کتاب سیاست ایلی در ایران اثر استفانی کرونین ما را به سالهای درگیری ایلات و حکومت مرکزی رضاشاه میبرد؛ زمانی که تصمیم حکومت بر آن شد تا با اجرای سیاستهای محدودکننده بر عشایر، حکومت مرکزی را تقویت و دولتی مدرن و مقتدر را به وجود آورد.
دربارهی کتاب سیاست ایلی در ایران
استفانی کرونین در این کتاب ما را به سالهای غرق در بحران تاریخ کشورمان میبرد؛ زمانی که سلسلهی قاجار بهتازگی نابود شده بود و دولت مرکزی قدرتمندی در حال تولد بود. این دولت مرکزی برای تثبیت قدرت خود تصمیم گرفت تا عشایر را محدود کند. خلع سلاح، اسکان اجباری، محدودیت در رفتوآمد، ییلاق و قشلاق و ممنوعیت پوشیدن لباس محلی، تنها گوشهای از قوانینی است که رضاشاه برای عشایر و مردمان ایلنشین تصویب کرده است.
البته رضاشاه به گواه تاریخ، برای اجرایی کردن این قوانین به گفتوگو و نظارت اداری بسنده نکرد و زبان زور و اسلحه را کارآمدتر دانست. زبان زوری که باعث شد این غائله بدون خون و بلوا به ثمر نرسد.
نقش ایلات در تاریخ ایران بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوانیم کاملاً ایشان را قهرمان یا خائن بدانیم. نقش افرادی همچون سردار اسعد، که در کتاب سیاست ایلی در ایران با ایشان آشنا میشویم، در بهثمر رسیدن جنبش مشروطه غیرقابلانکار است. او از مدافعان حکومت قانون و ضداستبداد بود؛ اما مراوداتش با بریتانیاییها و دیدارهای او در اروپا با مقامات انگلیسی، شاید ما را در کاملا مستقل دانستن او دچار شک و تردید کند.
در کتاب سیاست ایلی در ایران اثر استفانی کرونین، با نقش خوانین ایلات، مانند شیخ خزعل، در سیاستهای خارجی دولت مرکزی و مقاومت ایشان در برابر استبداد حکومت رضاشاه، که به جنگهای داخلی چندینساله تبدیل شد، آشنا میشویم.
پایان حکومت خوانین و شکلگیری دولت قدرتمند مرکزی
مبارزه با عشایر و حذف آنها از صحنهی قدرت و سیاست، موضوعی نبود که از درون اتاق فکر دربار رضاشاه بیرون آید. روشنفکران و تحصیلکردگان فرنگ که در دورهی قاجار به اروپا رفته و سپس به وطن خود بازگشته بودند، شیوهی حکومت ایران را که هیچ اقتداری نداشت، عامل عقبماندگی کشور معرفی میکردند.
دولت مرکزی در دورهی قاجار آنقدر ضعیف بود که حتی نمیتوانست از عقد قراردادهای نفتی بین شیخ خزعل، رئیس قبیلهی بنیکعب در خوزستان و حاکم خرمشهر و انگلستان جلوگیری کند. قدرت بیش از حد عشایر و خوانین موجب شده بود امور مالیهی کشور هیچ درآمد مشخصی نداشته باشد؛ زیرا خوانین هر شهر، بسته به صلاحدید و نیاز ایل، از روستاییان مالیات دریافت میکردند. کتاب سیاست ایلی در ایران از استفانی کرونین ما را با ایلات گوناگون، همچون ایل بختیاری و تفاوت آنها در شیوهی مدیریت ایل آشنا میکند.
البته در ایران آن دوران، که دچار قحطی، جنگ خارجی و داخلی بود و پادشاه کشور، احمدشاه، مردم جنگزده و غرق در فلاکت را رها کرده بود، تنها راه نجات روستاییان از قحطی و فروپاشی مناطق، همین ریاست خوانین و سران ایلات بر عشایر بود؛ اما بالاخره باید این شیوهی حکومت شبهملوکالطوایفی به پایان میرسید و دولت مدرن و کشور متحدی پدید میآمد.

استفانی کرونین و شرح سیاستهای سرکوب دولت رضاشاه
سرکوب خوانین فقط از طریق اقدامات نظامی انجام نشد. این کار در ابتدا از طریق سوءاستفاده از اختلافات درونی سران عشایر به ثمر نشست. میان بزرگان ایل بختیاری اختلافات داخلی بسیار بود. سرانی که پیشکسوت و پیرتر از بقیه بودند، حاضر به تقسیم قدرت با جوانان نمیشدند و برخی از ایلها، مثل چهارلنگ، نیز اعلام استقلال کردند.
بین ایل بختیاری، که مهمترین دشمن حکومت رضاشاه به شمار میرفت، درگیری و تعارضات آنقدر بالا گرفت که حکومت مرکزی توانست بهسادگی از این وضعیت استفاده کند و بختیاریها را بهشدت تضعیف کند. کتاب سیاست ایلی در ایران نشر بیدگل، ما را به درون این ایل و شرایطی که پس از تضعیف ایل بختیاری به آن دچار شدند، میبرد. سال 1308 از خونینترین دورههای حکومت پهلوی در رابطه با ایلات است؛ دورهای که عشایر بهتازگی و بهزور روستانشین شده بودند.
دولت رضاشاه که میدید نمیتواند در برابر قدرت نظامی عشایر ایستادگی کند، با توطئه در درون ایلها توانست سردار اسعد و چند تن دیگر از خوانین را با اتهاماتی مثل «سوءقصد علیه شاه» و... دستگیر و زندانی کند. روایت مقاومت ایلات و شکلگیری دولت مدرن، از وقایعی است که تاریخنگاران نسبت به آن مواضع ضدونقیضی اتخاذ کردهاند و استفانی کرونین در این کتاب، با ترجمهی حمیدرضا یوسفی، کوشیده است با نگاهی بیطرف، این دورهی خونین و جنگهای داخلی چندساله را شرح دهد.
با خرید کتاب سیاست ایلی در ایران به میدان جنگ بین حکومت مرکزی و ایلنشینها خواهیم رفت؛ جایی که دولت مدرن از میان خونینترین سرکوبها سربرآورد.
کتاب سیاست ایلی در ایران برای شما مناسب است اگر
- در جستوجوی بهترین کتابهای تاریخ معاصر ایران هستید و میخواهید با جنگهای داخلی گذشتهی ایران که کمتر تاریخدانی دربارهی آنها سخن میگوید، آشنا شوید.
- به فرآیند چگونگی شکلگیری دولت مدرن علاقهمندید و بهدنبال کتابهای تاریخ دوره پهلوی هستید تا وضعیت ایلات و عشایر در این برهه از تاریخ را بهتر بشناسید و بدانید فرآیند اسکان اجباری عشایر به چه شکلی در دوران رضاشاه انجام شد.
- به مطالعهی کتابهایی دربارهی ایلات و عشایر، سیاستهای خوانین و ساختار قدرت در نظام فئودالی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب سیاست ایلی در ایران: ستیز روستایی و دولت جدید، 1320 - 1300 میخوانیم
تا دهۀ 1340، این نگاه مثبت کمینترن به ظرفیت انقلابی فقرای روستایی بر نسل جوانتری از چپگرایانِ ایرانی که از شکستهای حزب توده سرخورده بودند و از جنگهای چریکی روستایی چین، کوبا و ویتنام الهام میگرفتند تأثیر فزایندهای داشت.
«سازمان انقلابی حزب تودۀ ایران» که گرایشی مائوئیستی داشت تجربۀ چین را الگو قرار داد و طرحی برای سازماندهی یک جنبش انقلابی در میان دهقانان و تسخیر شهرها از طریق پایگاههای روستایی تدوین کرد. در پی اجرای همین استراتژی، سازمان انقلابی حزب تودۀ ایران بهمن قشقایی، برادرزادۀ خوانین بزرگ قشقایی را تشویق کرد تا مقاومت ایلی را احیا کند، اما این جنبش سرکوب شد. با وجود این ناکامیها و شکستهای دیگر در تکرار تجربههای چین و ویتنام، بخش اعظمی از چپ ایران همچنان به دهقانان و تودههای روستایی امید داشت. مناطق دورافتادۀ روستایی هم امکانی برای ضربه زدن به دستگاه کنترلی شاه فراهم میکرد و هم مأمنی احتمالی برای گریز از سرکوب به شمار میرفت. هنگامی که جنگ چریکی مستمر علیه رژیم شاه در سال 1349 آغاز شد، این کار با حملۀ مسلحانۀ فداییان خلق به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل در گیلان صورت گرفت، گروهی کوچک با نام معنادار «جنگل».
بااینهمه، انقلاب 1357 در ماهیت خود پدیدهای عمدتاً شهری بود. اما، فقرای روستایی نیز بهنوبۀ خود در جنبش انقلابی تأثیرگذار بودند: هم در نقش مهاجرانی که به شهرها آمده بودند و در تظاهرات گسترده شرکت میکردند و هم کارگرانی که در اعتصابهای صنعتی با خواستههای اقتصادی و سیاسی حضور داشتند. درعینحال، روستاییانی هم که در فاصلۀ رفتوآمد روزانه به شهرها قرار داشتند درگیر تبوتاب انقلابی شدند.
بله




















