شناخت خاستگاه و مبانی داستان، زبانشناسی، تحلیل فلسفی، روایتشناسی و ساختار آنها، دروازهای را بهسوی فهمِ داستانها و روایات از گذشتهها تاکنون میگشاید. این همان چیزیست که در کتاب تماشای روایت، اثری تحلیلی و برجسته از مجید آقایی بیان شده است. تماشای روایت، اثری جامع در خصوص نقد و بررسی روش انتقال عناصر داستان از روایت به درام است. کتاب حاضر بهعنوان اثر برگزیدهی چهلمین دورهی جایزهی کتاب سال انتخاب شده است.
دربارهی کتاب تماشای روایت
داستانها، صرفا نوشتههای ساده و اثرگذاری نیستند؛ بلکه متاثر از دیدگاه و بینش تخصصی پژوهشگران، نویسندگان، نظریهپردازان و البته فیلسوفان، دگرگونیهای متعددی را تجربه کردهاند و خاستگاه آنان نقطهایست که درمییابیم داستان و روایت با فلسفه گره خورده است. مجید آقایی در کتابِ تماشای روایت، به شناخت و بررسی روایات در قلمروی ادبیات داستانی و پیوند آن با فلسفه، میپردازد.

خواندن یا شنیدن روایات، دریچهای را بهسوی درک جهان، محیط پیرامون و دنیایی که در آن زندگی میکنیم، میگشاید. دریچهای که هویتبخش و نورِ اعتبار انسانی است. نویسنده در کتاب تماشای روایت، آنچنان بر اهمیت و ضرورت داستانخوانی و شناخت روایات، واقف است که خواننده را نیز بهروشنی متقاعد میسازد. او در این اثر، مبانیِ معرفتشناختیِ داستان و خاستگاه هستیشناسانهی آن را واکاوی و تشریح کرده و به مخاطب کمک میکند تا روایت، داستان و درام را بشناسد. از فلاسفهی یونانِ باستان، عقاید، نظریهها و آثار آنان میگوید و پلی را برای ادراک روایات و پیشینهی آن، میسازد.
مجید آقایی بهمثابهی یک پژوهشگر، از مطالعات، اندیشهها و تحقیقاتِ دیگران در حوزهی ادبیات داستانی و فلسفه نیز کمک گرفته و کتاب تماشای روایت را مشابه با یک دوربین روبهروی دنیای روایات، طراحی و تالیف کرده است.
او پس از واکاوی و تحلیل سیر اندیشهها و تحولات فلسفی که منجر به درک و شناخت عمیقِ خاستگاه ادبیات میشود، به تحلیل فلسفی میپردازد تا بهشکلی بنیادین به آنچه ابعادِ شناختی و اندیشهورزانهی فعالیتها را ظاهر میسازد، دست یابد. نویسنده در فصل دومِ کتاب تماشای روایت، از صاحبنظرانِ رویکرد تحلیلی در فلسفه، نظریات و تاثیرات آنان صحبت به میان میآورد و در سومین فصل، به زبانشناسی و بررسی عملکرد ارتباطی و ادراکی زبان میپردازد. در این فصل از کتاب، مقدمه و پیشینهی پژوهشیِ مرتبطی ارائه میشود و نظریات و آراء سوسور و ویتگنشتاین در رابطه با زبان ارائه، تحلیل و مقایسه میشود.
مجید آقایی با گنجاندن بخش ویژهای همچون زبانشناسی و مطالعات کارکردهای ارتباطی و ادراکی زبان در حوزهی نقد ادبی و روایتشناسی، به خواننده کمک میکند تا عناصر بنیادین زبان، یعنی نشانهها و مفاهیم را بشناسد و آنچه را روایت مینامیم، بشناسد.
او از آثار اندیشمندان، نظریات آنان و مثالهای متعددی وام گرفته تا مطالب را بهشکل کاربردی و مفهومی به خواننده عرضه دارد و بینش علمی نسبت به حوزهی نقد ادبی پیدا کند.
همچنین در فصلهای بعدی وارد مباحث روایتشناسی و ابعاد گوناگون آن، داستانها و پیوند آنها با زمان، گفتمان، روایتها و... میشود و از عناصر ساختار پیرنگ و اجزای روایتها و داستانها، همانند ریتم، لحن، شخصیت و... سخن به میان میآورد. تمامی این مطالب بر اساس مطالعات و پژوهشهای داخلی و خارجی انجام شده و سیر تحولِ تاریخی هر جزء اثرگذار بر حوزهی ادبیات داستانی را شامل میشود؛ این موارد در نهایت به مخاطب کمک میکنند تا راحتتر به مقایسهی داستان و درام بپردازد و اقتباسهای ادبی - سینمایی را درک کند و فرایند انتقال عناصر داستانی را به فیلمنامهها دریابد.
کتاب تماشای روایت، نوشتهی مجید آقایی به نگارش درآمده و بهکوشش انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسیده است.
کتاب تماشای روایت برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به شناخت روایتها، داستانها و سیر تاریخیِ تغییر و تحول آنان علاقهمند هستید، این کتاب پاسخگوی نیاز شما خواهد بود.
در بخشی از کتاب تماشای روایت: بررسی تحلیلی روش انتقال عناصر داستان از روایت به درام میخوانیم
پذیرش دو موضوع به عنوان پیشزمینهای اساسی جهت تبیین معیارهای زیبایی در تناسب با آراء ویتگنشتاین مهم است:
الف. هنر خود نوعی زبان است.
ب. معناداری یک گزاره بسته به کاربرد آن در زمان و مکانی است که به کار میرود.
آنچه در وهلهی نخست در ارتباط با یک اثر هنریِ ساختارمند جلب توجه میکند وجود نوعی هارمونی میان اجزاء آن است که موجب عملکرد و تأثیر نهایی آن میشود. همین امری است زیبا.
با رمزگشاییِ نشانههای نهفته در تار و پود اثر، تجلی امر زیبا مضاعف خواهد شد و در نهایت با توجه به زمینهای که اثر در آن ارائه شده و زمینهای که مخاطب در آن میزید، کشف و تجلیات زیبایی نهفته در اثر به نهایت میرسد. این سناریو را که از مواجههی مخاطب با اثر هنری روایت شد میتوان به گونههای دیگری نیز تعریف کرد؛ اما آنچه در همهی آنها مشترک خواهد بود این است که مخاطب به دنبال کشف زبان خصوصی هنرمند با استفاده از قواعد عمومی و بردن آنها در قالب زبان خصوصی خویش است.
این فرایند یک پارادوکس بزرگ را در دل خود دارد و آن اینکه کاربرد قواعد عمومی در حوزهی زبان خصوصی ممکن نیست؛ پس آنچه در اینجا باقی میماند توجه به ویژگیهای مشابه در یک مجموعه است که به زعم ویتگنشتاین آن را شباهت خانوادگی مینامیم. این مجموعه ویژگیها در کنار یکی از ویژگیهای منحصربهفرد زبان قرار میگیرد تا زمینهی معناداری گزارهها را در یک فرایند زیباشناسانه فراهم آورد و این ویژگی چیزی نیست جز روایتگری.
روایت چه در زبان به طور عام و چه در هنر به طور خاص به راحتی میتواند خود را در معرض معناداری و زمینهی معنایی قرار دهد؛ چرا که روایت یا نهایتاً به نتیجهای منجر میشود و یا در یک دور هرمنوتیکی و بر مبنای ویژگیِ زایایی زبان، به خلق مدام معنا خواهد پرداخت.
بله

















