زندگی مهدی قلی هدایت، ملقب به مخبرالسلطنه، نویسندهی کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول با یکی از پرآشوبترین و جنجالیترین دورههای تاریخ ایران همراه بود. مهدی قلی خان هدایت در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار بهدنیا آمد. او در دوران حکومت مظفرالدین شاه اولین سمت دولتی خود را بهدست آورد و در زمان حکومت رضاشاه پهلوی از آخرین سمت سیاسی خود، یعنی ریاست مجلس بازنشسته شد. مخبرالسلطنه که در دورهی زندگی خود شاهد حکومت شش پادشاه، دو سلسلهی پادشاهی، دو جنگ جهانی و چندین واقعهی سیاسی بسیار مهم، از جمله کودتای بیستوهشت مرداد، صدور فرمان مشروطه، به توپ بسته شدن مجلس و قیام شیخ محمد خیابانی بود، خاطرات زندگی خود را در قالب یکی از جذابترین خودزندگینامههای تاریخ ادبیات گرد آورده است.
دربارهی کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول
اگر به تاریخ معاصر ایران علاقه داشته باشید، حتماً با نام مهدی قلی خان هدایت (Mehdi Qoli Hedayat) یا مخبرالسلطنه آشنایی دارید. مهدی قلی خان هدایت، یکی از مهمترین رجال سیاسی اواخر دورهی قاجار و دورهی اول پهلوی است که در زمان زندگی و فعالیت حرفهای خود شاهد برخی از حساسترین وقایع تاریخ معاصر ایران بوده و در وقوع بسیاری از آنها نقش فعال داشته است. کتاب خاطرات و خطرات مجموعهای مستند از خاطرات این بزرگمرد تاریخ ایران است که توسط نشر ارس در دو مجلد به چاپ رسیده است.
مهدی قلی خان هدایت در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار و در خاندانی قدرتمند و فرهنگی چشم به جهان گشود. او علاهبر یادگیری زبان فارسی و آشنایی با علوم تاریخ، ریاضیات و موسیقی، به زبانهای آلمانی، فرانسوی، انگلیسی و عربی نیز تسلط داشت. مخبرالسلطنه در زمینههای متعددی از جمله موسیقی، فلسفه و ریاضیات، آثار علمی و فلسفی متعددی از خود بر جای گذاشته اما کتاب خاطراتش، که تجربهی زندگی پرفراز و نشیبش در سالهای خونین و پرآشوب تاریخ ایران را مستند کرده، شناخته شدهترین اثر اوست.

مهدی قلی هدایت، در زمان حکومت مظفرالدین شاه قاجار لقب مخبرالسلطنه را دریافت کرد و به اولین سمت حکومتی خود، یعنی ریاست گمرک و پستخانهی آذربایجان منصوب شد. این اولین وظیفه و نقش رسمی مخبرالسلطنه در دربار قاجار بود و تا زمان صدور فرمان مشروطیت وظایف و مسئولیتهای متعددی بهدنبال آن به او سپرده شد. او که در صدور فرمان مشروطیت نقش فعالی داشت، پس از تشکیل اولین کابینهی رسمی ایران، اولین سمت سیاسی رسمی خود، یعنی سمت وزارت علوم را بر عهده گرفت. مخبرالسلطنه پس از بهتوپ بسته شدن مجلس از ترس جان خود به آلمان فراری شد و تا زمان استقرار مشروطیت دوم به ایران بازنگشت.
مهدی قلی هدایت پس از بازگشت به ایران به سمت والی آذربایجان منصوب شد و تا سال 1299 که برای سومین بار به ولایت آذربایجان گماشته شد، تجربههای مختلفی از جمله قتل برادرش صنیعالدوله، سفر دوباره به اروپا، وزارت عدلیه و وزارت داخلهی کشور را از سر گذراند و بالاخره در زمانی که به مقام ولایت آذربایجان بازگشت، با وقایع حساسی از جمله قیام شیخ محمد خیابانی و ابوالقاسم لاهوتی مواجه شد.
مخبرالسلطنه تا زمان سقوط حکومت قاجار و روی کار آمدن رضاشاه پهلوی چندین جایگاه و وظیفهی دیگر را نیز در دربار قاجار تقبل کرد و بالاخره پس از گذشت یک سال از حکومت رضاشاه، به سمت نخست وزیری گماشته شد. او بهمدت شش سال در این جایگاه خطیر به دولت پهلوی خدمت کرد و بالاخره در سال 1312 شمسی بازنشستگی خود را بهطور رسمی اعلام نمود. او پس از بازنشستگی، ساختمانها و مجموعههای خیریهی ارزشمندی مانند بیمارستان، مسجد و مدرسه را وقف عام کرد و در همین دوره، برخی از اثرگذارترین آثار مکتوب خود، از جمله کتاب خاطرات و خطرات را از خود بهجا گذاشت.
او در کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول علاوهبر مستند کردن تجربیات و آموختههای یکی از آگاهترین و اثرگذارترین رجال سیاسی تاریخ معاصر، برخی از حساسترین وقایع سیاسی ایران در سدهی اخیر را نیز مستند کرده است. جلد اول این مجموعه شامل خاطرات این مرد بزرگ از دورهی پیش از آغاز فعالیتهای سیاسیاش، تا زمان به توپ بسته شدن مجلس را مکتوب میکند که در مجموع، یکی از جذابترین و مهمترین آثار مستند تاریخ معاصر ایران را فراهم آورده است.
کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول به وسیلهی نشر ارس چاپ شده و در اختیار مخاطبان فارسی زبان قرار گرفته است.
کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول را به تمام علاقهمندان به مطالعه و پژوهش در باب تاریخ معاصر ایران پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب خاطرات و خطرات - جلد اول: توشهای از تاریخ شش پادشاه و گوشهای از دوره زندگی من میخوانیم
شبی شاه میرزا عبدالله را تنها میخواهد، کنار بخاری جلوس میکند به میرزا میگویند، بنشین ساز بزن ما میل داریم ضرب بگریم و با لبهی پیش بخاری ضرب میگیرند، تصور میکنم موجبات آشفتگیای فراهم بوده است، خواستهاند از اهمیت آن بکاهند.
معروف است فتحعلی شاه هم گاهی شعری سرهم میکرده است و از ملکالشعراء صبا تصدیق میخواسته اگر تصدیق مطبوع نمیافتاده است ملکالشعرا محکوم میشده است به این که به آخورش ببندند، روزی شاه شعری میخواند و از ملک تصدیق میخواهد تعظیم میکند و راه میافتد میفرمایند کجا؟ عرض میکند، دم آخور.
وقتی شاه مصراعی میسازد و مصراع دیگر را از ملک میخواهد «نگار ما هوش ما که دل سراچهی اوست» ملک میگویند «تمام لذت عالم میان پاچهی اوست»
ناصرالدین شاه مرد سفاکی نبود، قضیهی طناب انداختن نه نفر سرباز را خدشهای گرفتهاند و با ملاحظهی مقتضیات و طرز پیشامد میتوان مغتفر شمرد.
قبل از سفر اول فرنگ، شاه به شاهزاده عبدالعظیم میرود، در مراجعت سربازهایی میخواهند عرضی بکنند، سوران ملازم مانع میشوند، سربازان سنگ بهطرف آنها پرتاب میکنند یک دو سنگ به کالسکهی شاه میخورد اسبها رم میکنند، یکی از قیشها پاره میشود و سبب معطلی، علاءالدوله نسبت تحریک به میرزا حسین خان میدهد، بعضی سربازان را میگیرند به شهر میآورند ده نفر بودهاند حکم به طناب انداختن آنها میشود با عصبانیت شاه و سوءظن به سپهسالار الحاح او مؤثر نمیافتد و نه نفر را طناب میاندازند البته در سر سفر با سعایت علاءالدوله و وحشتی که در شاه پیدا شده بوده است مخفف جرم است، لیکن از قباحت عمل نمیکاهد، میبایست استنطاق و تحقیقات شده باشد.
بله

















