وقتی اسم کتاب رو دیدم فکر کردم بعد از بیرون اومدن از یک رابطه قراره درباره این بگه که چجوری تو ۳۶۵ روز حالمون رو خوب کنیم ولی متاسفانه هر صفحش درد بیشتر میکرد
این کتاب که در سبک ژورنال نویسی نگاشته شده کتابی آسان و قابل فهم است زیرا حرفهایی را نوشته است که زیاد شنیده شدن، لمس شدن، و در واقع حرفهای دل هرکسی است که عشق وجدایی را تجربه کرده است، و میتوان گفت نویسنده همهی چیزهای سطحی از یک جدایی را بیان کرده و خلاقیت نوشتن حرفهای عمیق، درونی و جدید را ندارد نویسنده در این کتاب اثر جدیدی را خلق نکرده و از کلمات زیبا و دلنشینی استفاده نکرده است اما میتوان گفت که تمام حرفهایی که بعد از جدایی همه میگویند و میشنوند در این کتاب دیده میشود و این یک ویژگی مثبت است
امای دیدگاه دیگهای که وجود دارد این است، افرادی که جدایی را تجربه کردهاند با دیدن نام این کتاب (365 روز بدون تو) به سمت این کتاب جذب میشوند و از آنجایی که نوشتههای کتاب سطحی است مخاطب میتواند با آنها همزاد پنداری کند و حتی به یاد خاطراتی که خود نیز تجربه کرده اشک بریزد و طبیعی است که حال مخاطب بد میشود پس خوب است که نویسنده در کتاب خود جمع بندی درستی داشته باشد و بتواند حال خوب را در آخر کتاب به مخاطب القا کند و برای مخاطب خود کتابی مفید نوشته باشد اما چیزی که من در این کتاب دیدم حال بد بعد از اتمام کتاب بود که نصیب خواننده میشد.
این کتابو به افرادی که در سوگ جدایی هستن اصلا توصیه نمیکنم جملات روتین که برای تمام افرادی که روابطشونو تموم کردن اتفاق افتاده و خوندن دوباره این جملات میتونه خنجری بر زخمهای در حال التیام یافته اشان باشه این کتاب رو یک کتاب بی محتوا توصیف میکنم که به لطف فضای مجازی تونسته فروش خوب اما به ناحق داشته باشه و اما سخن اخر جهان هستی مانند،. حیات وحشی است.. تفاوت ما در انسان بودن و آنها در حیوان بودن هردو جاندار و نکته مشترک این است ضعیفها از بین میروند،. هیچ چیز مهمتر از خود ادمی نیست و هرکس به این اصل پی ببره مطمعنا زندگیشو میسازه.
این کتاب، یکی از بدترین و پوچ ترین آثار ادبی است که تا به حال مطالعه کرده ام. با وجود اینکه تنها 200 صفحه دارد، اما هر صفحه از آن نهایتا یک جمله عاشقانه و بی معنی را در خود جای داده است. نویسنده این اثر، به نظر می رسد که انگار هیچ توانایی یا خلاقیتی در خلق داستان های پرمعنا ندارد و تنها تواناییش، ترکیب کردن جملات عاشقانه تکراری با یکدیگر است. از اول تا آخر، خواندن این کتاب یک تجربهٔ خسته کننده و بی هدف بود. جملات عاشقانه که نویسنده در آن ها قصد داشته است قدرت عاطفی و عشق را نشان دهد، به جای اینکه خواننده را به جاهای ناشناخته و جدید ببرد، بلکه احساسات سطحی و بدون ارزشی را به وجود می آورد. همانطور که اشاره کردم، هر صفحه از کتاب اینجاست تا ابراز عشق ناموفق و جدایی بی معنی به کسی که نویسنده دوست داشته است. این تکرار مداوم از موضوعات بی ارزش و فقط بر اساس عواطف سطحی، بیانگر ناتوانی نویسنده در خلق داستان های پرمحتوا و جذاب است. علاوه بر این، اسلوب نوشتاری نویسنده نیز بسیار کسل آور و بی روح است. جملات بی انگیزه و بی رنگی که به تنهایی هیچ مفهومی ندارند، برای خواننده فقط یک سر و صدا است و هیچ تاثیری بر وی ندارد. با وجود اینکه کتاب های عاشقانه می توانند احساسات عمیق و پرمعنا را به خواننده منتقل کنند، اما این کتاب نه تنها ناتوان در این امر بوده، بلکه احساسات سطحی و پوچی را به جای احساسات واقعی و عمیق ارائه می دهد. در نهایت، این کتاب هیچ چیز جدید یا مفیدی برای خواننده ارائه نمی دهد و تنها زمان بیشتری از وی می گیرد. این اثر بی ارزش و بی معنا است. در کل این کتاب یکی از بزرگترین تباهی های ادبیات عاشقانه است. نویسنده تنها سعی کرده احساسات شخصی خود را به طرز اذیت کننده ای در کتاب بنویسد.
دلم عمیقا برای کسایی که این نوع سوگ رو تجربه کردند میسوزه، و خب شکست عاطفی یا جدایی بخشی از زندگیه ، اینکه بدونی بقیه هم همین درد رو تجربه کردن یکم آروم میکنه آدمو ولی سوگواری حقیقی برای عزیزی هست که دیگه تو این دنیا نیست مثل عموی جوونم و مادربزرگای دوست داشتنیم
شنیدن دردها و افکار دیگران که در سوگ کسی است برای هیج کس خوشایند نیست . نویسنده در این کتاب با جملاتی روان و قابل فهم به بیان افکار و تصورات خویش پرداخته است. بعضی از جملات واقعا قلب آدم را به درد می آورند و دردناک تر از همه زمانی است که به تعداد روز هایی که گذشته است نگاه میکنی. بعضی از جملات تکراری بودند.
فقط هنگامی میتونید با نویسنده هم سو بشید که دقیقا شرایط اونو درک کرده باشید و با این اتفاق دست و پنجه نرم کنید اونوقت با اعماق وجودتون به درد نویسنده پی میبرید
جالب بود برای من اینکه زمانی که رابطه تمام می شود و احساس دوست داشتن همچنان تا مدتها شعله ور است. این احساس به مرور زمان تغییر نمیکند مثلا به تنفر تبدیل نمی شود ولی پس از حدود۵، ۶ ماه کمرنگ میشود. انگار ذهن و احساس همیشه همچنان درگیر دوست داشتن کسی است که از دست داده، تا زمانی که پس از چندماه نهایتا احساساتی تازه با فردی جدید جای آن را بگیرد
کامنت که میخوندم خیلی تئوریها وجود داشت درباره اینکه چرا از روز 200 به بعد وجود نداره گفته بودن نویسنده خودشکی کرده یا به این نتیجه رسیده بیهودس غمگین بودن با اینکه به خوبی با کتاب ارتباط برقرار کردم و به نظرم عالی بود اما هیچ عشق و علاقهای ارزش خودکشی نداره و خیلی جاها در موردش صحبت کردن که علت ادامه پیدا نکردن کتاب مرگ نویسنده نیست
این کتاب از یه دلشکستگی شروع میشه و افکار اون فرد رو در ۳۶۵ روز آینده ش نشون میده که چطوری میتونه بالاخره باهاش کنار بیاد و به زندگی عادی خودش برگرده. اما این کتاب هر لحظش غم انگیزتر و فرد دلشکسته تر میشه.
راستش من این کتاب رو تو یه یشب مطالعه کردم یسری از جملاتش رو با پوست و استخونم حس کردم و چه بسا اشک ریختیم ناگفتههای بود که شاید خیلی از ماها تا ابد و یک روزام به زبون ممکن بود نیاریم...
اما دلیل ۲۰۰ روزش من بخوام طبق تجربه شخصی خودم بگم میتونه رها کردن باشه و یه عالمه صفحات ناتمام... 🕊
وسط کتاب فکر کنم خسته شد رفت برای زمان هایی که توی مود خوبی نیستین و حوصله ندارین اوکیه ولی ارزش خرید کتاب فیزیکی نداره و بنظرم ایبوک هم خیلی نمی ارزه با این قیمت ولی خب حالا اگه تو این سبک چیزی میخواین بخونین حرف هایی که کاش میزدم قشنگ تره و اینو پیشنهاد نمیدم جدی
واقعا کتابی که در عرض یک ربع خوندنش تموم میشه ارزش نداره ۴۸ تومان براش پرداخت کنید به جای خرید این کتاب خیلی انتخابهای بهتری وجود دارند که با این قیمت میشه تهیه کرد ازشون لذت برد و چیزی یاد گرفت واقعا درک نمیکنم چرا انقدر الکی این کتاب تبلیغ شد واقعا کتاب بی محتوایی بود.
کتاب **"۳۶۵ روز بدون تو"** یک رمان احساسی و عاشقانه است که درد جدایی و بهبودی پس از فقدان را به زیبایی روایت میکند. با نثر ساده و روان، خواننده را به همذاتپنداری با شخصیت اصلی وامیدارد. اگر به داستانهای احساسی و الهامبخش علاقه دارید، این کتاب گزینهی مناسبی است. 📖✨
من تو نبودش دارم می سوزم واسه نداشتنش دارم درد میکشم الان دوسالی میشه ک شب به شب با دیدن عکس ش خوابم می بره با تصور و خیالم ک اونو بغل یا کنارم خودم حس میکنم وقتی که میبینمش قلبم تیر می کشه ولی اون لحظه آرومم آروم کاش به حرفم گوش میداد💔❤️ 🩹
بعضی از حرفاش واقعا حرف دل من بود ولی ممکنه واس کسایی که سعی دارن یه کتاب کامل بخونن بد باشه چون هر صفحه فقط یک جمله ولی ممکنه جملات طوری به دلتون بشینن که فکرشم نتونید بکنید در ضمن آدم رو تشویق میکنه هی بره صفحه بعد تا جملات دیگه رو هم ببینه کتاب خوبیه در کل
با توجه به اینکت کتاب پر فروشی بود کتاب رو تهیه کردم کتاب غمگین و کوتاهی بود و در عرض ۲۰ دقیقه تموم شد اما یه حس درونی بهم میگه علت اینکه از روز ۲۰۰ ادامه نداده میتونه خودکشی نویسنده باشه😢خصوصا جمله روز ۱۹۷ بیشتر این حس رو برام ایجاد کرد💔
این کتاب واقعیت رو نشون میده که قرار نیست مثل فیلما بعد از اینکه از رابطهای بیرون میآید دوباره به حالت اول برگردید میشه گفت این کتاب نشون میده که نباید وارد رابطه با هر آدم شد چون به روح و جسم صدمهای میزنه که به راحتی قابل ترمیم نیست
خیلی قشنگ بود ولی طولانی و زیاد نبود و فقط تو غصه و درد تو دلت بیشتر میشد ولی خیلی ادمو یاد خیلی چیزا میندازه و به نظرم کتاب هست که ارزش خوندن رو داره و خیلی رمانتیک و دردناکه درکل بخونید
هر روز یک چالش براش به همراه داشته و در همه این روزها وجه اشتراکش دلتنگی و ناتوانی برای رسیدن به معشوقش بوده. درست متن کم هست اما باید فکر کنی تا معنی حرفش کامل بفهمی
کتاب خوبی بود. کسانی که تازه از یک رابطه عاطفی جدا شدن با تک تک جملههای کتاب میتونن عمیقا وارد احساسات بشن و این کتاب قدرت این رو داره که احساسات کسی که واقعا عاشق شده باشه رو لمس کنه
نویسنده این کتاب 1مارس 2024 درسن 68 مرده
علت مرگ نویسنده تومور مغزی بوده نه خودکشی
این کتاب یکی یا دوسال قبل مرگش نوشته بوده و اینکه کتاب داخل سال 2023از سایت آمازون انتشار یافته
تمام سوال ها و حرفایی که توی فکرم بود داخل این کتاب بود ارزش خوندن رو داره و عشق و دوست داشتن چه 200 روز چه یک سال و چه چند سال بگذره فراموش نمیشه فقط کمرنگ میشه
تمام جملاتی که توی هر صفحه خوندم حاصل تحمل درد، بی قراری و جنون یه عاشقه که نمی تونه ذهنش و قلبش رو از رنج جدایی ساکت کنه و باید روی کاغذ بیاره ک شاید یک درصد مرهم دل بی قرارش بشه...
عالی بود خیلی زیبا بود این کتاب عشق و غم رو باهم به تصویر کشیده به زیباترین شکل کلمات خیلی قشنگی به کار برده و واقعا حوریه که هرکسی از خوندنش لذت میبره پیشنهاد میکنم این کتابو حتما بخونین از دست ندین
دوسش داشتم اولش فکر میکردم تا ۳۶۵ روزو نوشته وای وقتی دیدم از روز ۲۰۰به بعد دیگه چیزی نیست حالم گرفته شد دوست داشتم بفهمم اخرش چیشد یا اصلا چرا کات کردن باهم تو هر قسمتش واقعا قلبم درد میگرفت واسش
واقا نویسنده حرفهای قشنگی زده باعث میشه فکر نکنی که تو انقدر ناخوشی و برای همه این اتفاق افتاده یکی کمتر و یکی بیشتر و باعث میشه کمتر به این موضوع فکر کنی من هر وقت این کتابو میخونم حالم بهتر میشه
از نظر من که اصلا نمیشه اسمشو کتاب گذاشت حالت رمانی بود به زبان عامیانه که آخرشم ناتمام موند که تو این ۲۰۰ روز هیچ تغییری تو حال روحیش نداشته و تقریبا جملات تکراریه
کتاب عالی بود و من رو یاد علاقه خودم انداخت هیچوقت این کتابو فراموش نمیکنم و واقعا دوست دارم یه روز اکیرا رو از نزدیک ببینم شدیدا پیشنهادی هست مطمئنم پشیمون نمیشید
من عاشق این کتاب شدم چون خودمم ی زمانی تک تک صفحات و جملاتش رو زندگی کردم. این کتاب رو به افرادی که تازه از یک رابطه عاطفی اومدن بیرون زیاد پیشنهاد نمیکنم چون خیلی دردآورده
هیچی نمیتونم بگم از بی نظیر بودن این کتاب وقتی میخونمش واقعا گریه میکنم باهاش چون هر صفحهاش رو با پوست و استخون حس میکنی هر صفحهاش تورو یاد یکی که از دستش داری میندازه:)
میتونم بگم احساسات نویسنده درگیر تک تک کلمات شده و واقعا من تونستم با هر صفحه گریه کنم فک کنم برای برقراری ارتباط با این کتاب باید تجربهای شبیه به نویسنده داشت
خوبه. مخصوصا برا اونایی که شکست خوردن. بعد جالبیش اینجاست که (میخوام اسپویل کنم) ۲۰۰صفحه بیشتر نداره نویسندش تا همین حد تونسته تحمل کنه واقعا سخته مخصوصا منی که بهم خیانت شده
فقط وقتی میتونی تک به تک جملات رو با اعماق وجودت حس کنی که تجربه ایی که نویسنده کرده رو داشته باشی. (؛
بسیار زیبا و دلنشین بود جوریکه حس میکردم من جای نویسنده هستم....
و در انتها نویسنده نتوانست درد این عشق را تحمل کند و خودکشی کرد. ای کاش آنهایی که می آیند بمانند. اگه منم همه حرفایی که توییت کردم رو چاپ کنم همچین کتابی میشه.
نویسنده کتاب باید پیش روانشناس بره تا مراحل سوگواری از یک جدایی عاطفی رو بشناسه. این نوشته ها اگه واقعا از ته دل نویسنده باشه علامت اینه که اون نیاز به راهنمایی یه فرد متخصص داره.