کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی نوشتهی محمدرضا عباسی، یک اثر جامع در حوزهی آموزش مهارتهای ارتباطی حرفهای در محیطهای بالینی و سازمانی است. نویسنده تلاش کرده تا چالشها، فرآیندها و ابزارهای آموزش ارتباط مؤثر را بررسی کند. در این راستا او دانش تئوری و عملی را درهم آمیخته تا بتواند راهی نو برای بهبود ارتباطات بهویژه در حوزه پزشکی و سلامت ایجاد کند.
دربارهی کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی
کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی اثر محمدرضا عباسی را میتوان یک کتاب ساختاریافته، دقیق و جزئی برای آموزش ارتباط مؤثر در محیطهای حرفهای بهویژه در سازمانهای آموزشی و حوزه علوم پزشکی دانست. در این اثر محمدرضا عباسی تلاش کرده تا از رویکرد آموزش بالینی برای تقویت مهارتهای ارتباطی استفاده کند و این اثر را نه یک کتاب نظری، بلکه مجموعهای از رفتارهای قابل تمرین و ارزیابی معرفی کند.
آنچه کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی را از سایر منابع آموزشی متمایز میکند، تمرکز آن بر آموزش بالینی است؛ روشی که یادگیری را از فضای تئوری صرف خارج میکند و در بستر واقعی یا شبیهسازیشده، در تعامل مستقیم با مربی و محیط، شکل میدهد. ساختار کتاب در یازده فصل تنظیم شده است. فصلهای آغازین به بازنگری مفهومی و ضرورت آموزش مهارتهای ارتباطی در سازمانها میپردازد و به رابطه میان این مهارتها و عملکرد شغلی، توسعه منابع انسانی و الگوهای رفتاری در سیره پیامبر اکرم (ص) اشاره دارد. در ادامه، مفاهیم آموزش بالینی در علوم پزشکی و تفاوتهای آن با دیگر روشها مورد بررسی قرار میگیرد.
فصلهای میانی به اصول، فرآیند طراحی، تمرینهای عملی و نقش مربی در آموزش بالینی اختصاص دارد. در بخش پایانی، کتاب با ارائه محتوای راهنما برای بهبود مهارتهای خاص ارتباطی مانند فن بیان، سخنرانی، نوشتن، گفتگو و زبان بدن، به خواننده کمک میکند تا آموزشها را به برنامهای شخصی برای توسعه فردی تبدیل کند. کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی را انتشارات آزمون یار پویا منتشر کرده است و اکنون در دسترس شما قرار دارد.
کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای مربیان آموزشی، مدیران سازمانی، دانشجویان علوم پزشکی و هر فردی که به آموزش بالینی و ارتباط مؤثر در محیط کار بهویژه محیطهای آموزشی و پزشکی علاقهمند است، منبعی ارزشمند و راهبردی محسوب میشود.
در بخشی از کتاب کلینیک مهارتهای ارتباطی میخوانیم
وظیفه اصلی مربی این است که مهارتهای ارتباطی مهارتآموزان را بر اساس رفتارهای بالینی که در تمرینها بروز میدهند، مشاهده و تحلیل کند و با رفتار ارتباطی مطلوب و مورد انتظار، مقایسه کرده و قضاوت نماید. سرانجام نیازهای آموزشی (تعیین نقاط قابل بهبود) مهارتآموزان را تعیین و بر اساس آن فرآیند تدریس و توسعه را به اجرا گذارد.
نکته قابلذکر این است که منظور از «رفتار»، چیزی است که مهارتآموز میگوید (ارتباط کلامی) و انجام میدهد (ارتباط غیرکلامی). برای انجام وظایف یادشده، مربی ﺑﺎﯾﺪ از دانش و مهارتهای لازم برخوردار باشد؛ یعنی بتواند نقاط قابل بهبود مهارتآموزان را شناسایی و برای رفع آنها روش و الگوی تدریس مناسب را انتخاب و ارائه کند. روشن است عدم انجام درست این فرآیند، تمام بافتهها را رشته خواهد کرد و حتی به تخریب رفتارهای ارتباطی مهارتآموزان خواهد انجامید.
در این مرحله بر اساس سناریوی تدریس به ترتیب تمرینهای بالینی با مشارکت مهارتآموزان اجرا میشود. در جریان تمرینها و تحلیل رفتارهای بالینی، مربی رفتارهای مهارتآموزان (مهارتآموزان تسهیلگر) را همراه با مهارتآموزان مشاهدهکننده دقیقاً مشاهده مینماید، سپس در پایان تمرین، رفتارهای مشاهدهشده را تحلیل کرده و با تخصیص نمره در چکلیست رفتارهای بالینی، ارزشیابی میکند.
البته مربی باید بر اساس شدت و ضعف رفتارهای بالینی (مطابق چکلیست) رفتارها را رتبهبندی نماید. رتبهبندی، مشخص میکند که مهارتآموز در حیطه یک رفتار بالینی از چه سطحی از مهارت و توانایی برخوردار است.
بله



















