کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟ مجموعهای گردآوری شده از یادداشتها و ایدههای پراکندهی مهاتما گاندی در باب مرگ و سوگ است که توسط آناند هینگورانی جمعآوری و مستند شده. گاندی که امروزه بهعنوان نماد صلح، اعتراض عاری از خشونت و رهبر جنبش آزادیخواه هندوستان شناخته میشود، با همان روحیهای که بدون استفاده از هیچ خشونت و سلاحی ارتش انگلیس را از پا درآورد، به مقابله با مرگ میرود. ما نیز با مطالعهی این اثر قادر خواهیم بود تجربه و عقاید او در باب مرگ را درک و آن را در زندگی خود پیاده کنیم.
دربارهی کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟
با وجود گذشت بیش از هشت دهه از پیروزی جنبش استقلال هند که مهاتما گاندی (Mahatma Gandhi) نقش بسیار اساسی و پررنگی در آن بازی کرد، میراث گاندی همچنان بر فرهنگ، تاریخ، سیاست و هنر هندوستان سایه انداخته است. گاندی، کسی نبود جز مرد سادهای پوشیده در لباسهای مندرس و ظاهری رنجور، که تنها با مقاومت در برابر تسلیم شدن به خشونت، جامعهی هند را به سمت آزادی و استقلال، و رهایی از استعمار یکی از بزرگترین قدرتهای جهان هدایت کرد. روش و منش مهاتما گاندی بعدها الهامبخش بسیاری از رهبران آزادیخواه دیگر، از جمله مارتین لوتر کینگ و نلسون ماندلا نیز شد. شجاعت خاص گاندی، حاصل دلگرمی او به قدرت و منابع بیشمار، یا نتیجهی حماقت و لجبازی نبود، شجاعت گاندی، نتیجهی ایمان و آرامشی بود که از منش و باورهای صوفی مسلک و نگاه بهخصوصش نسبت به هستی و زندگی برآمده بود.
بدیهی است که مقاومت با دستهای خالی در برابر یکی از قویترین ارتشها و قدرتهای استعمارگر جهان، با وجود وحشت از مرگ هرگز ممکن نخواهد بود. گاندی، که در نهایت با شلیک گلولهی یکی از مخالفانش جان خود را از دست داد، هرگز از مرگ، شکنجه، رنج و دشواری، فرار نکرد، بلکه همواره پذیرای هریک از این مصائب با آغوشی باز بود؛ و این چیزی است که او را به یکی از ماندگارترین چهرههای تاریخ بشر بدل میکند. او هرگز اثر یکپارچه و متحدی در باب عقیدهاش نسبت به مرگ منتشر نکرد، اما کشف دیدگاه او نسبت به این پدیده از میان سخنان، یادداشتها و اعمال و رفتارش کار دشواری نیست. آناند هینگورانی (Anand T Hingorani) در کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟ (Why Fear or Mourn Death) به گردآوری آرای گاندی در باب مرگ و زندگی پرداخته و آن را در اختیار علاقهمندان این مرد بزرگ در سرتاسر جهان قرار داده است.

در مقدمهی کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟ میخوانیم که طبق فلسفهی گاندی جهان از اضداد مخالفی تشکیل شده که همدیگر را کامل میکنند و اجتناب از هرکدامِ آنها و حذف دیگری غیرممکن است. بهزعم گاندی، تولد و مرگ هردو، نیمهی یک پدیدهی کامل و آینهی دیگری هستند. مرگ بدون تولد امکان نخواهد داشت و تولد بدون مرگ نیز ممکن نیست. پس چرا برای یکی شیون و زاری میکنیم و برای دیگری هلهله و شادی؟ اگر به این باور دست پیدا کنیم که فرار از مرگ غیرممکن است، میتوانیم به درک و نگاه عمیقتر و صحیحتری نسبت به مرگ رسیده و راز جاودانگی مهاتما گاندی را کشف کنیم.
غلبه بر ترس و استیصال از مرگ، نهتنها به شما کمک میکند از زندگی خود بیشتر لذت ببرید، بلکه معنای دیگری از حیات، بقا و مرگ خود و دیگران را برایتان فراهم میآورد. کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟ با گردآوری مستندات، شواهد و استدلالهای مهاتما گاندی در باب مرگ، راز آرامش، متانت و حیات جاودان این بزرگ مرد شگفتانگیز در قلب و تاریخ بشر را گزارش کرده و به شما هم کمک میکند زندگی خود را از نگاه تازهای ببینید.
کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟ با ترجمهی شهرام نقش تبریزی و چاپ نشر ققنوس در اختیار مخاطبان فارسی زبان قرار گرفته است.
کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن برای چه کسانی مناسب است؟
در صورتی که از علاقهمندان و باورمندان به ادیان و عرفانهای شرقی هستید یا میخواهید بهکمک یکی از شجاعترین افراد تاریخ بر ترس و احساس ناخوشایند خود از مرگ غلبه کنید، مطالعهی کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن را به شما پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟ میخوانیم
براى من که مبارز راه مقاومت منفى هستم و به یگانگى و اتحاد روح ایمانى راسخ دارم، مرگ برادرم که بسیارى از دوستان به همراه من به سوگش نشستهاند نباید بیش از مرگ نارایاناسامى، نگاپن، و هرباستینگ که آنها نیز درست به مانند برادرانم بودند، اندوهگین و دردمندم سازد. اگر مرگ نابهنگام ولیمه مونسامى ضربهاى شدیدتر از مرگ برادرم نباشد، از آن کمتر نیست. با این حال باید بگویم من نیز مانند همه افراد بشر، موجودى ضعیفم و اندیشههایى که متعاقب مرگ برادرم به ذهنم مىآیند برادرى که در حکم پدرم بود و تمام آنچه را در زندگى هستم، پس از مادرم، به او مدیونم روشنتر از اندیشههایى هستند که در پى مرگ آن سه برادر و آن خواهرِ مبارزِ راه مقاومت منفى به ذهن و دلم راه مىیابد. اندیشهاى که هم اکنون در ذهن من برجسته است این است که اگر زندگى ما در خوف خدا گذشته باشد و عملى مخالف نداى وجدان خود انجام نداده باشیم، یاد مرگ نباید اندکى ترس در دلمان ایجاد کند. اگر چنین باشد دیگر مرگ را چیزى جز گونهاى تغییر و تکامل تلقى نخواهیم کرد، پس با آغوش باز پذیراى چنین تغییرى خواهیم شد و یادش اندوهى بر دلمان نخواهد نشاند. چنین مىاندیشم که مرگ براى برادر من نیز همین مفهوم را داشته است. و ما، به ویژه آنان که مبارزان راه مقاومت منفى هستیم، باید بیاموزیم که نه تنها از مرگ نهراسیم بلکه در حین انجام وظیفه مهیاى استقبال از آن باشیم.
بله























