رضا شکراللهی در کتاب مزخرفات فارسی، به سراغ اشتباهات رایج در گفتار و نوشتار فارسی رفته و با بیانی طنز، ساده و شیوا، این اشتباهات و شیوهی درست بهکاربردنِ بسیاری از کلمات و جملاتی را مطرح میکند که طبق عادت، آنها را اشتباه به کار میبریم. با مطالعهی این کتاب میتوانیم این اشتباهات را در صحبتهای روزمرهی خود کنار بگذاریم و همچنین درستتر بنویسیم.
دربارهی کتاب مزخرفات فارسی
در زبان فارسی، بسیاری از اصطلاحات و کلمات را به صورت نادرستی به کار میبریم و معمولاً هم بر درست بودنشان پافشاری میکنیم. مثلاً اگر در سالهای اخیر با مفهوم «هکسره» روبهرو شده باشید و شما هم از آن دسته افرادی باشید که تلاش میکنید هکسره را رعایت کنید، قطعاً تا کنون به مرحلهای رسیدهاید که نتوانید اشتباهات دیگران در این زمینه را تحمل کنید؛ به خصوص اشتباهات افرادی که میدانید دانش کافی برای خوب نوشتن را دارند، اما کسی نمیداند که چرا زیر بار پذیرش اشتباه خود و اصلاح آن نمیروند. یا دیگر غلط مصطلحی که این روزها بیشتر بر آن متمرکز میشوند، استفادهی درست از «ز، ذ، ض، ظ» های مختلف است، به خصوص زمانی که پای «گذار» و «گزار» در میان باشد. شاید هم از آن افرادی باشید که دلتان بخواهد این موارد را رعایت کنید و از اشتباهات رایج بپرهیزید، اما نتوانید به راحتی آنها را به خاطر بسپارید و قوانین را در ذهن خود ثبت کنید. کتاب مزخرفات فارسی، از بهترین منابعیست که درستنویسی این اشتباهات رایج را به ما یادآوری میکند و بیان طنزی که رضا شکراللهی برای گوشزدکردن این اشتباهات انتخاب کرده، در به خاطر سپردن قوانین و اصول مؤثر خواهد بود.

از مهمترین و رایجترین اشتباهاتی که در زبان فارسی داریم، استفاده از دو کلمهی هممعنا در کنار یکدیگر است. احتمالاً شما هم هرزمان که بخواهید از روی عادت از «بر علیه» استفاده کنید، یاد آن جملات کتاب زبان فارسی دبیرستان میافتید که ما را از استفادهی «بر علیه» منع میکرد. بسیاری از این اشتباهات را میتوان با کمی دقت برطرف کرد، مانند زمانهایی که از «پس بنابراین» استفاده میکنیم، در حالی که میدانیم هر دو یک معنا دارند. گروه دیگری از اشتباهات، مربوط به املای نادرست کلمات هستند. در واقع به خاطر سپردن جایگاه صحیح «ثنا و سنا»، «صواب و ثواب» یا «غازی و قاضی» -که خود مبحث ضربالمثل «جلوی غازی و معلق بازی» را راه میاندازند- میتواند در کاهش غلطهای مصطلح کاربردی باشد. کتاب مزخرفات فارسی، به شکل مفصلی به چنین اشتباهاتی پرداخته و راهنمای خوبیست، برای دوستداران زبان فارسی و حتی آنان که شاید علاقهی چندانی به زبان مادری خود نداشته باشند، اما به اجبار با آن سر و کار دارند.
از طرفی، علاوه بر اشتباهات املایی در حروف بهکاربردهشده در بسیاری از کلمات، اشتباهاتی نیز وجود دارند که ناشی از اشتباه شنیدن هستند. برای مثال، بسیاری از ما در استفاده از ضربالمثلها دچار چنین اشتباهاتی میشویم و تا زمانی که معنای درست ضربالمثل را در نیابیم و کاربرد کلمات را به دقت بررسی نکنیم، به خاطر سپردن شیوهی درست ادای آنها آسان نخواهد بود. رضا شکراللهی در کتاب مزخرفات فارسی، به بسیاری از ضربالمثلهای رایجی که قربانیان چنین اشتباهاتی شدهاند نیز پرداخته است. کتابی که پیش رو داریم، به کوشش نشر ققنوس به چاپ رسیده است.
کتاب مزخرفات فارسی برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این اثر را به تمام فارسیزبانانی که به دنبال کاهش اشتباهات خود در گفتار و نوشتار فارسی هستند، پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب مزخرفات فارسی میخوانیم
نیاکان ما به گنجشک میگفتند بنجشک. بنجشک آخرش کاف داشت، گنجشک هم آخرش کاف دارد. اشک هم همینطور است. و نیز زرشک و مشکی و پزشک و سرشک و خشک و رشک و تمشک و کشک و مشک و لشکر. اینها همه را با کاف مینویسیم. البته کسانی هم هستند که لشکر را لشگر مینویسند. اگر هم در نوشتن این کار را نکنیم، در بیان اینجور واژهها، کافِ کلمه را بیشتر به گاف نزدیک میکنیم و در مورد خاص «لشکر» کاملاً آن را به گاف تبدیل میکنیم.
بحث غلط و درستی در میان نیست. زبان فارسی فقط دستور زبان و آیین نگارش ندارد؛ هر زبانی، از جمله زبان فارسی، قواعد آوایی هم دارد. برای مثال، در همین مورد خاص، این قاعدهی آوایی برقرار است که در واژههای بسیط (ساده) نظیر همینها که برشمردم، اگر پس از شینِ ساکن کاف آمده باشد، به قول زبانشناسها، تفاوتِ بیان کاف و گاف خنثی میشود. این اتفاق ناخواسته و کاملاً طبیعی است. برای همین است که وقتی معشوقمان گریه میکند، خیلی که مهربان باشیم، دستمال کاغذی میدهیم دستش و میگوییم: «اشگات رو پاک کن.» یا شاید هم او به ما دستمال میدهد و میگوید: «واقعاً مشگی رنگ عشقه؟» بنا به این قاعدهی آوایی در زبان فارسی، همهی ما در جریان محاوره ممکن است اشک را اشگ بگوییم و بشنویم، یا مشکی را مشگی بگوییم و بشنویم. حال آنکه همهی اینها پس از شین کاف دارند و اگر آنها را با گاف بنویسیم، یک معلم ادبیات یا ویراستار از ما غلط املایی میگیرد و پای نوشتهمان، مثل معلمهای امروزِ دبستانیها، مینویسد: «نیاز به تلاش بیشتر.»
اما حساب «لشکر» از این موارد کمی جداست. تبدیل لشکر کافدار به لشگر گافدار در گفتگوهای روزمره محدود نمانده و حالا دیگر تقریباً با دو صورت املایی از این واژه روبهروییم: لشکر و لشگر. بررسی دلیل زبانشناسی این اتفاق، موضوع این نوشتهی کوتاه نیست. هرچه هست، نوشتن صورت آوایی این واژه آنقدر تکرار شده که دیدهام حتی روزنامهنگاران و نویسندگان هم گاهی به شک افتادهاند...
بله

















