه ولی تعریفاتی که از این کتاب شنیده بودم، اغراق شده بود و باعث شد توی ذوقم بخوره.
کتاب خوب و جالبی بود. توی اون روند آهستهی تغییر نویسنده رو میبینیم و همچنین تاثیری که رواندرمانی میتونه روی آدم بذاره. نویسنده از افکار و احساساتی که همیشه باهاشون دستوپنجه نرم میکنه گفته. اگر علاقه به رواندرمانی و خوندن کتابهای دیالوگمحور دارین، کتاب خوبیه. 4 ستاره زیادشه و 3 ستاره کم. اون وسطا.
با اینکه یه جاهایی باهاش همزادپنداری کردم ولی احساس میکردم لحن منفی و افسرده ی نویسنده نه تنها کمکی بهم نمیکنه بلکه حالمو بدتر می کنه... خوبه اول اینو بخونی و حس کنی کسی حرف دلت رو میزنه و بعد بری سراغ کتابهای ارتقای عزت نفس و مدیریت ذهن و اضطراب. در مجموع خوب بود
خیلی سطحی و راحت افسردکی رو نشون میده و راهکار خاصی ارائه نمیده و با مصرف دارو سر و کار داره اما برای نویسنده که با افسردگی با تمام توانش جنگیده خیلی ارزش قائلم و حس خوب و مثبتی ازش گرفتم، هرچقدر هم سخت و طاقت فرسا بالاخره همه چی درست میشه.
من تقریبا اواسط کتاب هستم و تا اینجا ارتباط خوبی برقرار کردم باهاش نکاتی رو در خودش داره که ما ممکنه نتونیم حتی با تراپیست مون درباره اش صحبت کنیم چون فکر می کنیم بی اهمیت هستن در حالی که خیلی توی سلامت روحمون تاثیر گذاره.
یه کتاب فوق العاده که شامل جلسات تراپی نویسنده با روانپزشک هست و درعین لحن زیبا و سیر روایی، پر از احساسات انسانی عمیق، درک، خودشناسی و نگاهی دوباره و متفاوت به زندگی هست. بک سهی به صادقانهترین شکل ممکن تمام این موارد رو به تصویر کشیده.
الان اینجوریم که خب مشکل از دخترست نه محیطش طرز فکر ادم هاست که محیط رو براشون خوب یا بد میکنه سعی میکنم تمومش کنم و جملات خوب رو یادداشت کنم درکل برای کسایی که عزت نفس کمی دارن خیلی پیشنهاد میشه خیلی کتاب خوبیه من کلی یادداشت برداشتم ازش
کتاب جالبیه، وقتی میخونمش تو بیشتر قسمت احساس نزدیکی زیادی با شخصیت اصلی داستان میکنم و فکر میکنم چقدر احساساتش شبیه منه و واقعا برام مثل یه جور جلسهی تراپی میمونه و فقط بعضی جاها یه خرده برام نامفهومه.
یه قسمتی از کتاب جوری منو تکون داد و من رو متوجه این کرد که دارم با خودم چیکار میکنم و حقیقت چیه، که تا ساعتها تو سکوت بودم و گریه های پی در پی... چشمام رو روی حقیقت باز کرد.. خیلی ارزش داره خیلی از دست ندید..
کتاب جالبی بود در نوع خودش اما کتابی نیست که عامه پسند باشه طیف خاصی از مخاطب رو میتونه در بر بگیره تا یه جاهایی منو تونست مجذوب خودش کنه اما اواخر کتاب بعد از به اتمام رسیدن جلسات مجذوبیت خاصی برام به همراه نداشت
من تمام تلاشمو کردم ولی60صفحه بیشتر نتونستم بخونم بخشی از حرفاش به حالم نزدیک بود ولی بیشترش اینجوری بود که انگار دوستم اومده جلسه تراپیشو برام تعریف میکنه از یجایی به بعد آدم خسته میشه
میتونم بگم یکی از بهترین کتابهایی بود که خوندم چقدر ما انسانها همذات پنداری میکنیم با افرادی که در قارههای دیگرهستند، انگار در آینه باخودم حرف زدم. بشدت برای کسانی که افسردگی دارند توصیه میکنم.
خب این کتاب جلسه با مشاور هست و از این جهت خیلی محتاطانه نوشته شده و در کتاب تمرین خاصی هم توصیه نشده اما برای همدلی و حال بهتر توصیه میشه به خوندنش... متن ساده و روانی داره
یک مکالمه روانپزشک و بیمار برای دوره درمان هست که کاملا هم شاید موفق نباشه و اموختن اینکه زندگی توام با غم و شادیه و تو هر مرحله از ناملایمات چطور ذهن و روح خود را کنترل کنیم
من خیلی نیاز داشتم که بدونم کسی جایی افسردگی رو نه دقیقا به شکلی که من تجربه کردم ولی دردش رو درک میکنه و دلگرمی بهبودش رو با نوشتن سرگذشتش به بقیه دنیا نشون میده🌹
با خیلی از صحبت هاش همزاد پنداری کردم اما سبک کتاب گفت و گو محور هست بین روانشناس و شخصیت اصلی کتاب، راهکار خاصی هم ارائه نمیده، در کل با سلیقه من جور نبود 💔
نحوهای که کتاب نوشته شده رو دوست نداشتم. مکالمه محور بین خود فرد و روانپزشکه. این جوری حس ارتباط با کتاب نمیگیرم. دوست داشتم نویسنده مستقیم حرف بزنه و راه حلها رو بیان کنه.
اکثر درونگراها باچنین احساساتی روبه رواند ومدام درجنگ وجدل هستند باخودشون و این حالت چیزیه که جامعه واسه درونگراهاتعریف کرده، درواقع برچسبیه که بهشون زدن و بااین نشانهها تعریفشون میکنند درحالی که اینطور نیست وانسانهای درونگرا شخصیتهای جذابی نیز دارند و همشون افسرده نیستند. امیدوارم این تفکر توجامعهی ما حاکم بشه که بیخود برچسب به آدمها نزنن و با لفظ درونگرا و برونگرا آدمهارو قضاوت نکنن. خوندن این کتاب میتونه باخود واقعیمون آشتیمون بده وبسیاری از اشتباهاتمون رو بهتر بفهمیم وبادیدی مثبت به خودمون وزندگی وحتی مردم نگاه کنیم و یه جورایی طرز تفکر و نگرشمون رومیتونه متحول کنه.