کتاب سودابه و سیاوش، یکی از جلدهای مجموعه داستانهای شاهنامه به قلم محسن دامادی است. در ابتدای کتاب، خلاصهای از داستان روایت میشود و سپس دامادی بیت به بیت داستان سیاوش در شاهنامه را، به فارسی معاصر بازنویسی میکند و تا انتها به همین سبک، به پیش میرود. این جلد کتاب ازدواج کاووس شاه با مادر سیاوش تا بزرگ شدن سیاوش در رکاب رستم و علاقهمندی سودابه به او را روایت میکند.
دربارهی کتاب سودابه و سیاوش
ما ایرانیان، شاهنامه را همیشه یکی از بزرگترین افتخارات ادبی کشور و تاریخمان به حساب آوردهایم. شاهنامه، برای ما نمادی از میهنپرستی و عشق به زبان فارسی است. اما بیشتر ما، از داستانهای شاهنامه، غیر از همانهایی که در مدرسه خواندهایم چیزی نمیدانیم. برای بسیاری از ما، باز کردن شاهنامه و خواندن چند بیت ابتدایی کافی است تا از کلمات سخت آن بترسیم و برای همیشه قید خواندن آن را بزنیم. با خود میگوییم، فقط اگر کسی بود که بیتها را میخواند و برایمان معنی میکرد چقدر لذت میبردیم. خبر خوب این است که محسن دامادی، در مجموعه کتابهای داستانهای شاهنامه، داستانهای مشهور و جذاب شاهنامه را بیت به بیت به زبان فارسی ساده معنا کرده است. کتاب سودابه و سیاوش، جلد سیزدهم از این مجموعهی بزرگ است. کتابهای دیگر مجموعه، هر کدام داستانهای حکیمانه و جذاب دیگری از شاهنامه را روایت میکنند. رستم و سهراب، قیام کاوه، هفت خان رستم، زال و رودابه و... تعدادی از عناوین این مجموعه است.
کتاب سودابه و سیاوش، در ابتدا خلاصهای کوتاه از داستان میگوید و سپس روایت خود را بیت به بیت با همهی استعارهها و تشبیهها و نمادها و بازیهای زیبای ادبی فردوسی گسترش میدهد. روزی دو تن از سرداران سپاه ایران، برای شکار میروند، در شکارگاه دختری بسیار زیبا و با اصل و نصب را میبینند که به نظر میرسد تنها و بیکس است. دختر به قدری زیبا و معصوم است که هر دو میخواهند او را پناه دهند و بر سر دختر دعوایشان میشود. یکی از افسران پیشنهاد میدهد که داوری را به کاووس شاه بسپارند اما کاووس شاه، وقتی دختر را میبیند، تصمیم میگیرد که خود با او ازدواج کند. از ازدواج کاووس شاه با آن دختر، سیاوش به دنیا میآید. رستم سیاوش را در کودکی میبیند و به کاووس پیشنهاد میدهد او را برای آموزش پهلوانی و مرزبانی به سیستان ببرد. به این ترتیب، سیاوش، در رکاب رستم، چیزهای زیادی یاد میگیرد و تبدیل به نوجوانی باوقار، قدرتمند، پاک و زیبا میشود. اما سرنوشتْ سودابه را سر راه سیاوش قرار میدهد.
خواندن کتاب سودابه و سیاوش، علاوه بر اینکه ما را با داستانهای جذاب شاهنامه آشنا میکند، خرد عمیق پشت هریک از ابیات را با ما به اشتراک میگذارد و همینطور کمک میکند با ادبیات کهن خود، به صورت بیواسطه آشنا شویم و از آن بیاموزیم. مجموعه داستانهای شاهنامه را انتشارات کتابسرای نیک به چاپ رسانده است.
اقتباس سینمایی از کتاب سودابه و سیاوش
بوریس کیمیاگرف، کارگردان تاجیکی، فیلم افسانهی سیاوش را با اقتباس از شاهنامه در سال 1976 ساخته است.
کتاب سودابه و سیاوش برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب سودابه و سیاوش برای کسانی که میخواهند داستانهای شاهنامه را به نثر ساده بخوانند بسیار جذاب است.
در بخشی از کتاب سودابه و سیاوش: کتاب سیزدهم مجموعه داستانهای شاهنامه میخوانیم
چندی گذشت. سیاوش بزرگتر شد. روزی رستم از سیستان نزدِ کاوس آمد. چشمِ رستم به سیاوش افتاد، از شاه خواست که کودکِ دلیر را به او بسپارد تا در زابل و زیرِ پَر و بالِ خود آموزش دهد.
چنین تا بَرآمد بَرین روزگار
تَهمتَن بَرآمد بَرِ شهریار
چنین گفت کین کودکِ شیروَش
مرا پَرورانید باید به کَش
رستم به شاه گفت: در دربار تو کسی مایه (شایستگی، قابلیت) ندارد این کودک را تربیت کند. در گیتی چون رستم کسی نیست که بتواند دایه (پرورشدهنده)ی سیاوش باشد.
چو دارندگانِ تو را مایه نیست
مَر او را به گیتی چو من دایه نیست
شاه در این باره اندیشید. پذیرشِ پیشنهادِ رستم برای او سخت نبود (به دلِ او بَد نیامد). پس فرزندِ گرامی را که گرمیِ دل و نورِ دیده بود به رستمِ دستان سپرد.
بَسی مِهتر اندیشه کرد اَندَر آن
نیامد هَمی بر دِلَش آن گِران
بله























