میخواهید قصه بشنوید؟ اگر کتابی برای هزار و یک شبتان قصه داشته باشد چه؟ شهرزاد داستانگو در کتاب هزار و یک شب - جلد اول شما را به دنیای افسانه، جادو، غولان، پریان، تلبیس، نیرنگ، دلیری و جوانمردی میبرد و بهتزدهتان میکند. نسخهای که اکنون از این کتاب در دست دارید، ترجمهی عبداللطیف طسوجی است که در زمان قاجار از عربی به فارسی ترجمه شد و مملو از اشعار فارسی دلکش است.
دربارهی کتاب هزار و یک شب - جلد اول
«گوش فرابده!» شهرزاد با گفتن همین دو واژه جادوی واقعی را آغاز میکند و راوی داستانهایی میشود که خواب را از چشمانتان میرباید. نهتنها شما، بلکه پادشاه سفاکی که همهی زنانش را از دم تیغ میگذراند نیز محو صدای سحرآمیز شهرزاد میشود و دیگر به هیچچیز فکر نمیکند جز سرنوشت شخصیتهای داستانهای هزار و یک شب (One Thousand and One Night): علی بغدادی، دلیلهی محتاله، زمرد، سندباد، هارونالرشید، بدرالبدور و... . شهرزاد برای اینکه به سرنوشت دیگر زنان شاه ستمکار دچار نشود، داستانهایی را در دل داستانهای دیگر روایت میکند و پایان آنها را برای شب دیگر میگذارد؛ در این صورت پادشاه مجبور است که تا شب آینده شکیبایی پیشه کند و کشتن شهرزاد را به تعویق بیندازد. تا هزار و یکمین شب که داستان پادشاه و شهرزاد آغاز میشود...

نمیتوان تاریخچهی غنی و پیچیدهی داستانهای هزار و یک شب را بازگفت. هیچ نویسنده یا نسخهخطی واحدی از متن کتاب هزار و یک شب وجود ندارد تا بتوانیم تاریخ دقیق شروع نگارش آن را مشخص کنیم. پژوهشگران معتقدند که ریشهی افسانههای هزار و یک شب به هند و ایران بازمیگردد و پس از اسلام، شخصیتهای مشهور در ادبیات عرب نیز به این کتاب افزوده شدند. داستانهایی که شهرزاد بازمیگوید، در شهرهای مختلف جهان مانند بغداد، دمشق، قاهره و اندلس اتفاق میافتد.
کتاب هزار و یک شب برای اولین بار در سال 1712 توسط فردی به نام گالان به زبان فرانسوی ترجمه شد و داستانهایی چون «علیبابا و چهل دزد بغداد» و «علاءالدین و چراغ جادو» را به آن افزود که هنوز هم دربارهی منشأ آنها اختلاف است. وقتی ترجمهی گالان مورد توجه قرار گرفت، خاورشناسان انگلیسی دست به کار ترجمهی این کتاب مهم به انگلیسی زدند. در قرن نوزدهم میلادی ادوارد لین هزار و یک شب را از عربی به انگلیسی و سر ریچارد برتون از هندی به انگلیسی ترجمه کردند. متن عربی کتاب در کلکته و مصر نیز منتشر شد و چندین بار به تجدید چاپ رسید. در دورهی محمدشاه قاجار عبداللطیف طسوجی تبریزی (Abdul Latif Tasuji) کتاب هزار و یک شب – جلد اول را از عربی به فارسی ترجمه کرد و سروش اصفهانی بعضی از اشعار عربی را به فارسی سرود. این نسخه از هزار و یک شب بارها و بارها منتشر شده است. انتشارات فردوس این اثر بیبدیل طسوجی را در دو جلد با مقدمهی دکتر فاروق صفیزاده روانهی بازار کرد.
نکوداشتهای کتاب هزار و یک شب - جلد اول
- این کتاب دربرگیرندهی تعدادی از محبوبترین داستانهای جهان، مانند علاءالدین و سندباد است. هزارویک شب یکی از دوستداشتنیترین آثار ادبی جهان، چه در ادبیات شرق و چه در ادبیات غرب است. (آمازون)
- آمیزهای رنگارنگ از شوخطبعی، خشونت و داستانهای رمانتیک. (Barnes & Noble)
- از شاهکارهای کلاسیک تاریخ ادبیات برای تمام کشورهای جهان. (TASCHEN Books)
اقتباس سینمایی و فرهنگی از کتاب هزار و یک شب - جلد اول
براساس داستانهای معروف هزار و یک شب مانند علاءالدین، علیبابا و سندباد اقتباسهایی به صورت انیمیشن، فیلم و سریال پدید آمده است که قطعاً با آنها برخورد داشتهاید. یکی از اولین کارگردانان سینما یعنی ژرژ ملیس، براساس این کتاب فیلم «قصر هزار و یک شب» را ساخت. رابرت اروین دو فیلم «دزد بغداد» از رائول والش و «داستانهای عشقی هزار و یک شب» از پازولینی را جزء شاهکارهای برتر سینما معرفی میکند. فیلمهای هزار و یک شب به کارگردانی آلفرد ای. گرین و «شبهای عربی» ساختهی آلن بیتس، از مشهورترین ساختههای سینمای آمریکا هستند. نمیتوان از اقتباسهای کتاب هزار و یک شب گفت و به سوئیت سمفونیک کورساکف با نام «شهرزاد» اشاره نکرد.
کتاب هزار و یک شب - جلد اول برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانها و افسانههای کهن علاقه دارید و میخواهید شبها تا مدتها بیدار بمانید، کتاب هزار و یک شب – جلد اول را بخوانید.
در بخشی از کتاب هزار و یک شب - جلد اول میخوانیم
و اما رسولان ملک افریدون رفته بودند ملک را از آمدن ملکزادهی شرکان آگاه کنند. ملک پس از آگاهی سپاه فرستاده بود که شرکان را بگیرند و سپاهش را بکشند و اسیر کنند. پس شرکان با سپاه خویش کوچیده همی رفتند تا بیستوپنج روز منازل بسپردند و بهسامان مملکت خویش برسیدند، از برای راحت در آنجا فرود آمدند. مردم بلوک و نواحی، جیره و علیق حاضر آوردند تا دو روز در آنجا برآسودند. پس از آن کوس رحیل بزدند و سپاهیان به قصد شهرهای خویشتن سوار شدند و شرکان با صد تن سوار در آنجا بماند. پس از ارتحال سپاه، شرکان نیز با آن یکصد تن سوار گشته، دو فرسخ از منزلگان دور شدند و در میان دو کوه به تنگنایی رسیدند. دیدند که از برابر گردی جهان را فروگرفت و چون گرد بنشست، یکصد سوار دلیر که در اسلحهی جنگ غوطهور بودند، پدید آمدند و بانگ به شرکان زدند و گفتند: به آرزوی خود رسیدیم و بر غنیمت دست یافتیم. اکنون از اسبان فرودآیید و اسلحه و اسباب به ما سپارید تا ما بر جانها شما ببخشیم و از کشتن شما درگذریم. شرکان چون این بشنید در خشم شد و گفت: ای پستترین نصرانیان اینکه جرأت کرده به سرزمین ما قدم نهادهاید بس نیست که با ما بدینگونه سخنان همی گویید؟ شما را گمان اینکه از دست ما خلاص خواهید یافت و به شهرهای خویش بازخواهید گشت!
بله






















