کتاب حماسه داد اثری است از فرج الله میزانی با نام مستعار ف. م. جوانشیر که از اعضای کمیتهی مرکزی حزب توده بود. این کتاب که در اوایل انقلاب 57 منتشر شد، دربارهی تحریف شاهنامهی فردوسی توسط سلطنت پهلوی است. از نظر جوانشیر شاهنامه بیش از آنکه اثری ملی باشد، راجعبه تقابل داد و بیداد است و فردوسی در آن بیشتر به نفع توده سخن میگوید تا شاهان.
دربارهی کتاب حماسه داد
احمد شاملو در سخنرانی معروفش در دانشگاه برکلی آمریکا از فردوسی، شاهنامه و مفاهیمی چون ملیگرایی گفت. از نظر او در جهان سوم خواهناخواه همهی حکومتها به استثمار، سانسور و تبلیغات روی میآورند و هر چیزی را که متضاد با سیاستهای خود میبینند، از میان میبرند. رژیم شاهنشاهی حکومتی بود که شاهنامه، 2500 سال سلطنت پرشکوه ایران و مفهوم وطن و ملت را تا مدتها در بوق و کرنا کرده بود و برای اثبات حقانیتش، از این ابزارها بهره میگرفت. شاملو بسیاری از باورهایی را که هزاران سال به آنها باور داشتهایم، در سخنرانی خود زیر سؤال میبرد؛ برای مثال ضحاک را قهرمانی ملی میداند که قصد داشت نظام طبقاتی و سلطنت را بر هم زند و کاوه کسی بود که میخواست دوباره این نظام را برقرار سازد. فارغ از درست یا نادرست بودن چنین بحثهایی، آرای شاملو شما را به اندیشیدن وامیدارد. فرجالله میزانی (Farajollah Mizani) یا ف. م. جوانشیر در کتاب حماسه داد بهسان احمد شاملو از زاویهای نو به شاهنامهی فردوسی مینگرد. اینکه هر دو از اعضای حزب توده بودهاند، دلیل شباهت میان سخنان این دو را نشان میدهد. با این تفاوت که یکی از آنها در سال 1369 در دانشگاه برکلی سخنرانی کرد؛ درحالیکه در همانزمان از اعدام دیگری، دو سال میگذشت.

به عقیدهی فرجالله میزانی تحریف شاهنامه از دورهی کودتای رضاخان شروع شد. رضاخان در کودتای سوم اسفند 1299 خود را حامی مردم و توده و مخالف حکومت و اشراف نشان داد؛ اما در درازمدت ثابت شد که سلطنت پهلوی همانند دیگر اسلافش فقط به فکر اهداف خود هستند. ناسیونالیسم یا ملیگرایی در دورهی این پادشاه پهلوی به اوج خود رسید و شاهنامه نیز همسو با این جریان تفسیر میشد. بعضی از افرادی که با دربار همکاری داشتند، بهاشتباه ابیاتی را به فردوسی نسبت میدادند که در شاهنامه نبود و حتی آن را در کتابهای درسی چاپ میکردند. جوانشیر با استناد به تحقیقات معتبر پژوهشگران شاهنامه مانند مرحوم ملکالشعرای بهار و مجتبی مینوی از این تحریفها در اولین فصل از کتاب حماسه داد پرده برمیدارد و تحقیق درست و اصولی در متن شاهنامه را، اولین قدم برای شناخت اندیشههای فردوسی بزرگ میداند. او که خود دکترای تاریخ داشت، به منابع تاریخی دیگری چون غررالسیر ثعالبی و تاریخ طبری مراجعه میکند و با مقایسهی آنها با متن شاهنامه، برخی از نکات مدنظر خود را نشان میدهد.
ف. م. جوانشیر اعتقاد به عدالت و داد را محوریترین اندیشهی فردوسی در شاهنامه میداند و نیمی از کتاب حماسه داد را به اثبات این مدعا اختصاص میدهد. از دیدگاه وی، دادْ نظم خردمندانهی حکومتی است که در آن مردم برابر باشند، آزادی عمل و آزادی بیان داشته باشند و حکومت باری را از دوش مردم بردارد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش آنها. فردوسی در جایجای شاهنامه از شاهانی که چنین فرمانروایی میکنند، به نیکی یاد میکند. شاهانی نظیر کیخسرو، شاپور و انوشیروان. فرجالله میزانی دورهی حکومت تکتک شاهان را در شاهنامه بررسی میکند و علت ناکامی یا کامروایی هر کدام را بازمیشمارد. او برخلاف نظر احمد شاملو، کاوه را از قهرمانانی میداند که قیامش علیه ضحاک، قیام تودهی مردم علیه شاهی ظالم یا به عبارت بهتر، قیام داد علیه بیداد بود. وی در دو فصل پایانی کتاب حماسه داد به سراغ دو موضوع زنان در شاهنامه و تراژدی از نظر فردوسی میرود و مطالبی را بیان میکند.
انتشارات فردوس کتاب حماسه داد را با تصحیح عزیزالله علیزاده به انتشار رسانده است.
کتاب حماسه داد برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به نقد سیاسی شاهنامه علاقه دارید یا میخواهید به مفاهیم این کتاب ارزشمند از زاویهای دیگر بنگرید، به کتاب حماسه داد مراجعه کنید.
در بخشی از کتاب حماسه داد: بحثی در محتوای سیاسی شاهنامه فردوسی میخوانیم
شاهنامه در عین اینکه یک اثر سیاسى - تاریخى است، جاى بالنسبه زیادى به مناسبات زن و مرد، عروسىها و عشقبازىها داده و چندین رمان بزرگ عشقى را نیز دربرگرفته است. منظور فردوسى از پرداختن به این مسائل چه بوده؟ مناسبات زن و مرد را از چه زاویهاى مطرح کرده است؟ متأسفانه تاکنون این سؤال ذهن پژوهشگران را به خود مشغول نکرده و داستانهاى عشقى شاهنامه بیشتر «گریز»هاى عاشقانه تلقى شده است که چندان هم به اصل کتاب مربوط نیست، در حالى که همهی داستانهاى شاهنامه با اندیشهی اصلى راهنماى آن پیوند ارگانیک دارد و در خدمت آن است. شاهنامه گلچینى از حوادث و روایات پراکنده نیست. اثرى است منسجم و هدفمند و اگر فردوسى داستانى را در آن وارد کرده، میان این داستان و مجموع کتاب رابطه محکمى برقرار کرده است. حتى داستان «اکوان دیو» که جدا از متن مىنماید، به هر صورت به کل کتاب جوش خورده است.
بدون تردید یکى از هدفهاى فردوسى جمعآورى داستانهاى باستانى بوده و لذا بسیارى از قصههاى نوشته و ننوشته را مبناى کار خود قرار داده است ولى فردوسى بسیارى از داستانهاى باستانى را که همان وقت در دسترس داشته، نیاورده و از انواع روایتهاى موجود روایت معینى را برگزیده و هر داستان را در متن حوادث جا داده و با مجموعه کتاب یکپارچه کرده است. براى انجام همهی این کارها باید معیار و منطقى در کار باشد.
به نظر ما معیار گزینش داستانهاى عشقى و منطقى که آنها را با مجموعه شاهنامه پیوند مىدهد، بینش سیاسى فردوسى است. مناسبات زن و مرد در شاهنامه، جدا از مجموعه حوادث نیست، آیینهاى است که جوانب ناشناخته و یا کمشناختهاى از سیماى قهرمانان را منعکس کرده و ما را به درک کاملتر آنان هدایت مىکند. در رابطه با زنان، خصوصیت درونى مردان بهتر نمایانده مىشود. زن و عشق در شاهنامه، از اندیشهی اصلى آن - نبرد داد با بیداد - جدا نیست. داستان عشقى شاهنامه بطور کامل در خدمت این اندیشه است؛ بخشى است از حماسهی داد. مناسبات بیدادگران با زنان از ریشه با مناسبات دادگران با زنان تفاوت دارد. بیدادگران اینجا نیز بیدادگرند و حماسهآفرینان در عرصه عشق نیز بزرگوار و سرافرازند. عشق در شاهنامه نوعى بیان هنرى و عاشقانه حماسه داد است.
بله

















