صفویان نهتنها امپراتوری ساختند، بلکه چارچوبی برای آیندگان به جا گذاشتند که هنوز هم ردپایش پیداست. کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن، نوشتهی آقایان حمید اسدپور و حسین اسکندری، پژوهشی ژرف دربارهی سیر تحول ارتش ایران از دوران باستان تا پایان سلسله صفویه است. این اثر با نگاهی جامع به ساختار نظامی و پیوندهایش با مذهب، سیاست و اقتصاد، نشان میدهد که چگونه ارتش، قلب تپنده قدرت صفویان بود. اگر به تاریخ ایران و ریشههای تحولات نظامیاش علاقه دارید، این کتاب شما را با تحلیلی دقیق و کامل همراه میکند.
دربارهی کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن
سلسله صفویه بدون اغراق پایهگذار بسیاری از ساختارهای پس از خود بوده و بهعنوان سلسلهای مهم در تاریخ ایران شناخته میشود. در کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن، نوشتهی حسین اسکندری و حمید اسدپور، بهعنوان یک اثر پژوهشی، سیر تحول ارتش ایران در دوره صفویه مورد بررسی قرار میگیرد. این کتاب تاریخ ارتش ایران را از دوران باستان تا پایان صفویه بهصورت جامع تحلیل میکند و با ارائهی نگاهی دقیق به ساختار نظامی و پیوندهای عمیق آن با مسائل مذهبی، سیاسی و اقتصادی، اثری ارزشمند برای شناخت این دوره محسوب میشود.
این پژوهش در چهار بخش اصلی تدوین شده است. بخش اول به ارتش ایران پیش از عهد صفوی اختصاص دارد و تاریخ نظامی ایران را از دوران باستان، پیش از ورود آریاییها، تا دوره اسلامی پیش از صفویه بررسی میکند. در این بخش، مبانی نظری ارتش در ایران باستان و تغییرات آن در دوره اسلامی تا پیش از صفویه مورد توجه قرار میگیرد. این بخش به ما نشان میدهد که چگونه ساختارهای نظامی پیشین، زمینهساز شکلگیری ارتش صفوی شدند.

بخش دوم، به دوره آغازین صفویه میپردازد و تشکیل ارتش در عهد اول صفوی را با تمرکز بر نقش ایلات قزلباش و پیوند تشیع و تصوف تحلیل میکند. در این دوره، شاه اسماعیل باتکیهبر ایلات بزرگ ترکمان و اعتقادات مذهبی، ارتشی قدرتمند ساخت که پایههای حکومتش را استوار کرد.
بخش سوم که به دوره شاه عباس مربوط میشود، تحولات بزرگ ارتش صفویه را مورد بررسی قرار میدهد. در این بخش، سیر تغییرات ارتش از یک نیروی قبیلهای به سازمانی منظم و مجهز تحلیل میشود. این پژوهش نشان میدهد که چگونه ضعفهای قزلباشان، شکستها در برابر عثمانی و آشنایی با فناوریهای نظامی اروپایی، شاه عباس را به بازسازی ارتش واداشت. ایجاد مناصب جدید مانند تفنگچیباشی و توپچیباشی و همچنین استراتژیهایی چون زمینهای سوخته و جاسوسی، از جمله موضوعاتی هستند که در این بخش به آن پرداخته شده است. بااینحال، کمتوجهی به نیروی دریایی بهعنوان یکی از نقاط ضعف ارتش صفوی نیز در این بخش مورد توجه قرار میگیرد.
بخش چهارم، به دوره پایانی صفویه اختصاص دارد و ضعف ارتش را در این زمان بررسی میکند. این کتاب نشان میدهد که چگونه تعارضات داخلی، تنآسایی و بیتوجهی دربار به ساختار نظامی، ارتش صفویه را از اوج قدرت به ناکارآمدی کشاند. در این بخش، عملکرد قزلباشان که روزی ستون ارتش بودند و همچنین مشکلات تدارکات و انضباط نظامی مورد تحلیل قرار میگیرد. این بررسی روشن میکند که چرا ارتش صفویه در برابر دشمنانش، بهویژه در اواخر این سلسله، تاب نیاورد.
کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن تنها به مسائل نظامی محدود نمیشود. این اثر با ارائهی تحلیل جامع از پیوندهای ارتش با مذهب، سیاست و اقتصاد، نشان میدهد که ارتش صفویه چگونه بر جامعه تأثیر گذاشت و از آن تأثیر پذیرفت. بهعنوانمثال، نقش تشیع در انگیزهبخشی به سربازان، یا چگونگی تأمین هزینههای نظامی از منابع محلی، از موضوعاتی هستند که در این کتاب به آن پرداخته شده است. این نگاه چندجانبه، کتاب را به اثری کامل و مفید برای پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ ایران تبدیل کرده است.
اگر به تاریخ نظامی ایران، ریشههای قدرت صفویان یا تحولات اجتماعی این دوره علاقه دارید، کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن از انتشارات نگارستان اندیشه منبعی ارزشمند برای شماست. این اثر با زبانی رسمی و قابلفهم، اطلاعات گستردهای ارائه میدهد که هم برای محققان و هم برای خوانندگان عمومی مناسب است. در مجموع، این کتاب دریچهای به یکی از مهمترین دورههای تاریخ ایران باز میکند که تأثیراتش تا امروز باقی مانده است.
کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای پژوهشگران تاریخ ایران، علاقهمندان به تحولات نظامی و کسانی که به پیوندهای مذهبی، سیاسی و اقتصادی دوره صفویه علاقهمند هستند، مناسب است؛ اما اگر بهدنبال روایتی روان و داستانی هستید، شاید این متن کمی چالشبرانگیز باشد.
در بخشی از کتاب ارتش ایران در دوره صفوی و تحولات آن میخوانیم
چنانکه در شکلگیری اولیهی هسته ارتش صفوی اشاره شد حامیان اصلی این ارتش قزلباشان بودند که عمدتاً از ترکمانان آناتولی و سوریه بودند. این ایلات از آغاز وابسته به اویماق خود بودند و روابط خونی بسیار مستحکمی بین آنها بود به همین علت صفویان تلاش نمودند ضمن بهره بردن از این نیروهای ایدئولوژیک، شور انقلابی و وابستگی طایفهای آنها را کم کنند. امری که تا مدتها برای حکومت صفویه مشکلآفرین شده بود. این ایلات از طریق خلفا با مرشد کامل ارتباط داشتند و از طریق روسای خود تحت عنوان بیگ، سلطان و خان روابط خونی و وابستگی به اویماق را حفظ میکردند.
اهمیت نقش این ایلات قزلباش در ارتش صفوی تا بدانجاست که مورخان عهد صفوی با وجود این نیروها در ارتش و مرزهای ایران و در تقابل با نیروهای بیگانه برای ایران و ارتش صفوی از واژههایی مانند ولایت قزلباش و لشکر قزلباش بهره بردهاند. خواند میر در لشکر کشیهای شیخ حیدر واژهی سپاه قزلباش را به کار میبرد. امیر محمود خواند میر و برخی دیگر از مورخان صفوی در حملات قزلباشان به همراه امیر نجم ثانی به سمت ماورالنهر، آنها را تحت عنوان سپاه قزلباش، جنود قزلباش و سپاه عراق مینامند.
بدلیسی نیز از واژهی ولایت قزلباش برای مناطق مرزی ایران استفاده کرده است. تتوی اعلام میدارد که ازبکان متعرض سر حد ولایت قزلباش شدند او در مواردی خراسان را ولایت قزلباش مینامد. واله اصفهانی نیز حملات ازبکان به خراسان را تهاجم به ولایت قزلباش دانسته است. برخی مورخان این دوره برای ناحیه دیار بکر از واژهی ولایت قزلباش استفاده کردهاند. شیرازی از دیگر مورخان این دوره چنان با واژهی ایران بیگانه است و تحت تأثیر جو مذهبی دوره اول صفوی قرار گرفته است که جنگهای قزلباشان با شروانشاهان در زمان شاه اسماعیل را نبرد غازیان حیدری در برابر یزیدیان ساسانی تبار شروانی میداند. در واقع او تا بدانجا پیش رفته است که حتی نژاد شاهان شروانی را به ساسانیان رسانده است و آن را با تبار عربی یزید درهم آمیخته است. اسکندر بیگ منشی نیز در نبرد شاه اسماعیل با خاندان چلاوی از عنوان سپاه قزلباش بهره گرفته است. در نبردهای ازبکان با صفویه در دوره شاه اسماعیل و همچنین در نبرد چالدران در برابر عثمانی، بازهم مورخان برای ارتش صفوی از کلمهی سپاه قزلباش استفاده کردهاند.
بله


















