کتاب قصههایی برای هر جا و هر زمان نوشتهی یوگنی واسیلیویچ کلویف مجموعهای است از بیست و پنج داستان جذاب روسی برای نوجوانان علاقهمند به ادبیات. ما قرار است در این داستانها با کرم کوچکی راهی خانهاش شویم، بهخاطر سرنوشت غمانگیز مجسمهی چینی غصه بخوریم و از گفتوگوی برگ بو و ملاقه شاد شویم و بخندیم. همهی این ماجراهای خیالی به همراه چندین و چند داستان دیگر را میتوانید در این مجموعه داستان که موفق شده است برندهی جایزهی ادبیات نقرهای روسیه شود، مطالعه کنید.
دربارهی کتاب قصههایی برای هر جا و هر زمان
کرم کوچکی روی پل ایستاده است و میخواهد به سوی دیگر پل برود، بچههای کرم کوچولو آن سوی پل منتظرش هستند و یوگنی واسیلیویچ کلویف (Evgeny Klyuev) از شما نوجوانان علاقهمند به مطالعه و دنیای تخیل دعوت میکند تا به تماشای سفر کرم کوچک از روی پل بنشینید. این تنها داستانی نیست که کتاب قصههایی برای هر جا و هر زمان (Tales just in case) برای ما دارد. این کتاب متشکل از بیست و پنج داستان کوتاه اما گیرا به قلم نویسندهی معروف روس است. این مجموعه داستان نوجوانانه موفق شده است تا در سال 2004 جایزهی ادبیات نقرهای روسیه را از آن خود کند.
مطالعه همواره یکی از مهمترین ابعاد رشد و پرورش نوجوانان بوده است. یکی از بهترین فواید یک مجموعهی داستان کوتاه این است که میتواند برای خوانندگانی که بهتازگی در مسیر مطالعه قرار گرفتهاند بسیار آسان و گیرا باشد. وقتیکه داستان پیش روی نوجوان کوتاه باشد، به این معناست که در اکثر مواقع در زمان بسیار کمی از نقطهی شروع خط سیر داستانی ما با مرکزیترین بخش داستان مواجهیم و سپس در مدت زمان بسیار اندکی میتوان به پیام نویسنده در اثر پیش رویمان پی ببریم.
کتاب قصههایی برای هر جا و هر زمان توسط انتشارات کتاب کوله پشتی منتشر شده است و وظیفهی ترجمهی آن نیز برعهدهی شلر شریفی و دیگر مترجمان بوده است.
کتاب قصههایی برای هر جا و هر زمان برای چه کسانی مناسب است؟
نوجوانان میتوانند با مطالعهی این مجموعه داستان کوتاه در دنیای خیالی نویسنده غرق شوند و از بودن در دنیای کرم کوچولو، برگ بو و ملاقه لذت ببرند.
در بخشی از کتاب قصههایی برای هر جا و هر زمان میخوانیم
البته کشتی رودخانهرو خوب میدانست که باید با احتیاط این حرف را بزند، چون پل متحرک به وقتشناسی و دقیق بودنش افتخار میکرد. پل متحرک حتی اصطلاحی مخصوص خودش هم داشت که میگفت: «حرمت پلهای متحرک به دقیق بودن آنهاست.» و همۀ اهالی شهر هم او را خوب میشناختند. پل متحرک در این مورد شوخی سرش نمیشد. همه مطمئن بودند هراتفاقی هم که بیفتد، او رأس ساعت ده صبح هر دو لای عرشهاش را بهسمت آسمان بالا میبرد و دقیقاً رأس ساعت یازده هم آنها را پایین میآورد. چهار بار در شبانهروز عیناً این کار را موبهمو انجام میدهد و این یعنی فقط و فقط باید به این کار او عادت کرد، همانطور که مثلاً به زمان باز شدن و بسته شدن نانوایی یا به زمان حرکت اولین قطار و زمان رسیدن آخرین قطار عادت میکنند. حالا نان گندم سفید که هیچ، اصلاً نمیتوان قطارها را با پل متحرک مقایسه کرد. برنامۀ حرکت قطارها گاهی به هم میخورد و نانهای گندم سفید اغلب میسوزند. بله، در دنیا هیچ موجود کاملی نبوده و نبوده و نبوده... بهجز پل متحرک.
بله
















