«آیا جامعهی آمریکا همان جامعهی آرمانی و دلخواهی است که آرزوی زندگی در آن را داشتیم؟» لئونارد بیگلی سعی دارد در کتاب جامعه شناسی قتل به این سؤال مهم پاسخ دهد. او با استفاده از نظریات جامعهشناسانی چون نوربرت الیاس، امیل دورکیم و ماکس وبر و همچنین آمار مرتبط با میزان قتل (تا سال 2003 در آمریکا) نشان میدهد که چرا نرخ قتل در کشوری دموکراتیک مانند ایالات متحدهی آمریکا، اینچنین بالاست.
دربارهی کتاب جامعه شناسی قتل
از اواسط قرن نوزدهم میلادی، داستانهای مبالغهآمیزی دربارهی میزان قتل در غرب وحشی دهان به دهان میگشت. مردمانی که اسلحه در دست داشتند و با یکدیگر میجنگیدند، در قرن بیستم دستمایهی ساخت فیلمهای بسیاری شدند و «وسترن» به یکی از ژانرهای محبوب رمان، نمایشهای رادیویی و سینما بدل شد. میزان قتل در آمریکا در دههی 70 و 80 میلادی همچنان قابلتوجه بود؛ اما در دهههای بعد اندکاندک رو به کاهش گذاشت. با این حال هنوز هم نرخ قتل در این کشور بالاست. آمارها نشان میدهند که از 139 تیراندازی دستهجمعی که بین سالهای 1998 تا 2019 در کشورهای توسعهیافته رخ داده است، 73 درصد متعلق به آمریکاست و منجر به مرگ 816 نفر شده. در سال 2020، 7.8 نفر در هر صدهزار نفر به قتل رسیدهاند و این آمار نسبت به سالهای قبل افزایشی چشمگیر داشته. اما چرا در جامعهای بهظاهر توسعهیافته، دموکراتیک و مرفه که درصد بالایی در آن تحصیلکرده هستند، چنین آماری مشاهده میشود؟ لئونارد بیگلی (Leonard Beeghley)، استاد جامعهشناسی دانشگاه فلوریدا، در کتاب جامعه شناسی قتل (Homicide: A Sociological Explanation) علت این اتفاق را نشان میدهد.

تفاوت چشمگیر نرخ قتل در 50 ایالت آمریکا، یکی از مسائلی است که در کتاب جامعه شناسی قتل بررسی میشود. ایالتهای جنوبی آمریکا، معمولاً بیشتر از دیگر ایالتها قتل اتفاق میافتد و تا سال 2020، ایالتهای واشنگتن، میسیسیپی، لوئیزیانا و آلاباما، بالاترین میزان قتل را داشتند. تقریباً 80 درصد از قتلها با اسلحهی گرم رخ دادهاند؛ زیرا آمریکا با 120 اسلحه به ازای هر 100 نفر، بالاترین مقدار مالکیت اسلحه را در اختیار دارد. لئونارد بیگلی با الهام از کتاب «خودکشی» امیل دورکیم، بر یک پدیدهی مهم جامعهی آمریکا تمرکز میکند و ابعاد تاریخی و فراملی قتلها را وامیکاود. وی علاوه بر دسترسی به اسلحه، گسترش بازارهای غیرقانونی مواد مخدر، تبعیض نژادی بالا، قرار گرفتن در معرض خشونت و نابرابریهای اقتصادی را از عوامل افزایش نرخ قتل ایالات متحده میداند.
لئونارد بیگلی که پیش از این کتابهایی چون «زندگی همراه با فقر در آمریکا»، «همسرتان چه کاری انجام میدهد: جنسیت و دگردیسی زندگی خانوادگی»، «ساختار طبقاتی در ایالات متحدهی آمریکا» و «پیدایش نظریهی جامعهشناختی» را به نگارش درآورده بود، در سال 2003 کتاب جامعه شناسی قتل را منتشر کرد. شواهد تاریخی، آمار تطبیقی، دادههای متعدد از آمریکا و دیگر کشورهای غربی از جمله مواردی هستند که بیگلی در تحلیل جامعهشناختی از آنها بهره میبرد. علاوه بر این موارد، نظریات اندیشمندانی مانند نوربرت الیاس، امیل دورکیم و ماکس وبر در این کتاب آمده است.
انتشارات اندیشهی احسان کتاب جامعه شناسی قتل را با ترجمهی محسن نیازی و مسعود غفاری منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب جامعه شناسی قتل
- لئونارد بیگلی این کتاب را بهخوبی نوشته، به منابع معتبری ارجاع داده و از نمایههای متعدد استفاده کرده است. خواندن این اثر توصیه میشود. (مجلهی CHOICE)
- کتاب بیگلی به درک جامعهشناختی از قتل کمک میکند. (Okeechobee News)
- کتاب جامعه شناسی قتل منبعی ایدئال برای دانشجویان و استادان رشتهی جامعهشناسی و جرمشناسی است؛ زیرا قتل در ایالات متحده را به صورت انتقادی بررسی میکند. مطالب چالشبرانگیز و تحقیقات کامل لئونارد بیگلی ستودنی است. (مجلهی ادارهی پلیس متروپولیتن)
- لئونارد بیگلی با سبک نوشتاری جذاب خود، کتابی دربارهی جامعهشناسی قتل نوشته است که همهی مردم میتوانند آن را بخوانند. کتابی درجه یک. (استیون مسنر، استاد دانشگاه آلبانی)
کتاب جامعه شناسی قتل برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به مباحث جرمشناسی و جامعهشناسی، مخاطبان اصلی کتاب جامعه شناسی قتل هستند.
در بخشی از کتاب جامعه شناسی قتل: جامعه شناسی قتل در آمریکا میخوانیم
بر خلاف موقعیت در سایر کشورهای غربی، تأثیر دسترسپذیری سلاح گرم بر نرخ قتل، یک جدال سیاسی بزرگ و سرسختانه در ایالات متحده را شکل داده است و مکتوبات زیادی در مورد این مسئله در دست است. رابطه ساختاری اوّلیهی بیانشده در فرضیه این است که هرچه دسترسپذیری اسلحه در جامعهای بیشتر باشد، نرخ قتل بیشتر میشود. اگرچه، به منظور حل این مسئله، تعدادی از موضوعات اوّلیه باید مورد بحث قرار گیرند: کشندهبودن سلاحهای گرم در مقایسه با سایر سلاحها، تاریخچهی سلاح گرم و قتل و تعداد سلاحهای گرم در گردش در این کشور. همچنین قصد دارم استدلال مخالف را نیز مطرح نمایم. در نهایت، شواهدی را جمعبندی میکنم که نشان میدهند دسترسپذیری سلاح گرم بر نرخ قتل تأثیرگذار است.
سلاحهای گرم در حال حاضر خطرناکترین سلاح شخصی هستند که بهطور بالقوه برای مردم در دسترساند. تمامی دادههای موجود حاکی از آن است که نرخ تلفات در صورت استفاده از سلاح گرم در مقایسه با چاقو، چماق یا دست خالی در رؤیاروییهای خشونتآمیز، چه حملات، سرقتها و چه در حوادث دیگر بالاتر است. چاقوها را در نظر بگیرید که میتوانند سلاحهای بسیار خطرناکی باشند. یک بریدگی سادهی شریان کاروتید در گردن میتواند موجب خونریزی فرد در حد مرگ، تنها در چند دقیقه شود. اما به سادگی نمیتوان به این نتیجه دست یافت، کشتن کسی با یک چاقو (یا چماق یا مشت) مستلزم درگیری نزدیک و سخت است. فرد باید به قربانیان بالقوه بهصورت فیزیکی حمله کند، که تقریباً همیشه امید نجاتیافتن داشته و بنابراین، از خودشان دفاع میکنند. پس، استفاده از یک چاقو مستلزم سطح بالایی از تعهد روانی، قدرت فیزیکی و تمایل به به خطر انداختن خود در زمانی است که قربانیان از خود دفاع میکنند.
بله



















