واژهی شخصیت در علم روانشناسی به دو روش مختلف تعریف شده است. این مفهوم در یک روش بر تفاوتهای ثابت افراد و در روش دیگر بر صفاتی دلالت میکند که افراد را شبیه هم میکند. در کتاب روانشناسی شخصیت (مکاتب و نظریهها)، فاطمه محمدی و داود قادری مکاتب و رویکردهای مختلف روانشناسی شخصیت را شرح میدهند. این اثر که در گروه کتابهای حوزهی شخصیتشناسی قرار دارد، این علم را از قدیمیترین دوران تا به امروز واکاوی میکند.
دربارهی کتاب روانشناسی شخصیت (مکاتب و نظریهها)
یکی از گرایشهای علم روانشناسی، روانشناسی شخصیت است. این شاخه از علم بر شکلگیری شخصیت افراد، رشد و تغییرات آن مطالعه میکنند. تاریخچهی این علم به یونان باستان و فیلسوفان قرن چهارم قبل از میلاد برمیگردد و کسانی چون بقراط و ارسطو از اولین کسانی بودند که در تعریف شخصیت ایدهپردازی کردهاند. در دوران جدید، روانشناسان بزرگی چون فروید، یونگ، آدلر، کارن هورنای و... دربارهی این شاخه از علم روانشناسی مطالعه و نظریهپردازی کرده و آن را گسترش دادهاند. فاطمه محمدی و داود قادری در کتاب روانشناسی شخصیت (مکاتب و نظریهها) این شاخه از علم را بررسی و مکاتب و نظریات نوین این حوزه را طبقهبندی و معرفی کردهاند.

مؤلفان، کتاب روانشناسی شخصیت (مکاتب و نظریهها) را در چهار بخش نوشتهاند. ایشان دو بخش ابتدایی کتاب را به شرح تاریخ روانشناسی شخصیت، تعاریف و مفاهیم این علم اختصاص دادهاند و در دو بخش دیگر مکاتب و نظریات مدرن را در مطالعهی شخصیت و شخصیتشناسی بررسی میکنند. این کتاب را که میتواند منبعی مفید برای آشنایی با روانشناسی شخصیت و نظریات و مکاتب آن باشد، انتشارات آزمونیار پویا منتشر کرده است.
کتاب روانشناسی شخصیت (مکاتب و نظریهها) برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمامی دانشجویان، استادان و متخصصانی که به مطالعه در حوزهی روانشناسی شخصیت و شناخت آن علاقهمند هستند، مفید است.
در بخشی از کتاب روانشناسی شخصیت (مکاتب و نظریهها) میخوانیم
فروید مجموعهای از مکانیسمهای دفاعی را در بدن فرد پیشنهاد کرد. این مجموعه از مکانیسمهای دفاعی رخ میدهد تا فرد بتواند دیدگاه مطلوب یا ترجیحی نسبت به خود داشته باشد. بهعنوان مثال، در یک موقعیت خاص، هنگامی که رویدادی رخ میدهد که دیدگاه ترجیحی فرد را از خود نقض میکند، فروید اظهار داشت که لازم است خود مکانیزمی برای دفاع از خود در برابر این رویداد نامطلوب داشته باشد. این بهعنوان مکانیسمهای دفاعی شناخته میشود. کار فروید در مورد مکانیسمهای دفاعی بر این تمرکز داشت که چگونه خود در برابر رویدادها یا تکانههای درونی، که برای خود فرد غیر قابل قبول تلقی میشوند، از خود دفاع میکند. این مکانیسمهای دفاعی برای مدیریت تضاد بین اید، ایگو و سوپرایگو استفاده میشوند.
فروید خاطرنشان کرد که انگیزه اصلی برای مردم کاهش تنش است و علت اصلی تنش اضطراب است. او سه نوع اضطراب را شناسایی کرد. اضطراب واقعیت، اضطراب روانرنجور و اضطراب اخلاقی. اضطراب واقعیت ابتداییترین شکل اضطراب است و مبتنی بر نفس است. این معمولاً بر اساس ترس از رویدادهای واقعی و احتمالی است، بهعنوان مثال، گاز گرفتن توسط سگ یا سقوط از بام. اضطراب روانرنجور از ترس ناخودآگاه ناشی میشود که انگیزههای اساسی اید کنترل فرد را به دست میگیرد و در نهایت منجر به تنبیه ناشی از بیان خواستههای اید میشود. اضطراب اخلاقی از سوپرایگو ناشی میشود. این به شکل ترس از نقض ارزشها یا قوانین اخلاقی ظاهر میشود و بهصورت احساساتی مانند گناه یا شرم ظاهر میشود.
هنگامی که اضطراب رخ میدهد، اولین واکنش ذهن جستجوی راههای منطقی برای فرار از موقعیت با افزایش تلاشهای حل مسئله است و ممکن است طیف وسیعی از مکانیسمهای دفاعی فعال شوند. اینها راههایی هستند که ایگو برای کمک به مقابله با اید و سوپرایگو ایجاد میکند. مکانیسمهای دفاعی اغلب ناخودآگاه ظاهر میشوند و تمایل به تحریف یا جعل واقعیت دارند.
بله

























