آیا جادو واقعاً وجود دارد؟ این سؤالی است که اوزی، قهرمان کتاب جادو فروش 3: ماموریت تمام شد، با آن روبهرو میشود و برای یافتن پاسخ آن ماجراهای زیادی را از سر میگذراند. این کتاب یکی از داستانهای فانتزی، معمایی و ماجراجویانه از اوبرت اسکای است که تاکنون رمانهای پرفروشی برای نوجوانان تألیف کرده است.
دربارهی کتاب جادو فروش 3: مأموریت تمام شد
اوزی که نوجوانی اهل اورگان پرتلند است و پس از دزیده شدن پدر و مادرش، با دنیای ناشناختهی جادو و جادوگری آشنا شده، در کتاب مأموریت تمام شد (Magic Required)، ماجراهایی به مراتب هیجانانگیزتر را تجربه میکند. اوبرت اسکای (Obert Skye)، نویسندهی کتاب، «اوزی» و دوستش «سیگی» را بیش از پیش در موقعیتهای خطرناک قرار میدهد. در واقع پس از آنکه به اوزی سرم کنترلکنندهی ذهن تزریق میشود، او در حال یادگیری کنترل ذهن افراد است. درعینحال، هنوز «رِی» شرور دیوانهی قدرت که برای به دست آوردن فرمول سرم دست از هیچچیز نمیکشد، به دنبال شکار اوزی است. علاوهبر آن، «رین» همچنان ادعا میکند که یک جادوگر است. اما او و کلارک گم شدهاند و اوزی که در تنهایی همچنان به کلی سؤال میاندیشد، بار دیگر به این فکر میکند که جادو چقدر حقیقت دارد؟

زمانی که مشخص میشود کسی که سرم را کنترل میکند، ذهن و ارادهی همهی بشر را در مخاطره قرار خواهد داد، اوزی و سیگی با دوستان جدید و عجیب و غریبشان که ادعا میکنند تواناییهای جادویی دارند، متحد میشوند. هنگامی که سرانجام رین بازمیگردد، اوزی یکبار برای همیشه متوجه میشود که برای پدر و مادرش چه اتفاقی افتاده است و واقعاً در آن مجمعهای فانتزی محبوب چه اتفاقی میافتد؟ و اینجاست که همانطورکه از نام کتاب مأموریت تمام شد پیداست، مأموریت جادوگر واقعاً تمام میشود.
در کتاب جادو فروش 3: مأموریت تمام شد، دنیای جادو همراه با کلی هیجان و دلهره در کنار لحن شوخی و طنزآمیز شخصیتها، جذابیت داستان را برای مخاطب نوجوان دوچندان میکند. ضمناً پس از پایان داستان، بخشی با عنوان «سؤالهایی برای گفتوگو» وجود دارد که در آن نویسنده پرسشهایی دربارهی آیندهی شخصیتهای داستان مطرح میکند. بحث کردن دربارهی این پرسشها به احتمال زیاد برای همهی هواداران این کتاب جالب خواهد بود. کتاب حاضر را نشر پرتقال با ترجمهی زهرا توفیقی منتشر کرده است.
دربارهی مجموعهی جادو فروش
مجموعهی جادو فروش با نام انگلیسی Wizard for Hire یک سهگانهی فانتزی، معمایی و ماجراجویانه برای نوجوانان است. قهرمان این سهگانه پسری 14 ساله به نام اوزی است که والدینش دزدیده شدهاند. والدین اوزی که دانشمند هستند، فرمولی کشف کردهاند که قدرت کنترل ذهن را به افراد میدهد. او از طرفی به خاطر محرمانه بودن فعالیت پدر و مادرش از تماس با پلیس واهمه دارد، اما از طرف دیگر بدون کمک نمیتواند والدینش را پیدا کند. تا اینکه در روزنامهی محلی یک آگهی جادوفروشی میبیند. اوزی به دنبال راهی برای نجات والدینش، با افراد و ماجراهای جدید آشنا میشود. کتاب مأموریت تمام شد جلد آخر این مجموعه است. جلدهای اول و دوم این مجموعه به ترتیب با «555 تماس بگیرید!» و «به یک کارآموز جادوگری نیازمندیم» هستند. انتشارات پرتقال این مجموعه را با ترجمهی زهرا توفیقی منتشر کرده است.

نکوداشتهای کتاب جادو فروش 3: مأموریت تمام شد
- قسمت آخر این سهگانه با پیشدرآمدی درمورد رین و استعدادهای جادویی او آغاز میشود و بهراحتی خوانندگان جدید را وارد این فانتزی کمیک میکند. (بوک لیست)
- یک سهگانهی پرسروصدا با مکالمات درهمبرهم و جادوگری پرماجرا به پایان می رسد. پایانبندی درخشان و سرگرمکنندهی کتاب جادوفروش 3: مأموریت تمام شد به بسیاری از سؤالات دربارهی ریشهی اوزی و قدرت رین پاسخ میدهد. (مجلهی نقد کتاب فوروارد ریوو)
کتاب جادو فروش 3: مأموریت تمام شد برای چه کسانی مناسب است؟
تمام نوجوانانی که به داستانهای فانتزی، پرهیجان، معمایی و ماجراجویانه علاقهمند هستند، از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب جادو فروش 3: ماموریت تمام شد میخوانیم
رین جلوی میز چوبی بزرگی که رویش ساعتشنی پرزرقوبرق گندهای قرار داشت، ایستاد و نگاهش روی رِی ثابت ماند. آن عوضی موقرمز تشنهی قدرت پشت میز ایستاده بود و سعی میکرد با قد صدوشصتوهفتسانتیمتریاش برای جادوگر تقریباً دومتری که با آن کلاه نوکتیزش بلندتر هم شده بود، شاخوشانه بکشد. رِی اگر میتوانست، میگفت آدمهایش بیایند تو و جادوگر را بهزور ببرند. اما اطلاعات بیشتری میخواست و هیچ خوشش نمیآمد که یک آدم خلوضع اینطوری او را از کوره به در ببرد.
به جادوگر نگاه کرد و در او چالش جدیدی دید که باید به آن سلطه پیدا میکرد. آستینهای پیراهن ارغوانیرنگش را بالا زد و درون و بیرون خودش را آرام کرد.
آرام گفت: «ببین.» به این امید که کمی زبان متمدنانه به مکالمهشان اضافه کند. «گمونم کلاً اشتباه شروع کردیم.»
رین جواب داد: «تو شاید اشتباه کرده باشی. ولی من نه... جادوگرها همهچیزشون درسته.»
رِی سرش را با تأسف تکان داد. «تو واقعاً انتظار داری مردم باور کنن جادوگری؟»
رین گفت: «من انتظار دارم مردم هر چیزی رو که دلشون میخواد، باور کنن. من حتی آدمهایی رو میشناسم که به جاذبه هم اعتقاد ندارن. دلیل نمیشه جاذبه وجود نداشته باشه.»
رِی گفت: «نمیدونم چرا از حرفهات تعجب میکنم اصلاً. یان بهم گفته بود سروکله زدن باهات مشکله.»
«یان همون دوست عزیزی نیست که فرستاده بودیش وحشیانه بیفته دنبال دوتا نوجوون و بترسوندشون؟»
«به نحوهی شخصیتپردازیت اعتراض دارم.»
بله























