نقد، بررسی و نظرات کتاب روشنایی ماندگار و چند داستان دیگر - آگاتا کریستی
آگاتا کریستی ملکه داستان های جنایی برای جهان ادبیات نویسندگی دارای چنان موهبتی است که حتی در داستان هایش که تبدیل به فیلم و سریال شده باعث انتخاب و تعریف منتقدان بوده مثل هرکول پوآرو که حتی در سریال با اینکه در چند دهه قبل ساخته شده، دکورها و تمام حال و هوا به دوره ای شما را خواهد برد که همه چیز از آدم ها و اتوموبیل ها و غیره آنتیک است. و هر نویسنده ای یادداشت های اثرهایی دارد که بدون چاپ و انتشار باقی بماند و این داستان های کوتاه همان ارثیه های ارزشمندی است که تمام طرفداران و جامعه هنر به دنبال آن بوده و با چاپ آن توانایی و اعجاز آگاتا در داستان های کوتاه را نشان داد. جالب و خواندنی و بسیار زیبا بود حتماً دانلود و بخوانید و مترجم محترم به خوبی به ترجمه و ثبت داستان به فارسی پرداخته.
تا حالا چند تا از رمانهای آگاتا کریستی رو خونده بودم که مربوط به هرکول پوآرو و معماهایی بود که باهاشون روبرو میشد ولی بار اولی بود که داستان کوتاه ازشون میخوندم. داستانهای عاشقانه و جنایی رو خوب مینویسه، اما خب بعضی داستانها مثل اولین داستان کمی قدیمیه و ترفندهایی که شخصیتهای داستان برای برملا شدن واقعیت به کار میبرنددیگر برای مخاطب امروزی باورپذیر نیست و خیلی پیش پاافتاده به نظر میرسد. کتاب از نظر ویرایش هم خیلی ضعیف بود و اشتباهات املایی و نگارشی زیادی داشت.
اسم نویسنده معروفِ جنایی نویس روی کتاب منو به سمت خوندنش جذب کرد و خلاصه بخوام بگم: خوندنش برای یکبار خوبه و متشکل از داستان های کوتاهیه که سال ها پس از مرگ آگاتا کریستی چاپ شده بود. داستانای کوتاه برام جالب نیستن چون جزییات کمی دارند اما نویسنده توی همین داستانهای کوتاهش ماهرانه نوشته بود؛ به جز داستان خدای تنها و داستان آخریش به اسم روشنایی ماندگار که خیلی جالب نبودن و حس نامفهومی داشت برام و در ضمن بعضی جاهای کتاب خطای نوشتاری دیدم.
باسلام من چون آگاتا کریستی را با داستانهای پلیسی جنایی می شناسم این کتاب در ژانر متفاوتی است و متوجه شدم که ایشان کتاب عاشقانه هم دارد و نشان داده، که در این ژانر هم موفق است بنظر من تجربه جالبی خواهد بود که این کتاب را بخوانید و به آگاتاکریستی از زاویه دیگر نگاه کنید و لذت ببرید و صدالبته از مترجم کتاب تشکر ویژه دارم بخاطر ترجمه روان و عالی و من فکر کردم کتاب فارسی خواندم باتشکر از کتابراه
اگاتا کریستی نیاز به تعریف نداره و شناخته شده است. داستانهایی که قبلا از نویسنده نابغه خونده بودم همه یک داستان کامل با جزییات بود الان که این چند داستان کوتاه را خوندم مانند داستان های بلندش برام جذابیت و گیرایی نداشت که میتونه به این دلیل باشه که در داستان های بلند این نویسنده خواننده این فرصت را داره که حدس هایی برای حل معما بزنه ولی در داستان کوتاه این زمان خیلی کمتره.
کتابهای آگاتا کریستی اکثرا پلیسی و جنایی هستند و در این مجموعه داستان نیز باز هم دو داستان جنایی دارند اما سه داستان دیگر عاشقانه بوده و چهره متفاوت از دیگر داستانهای آگاتا کریستی می باشد و ارزش مطالعه کردن را دارد مخصوصا این که با زبانی روان ترجمه شده و همچنین کتابراه به صورت رایگان در اختیار خوانندگان و علاقه مندان به رمان قرار داده است
واقعا خجالت بکشید مثلا مترجم هستید باید به دو زبان مسلط باشید آنقدر ایراد دارید که نمیدانید به جای کسره بعد از واو حرفی قرار میگیرد و بانوی کوچک درسته نه بانوِ کوچک؟ غلیان احساسات درسته نه قلیان که یک نوع دخانیاته؟ دلتون نمیاد ویراستار داشته باشید؟ حداقل ناشر یا چاپگر هم بلد نبوده که غلط املایی نداشته باشید؟
از نظر من کتابی نه عالی نه بد متوسط رو به خوبی بود و کتابهای ایشون اکثر یا اصلا بگم تمتمشون جنایی معمایی هستن و ایشون هنر بسیار خوبی دارن در تعریف داستان ها و معماهایی که هم جذابن هم آدمو به چالش میکشونه ذهن آدمو درگیر میکنه همین خوبه که باعث میشه دست از کتاب نکشی و تا آخرش با کتاب همراه باشی.
من هیچگونه هیجان و علاقه چندانی برای خواندن ادامه کتاب حس نکردم. فکر کنم از داستانهای ضعیف آگاتا کریستی بود که من خواندم. قبلا چند کتاب از این نویسنده چیره دست خونده بودم که خیلی مورد پسندم بود. اساس و پایه محکمی برای ادامه و پایان دادن به کتاب نداشت. حس میکنم ترجمه خوبی هم نداشت.

اولین کتابی است که از این جنایی نویس خواندم و ترجمه بسیار روان بود.
فصل اول: واقعا نمیدانم چطور تعریف کنم حس تعجبم را وقتی این فصل تمام شد.
🔴خطر اسپویل: دختره بازیگر پس معلومه که از این هنرش استفاده میکن و فیلمنامهی داستان زندگی خودش را مینویسد و بازی میکند و یک کار میکنه که پسره پشت سرش هم نگاه نکنه.
فصل دوم: اینم از بهترین هاش بود.
فصل سوم: به جرئت میگم یکی از بهترین داستانهای عاشقانه عمرم تو این کتاب خواندم. عالی بود.
🔴 خطر اسپویل: دختره اونی نیست که نشان میدهد.
فصل چهارم: اینم خیلی عالی بود به دوستانی که در ژانر کارگاهی معمایی میخوانند پیشنهادش میکنم.
🔴 خطر اسپویل: نگران نباشید پایان شاهنامه خوش است! فنلا و جوان هستند که به گنج دست پیدا میکنند.
فصل پنجم; این یک داستانه عاشقانهی دیگر ولی به تلخی قهوه است. واقعا پایان بسیار تلخی داشت و ذهن من را که با خود درگیر کرده.
فصل ششم: داستان بسیار بسیار پیچیده. خیلی پیچیده است و من که به همه شک داشتم و اصلا فکرش راهم نمیکردم که قاتل اینقدر جلو چشم باشه.
فصل هفتم: این فصل هم مثل فصل پنج خیلی پایان بدی داشت و یک داستان عاشقانه دیگر.
🔴راستی یک نکته: هیچ هیچ وقت در زندگی عجله نکنید مثلاً؛ دختره باید جسد تام را میدید بعد ازدواج میکرد یا همین آخرش؛ معلومه بیش تر پول چشمش را گرفت تا عشقش به تام اگر عاشق شوهرش شده بود باید به نام میگفت و با یک سکوت یک عاشق بیچاره را به کام خودکشی برساند. واقعا دلم برای تام میسوزد.
در کل کتاب عاااااااااالی است و قطعاً ارزش خواندن و خریدن دارد.
اخر هفتههای کتابراه را حتماً دنبال کنید.
ممنون از کتابراه ❤️