کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی که بنابر گفتهی مترجم میتوان آن را ایوانکونامه نیز دانست، خاطرهای از سرگذشتِ نویسندهی آن، یعنی ولادیمیر نیکالایویچ واینوویچ است. او در این اثر روایتگر آن بخش از ماجراهای خود است که اوج مشکلات زندگیاش را تحت فشارهای حکومتی تجربه میکند و برای گرفتن حق و حقوقش دست به مبارزهای وسیع میزند.
دربارهی کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی
ولادیمیر نیکالایویچ واینوویچ (Vladimir Voinovich)، طنزپرداز روس و نویسندهی معاصری است که از کودکی اتفاقات گوناگونی را از جمله مهاجرت و نقل مکان بهخاطر جنگ جهانی دوم را تجربه کرده. او بعدتر بهدلیل مشکلاتی که حکومت شوروی با او داشت، مجبور به تغییر محل زندگی شد. ولادیمیر واینوویچ در کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی، راوی قصهی تلاش و درگیریهای خود برای اقامتگزیدن در یک واحد آپارتمانی متعلق به مجتمعی است که غالبِ ساکنانش نویسندگان نامآشنا یا گمنام بودند.

او در این اثر گرفتاریها، ملاقاتها، شرایط انسانهای اطراف خود و محیط پیرامونش را بهخوبی توصیف کرده و داستان را از آن نقطه آغاز میکند که پس از پنج سال تحمل آپارتمانِ کوچکِ یکخوابهاش، حق خود میداند تا با همسرش به آپارتمان دوخوابهی تازهتخلیهشدهای نقل مکان کند که نویسندهی دیگری در آن ساکن بوده و حالا مهاجرت کرده است. او تعریف میکند که در آن مدت، پیوسته با آدمهایی برخورد داشته است که به او گوشزد میکردند آن آپارتمان به او تعلق نخواهد گرفت یا برای بهدستآوردنش حسابی باید مبارزه کند!
آقای نویسنده، که سنوسالی ازش گذشته بود، خسته و آزردهخاطر حتی متوجه نمیشد چرا پس از پنج سال تحمل آپارتمانی یکخوابه که تنها آپارتمان کوچک آن مجتمع بود، این حق را نداشت تا آپارتمان بزرگتری را بهدست آورد!
او برخی از اتفاقاتی را که از سر میگذرانده و روزمرگیهایش را در دفتر خاطراتی بهتحریر درآورده و سپس به کتابِ حاضر اضافه کرده است. ولادیمیر در اثر خود تلاش میکند دیدگاه طنازانهاش را نسبتبه چیزهایی که دیده، شنیده و تجربه کرده به مخاطبانش انتقال دهد و در این مبارزهی ناجوانمردانهای که از سمت قدرتِ حکومتی بر او و زندگی شخصی و کاریاش، تحمیل شده، از پا در نیاید.
داستان کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی، آنطور ادامه پیدا میکند که شخصی بانفوذ و دارای قدرت، درخواست میدهد تا آپارتمانِ دوخوابهی خالیشده، به او داده شود تا بتواند با انجام تغییراتی آن را به آپارتمان کنونیاش که در همسایگی آن است، اضافه کند و فضای خانهاش را گسترش دهد. درخواستی که اعضای مجمعِ مسکن نویسندگان نیز با آن موافق هستند. و همهی این اتفاقات در حالی رخ میدهند که آقای نویسنده مدتهاست انتظار پاسخ به درخواستش را میکشد!
ولادیمیر واینوویچ که همسرش نیز باردار است و برای ادامهی زندگی و انجام امور شخصیاش به فضای بزرگتری احتیاج دارد، تسلیم نمیشود و در ابتدای امر دست به تحقیق و بررسی پیشینهی آن فردِ بانفوذ و قدرت، به نامِ ایوانکو، میزند و در اولین مرحله متوجه میشود که او اصلا نویسنده نیست، اما بر صنعت مسکو نظارت و نفوذ دارد. او که خانهی کنونیاش با وسایل آمریکایی تجهیز شده، اصلا قصد ندارد از آنها جدا شود و فقط میخواهد فضای خانهاش را گسترش دهد!
اما ولادیمیر واینوویچ دست از تلاش نمیکشد و با جمعکردن استشهاد و امضا از ساکنان مجتمع و تهیهی یک اظهاریهی حقوقی، سعی میکند حق خود را بهدست آورد و درخواست ایوانکو را مردود اعلام کند. این مبارزه پای مقامات بلندپایه، همچون وزیر فرهنگ را نیز به ماجرا باز میکند و یک نقطهی عطف و ماجرای فراموشنشدنی را در زندگی واینوویچ رقم میزند.
برای اینکه بدانید سرانجام این مبارزهی حق علیه باطل در فضایی ناامیدکننده و سراسر فشار و رعب، چه میشود، میتوانید کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی را تهیه کنید.
کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی را با ترجمهی روانِ آبتین گلکار و چاپِ انتشارات هرمس، بخوانید.
کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب مناسب افرادی است که به داستانهای واقعی، سرگذشتنامهها و خاطرات افراد علاقه دارند.
در بخشی از کتاب آقای نویسنده و جنجال بر سر آپارتمان دولتی میخوانیم
و اینک چهرهی دیگری هم پا به ماجرای ما میگذارد. بازهم یک شخصیت مهم: رئیس کمیتهی اجرایی منطقهی فرونزه، رفیق د.د. باگامولوف.
من هیچگاه او را رودررو ندیدم. توفیق نصیبم نشد. ولی در ذهن خود او را چنین مجسم میکنم: پشت میز بزرگی نشسته است و تصمیمش را زیر کاغذهایی که برایش میآورند مینویسد: «نمیشود!!!» شما میخواهید چیز کوچکی را با چیز بزرگتری عوض کنید. نمیشود!!! میخواهید چیز بزرگتری را با چیز کوچکتری عوض کنید. نمیشود!!! میخواهید عضو تعاونی بشوید، پارکینگ بسازید، در حیاطتان درخت بکارید. نمیشود!!! نمیشود!!! نمیشود!!!
بله






















