در زندگی زخمهایی است که خبر از دردهای بزرگی میدهد. زخمهایی که به چشم دیده میشوند، نشان از زخمها و دردهای بزرگتری دارند که به روح وارد شده است. کتاب رخ جانان نوشتهی مریم ثروتی رمانی عاشقانه دربارهی دختری به نام جانان است که قربانی دشمنیها میشود و زیبایی خود را از دست میدهد؛ اما امید، گذشت و عشق مرهم زخمهای او میشود.
دربارهی کتاب رخ جانان
داستانی عاشقانه مملو از عشق، ترس و تعقیب و گریز در کتاب رخ جانان نوشتهی مریم ثروتی نگاشته شده است. قهرمان این داستان دختری جوان به نام جانان تواناست که در شرف ازدواج است. در این میان، مردی به نام شهیاد پیدا میشود و با نشان دادن عکسهایی او را متهم میکند که برادرش را اغوا کرده و سبب سوختن و مرگ او شده است. جانان برای اثبات بیگناهی خود تلاشهای زیادی میکند؛ اما تقلاهای وی بیثمر میماند. شهیاد که مرتباً جانان را تعقیب و تهدید به مرگ میکند، بالاخره او را میدزد و به قصد انتقام با چاقو صورت و دستهای جانان را زخمی میکند. سرانجام، شهیاد پس از شش روز ناپدید میشود. پس از این اتفاق، نامزد جانان او را ترک میکند، با دختر دیگری ازدواج میکند و رد زخمهای عمیقی روی صورت و دستهای جانان باقی میماند. جانان در طول هفت سال زندگی سختی را میگذراند. او در دارالترجمه و مادرش در یک درمانگاه کار میکنند تا بتوانند خرج درمان را تأمین کنند. پس از گذشت هفت سال، جانان با پسری به نام ماهان آشنا میشود و به مرور سرنوشت خود را برای او بازگو میکند.
کتاب رخ جانان داستانی قدیمی دربارهی دختری است که زیبایی، حیثیت و عشق خود را به خاطر تهمت دشمنان و شهادت دروغ از دست میدهد. آیا جانان میتواند زیبایی، عشق و آبروی رفته را بازیابد؟ آیا بیگناهی او اثبات میشود؟ چه کسانی مسبب چنین اتفاقی بودهاند؟ ماهان حقیقتاً کیست و با چه قصدی به او نزدیک شده است؟
در کتاب رخ جانان، داستان روندی خطی دارد. راوی در حین شرح زندگی کنونی خود، بهفواصل به عقب برمیگردد و بخشی از گذشتهی خود را برای مخاطب بازگو میکند. در اصل، نویسنده شرح وقایع حال و گذشته قهرمان داستان را به موازات هم پیش میبرد و با ناگفته گذاشتن ادامهی ماجرا، تعلیق ایجاده کرده، جذابیت و کشش داستان را حفظ میکند. همچنین نویسنده با توصیف دقیق لحظهها، احساس ترس، درد و تنهایی را بهخوبی به مخاطب القا کرده و عواطف خواننده را با داستان درگیر میکند. این داستان عاشقانه و پرماجرا را انتشارات آئیسا منتشر کرده است.
کتاب رخ جانان برای چه کسانی مناسب است؟
این داستان برای کسانی که به داستانهای عاشقانه با فراز و نشیبهای زیاد و پر از ابهام علاقهمند هستند، مناسب است.
در بخشی از کتاب رخ جانان میخوانیم
در باز شد و مرد بلندقد و خوشچهرهای قدم به اتاق نمورم گذاشت. صورت جذابی داشت. موهای بناگوشش به سفیدی میزد و خبر از سنوسال مرد میداد. کتوشلوار اتوکشیده و بوی ادکلنش نشان میداد مرد مرتب و بهروزیست. با دیدن نوع نگاهش بیاراده سر به زیر انداختم تا از شر نگاه عجیب و مات مرد راحت شوم.
- سلام. خوش اومدید!
با دست به تکصندلی اتاقم اشاره کردم و ادامه دادم:
- بفرمایید!
مرد، بدون اینکه حتی جواب سلامم را بدهد، پرسید:
- شما خانم توانا هستید؟
بهقدری از تن متعجب صدایش ناراحت شدم که سریع سر بلند کردم، ولی ای کاش این کار را نمیکردم! نگاه مرد واقعاً آزاردهنده و زجرآور بود. با اندکی عتاب گفتم:
- بله، خودم هستم.
مرد از خشونت خوابیده در صدایم عقبنشینی کرد و از درعذرخواهی درآمد.
- راستش فکر کنم شما را با کس دیگهای اشتباه گرفتم. من ذهنیت دیگهای داشتم.
عصبهای روی شقیقه و بینیام رگ کرد و تیر کشید. مگر خودش اصرار نداشت مرا بببیند؟ مگر نمیخواست شخصاً بابت ترجمهی بینقصم از من تشکر کند؟ مگر معلومات من ربطی به صورت و ظاهرم داشت که با دیدن رد چاقوها ابرو درهم بکشد و بااکراه به صورتم بنگرد؟ پس حالا چه مرگش بود که با رفتار و نگاههایش خنجر به زخمهای کهنهام میکشید؟
بله

















