کتاب کتاب گردها و شرکا 1: تیلی و کتاب گردی نوشتهی آنا جیمز، داستانی فانتزی دربارهی ورود شخصیتهای خیالیِ کتابها به دنیای واقعی است. وقتی ماتیلدا با آلیس که از سرزمین عجایب آمده، دیدار میکند، از او کمک میگیرد تا در راهی پرخطر او را همراهی کند؛ راهی که ماتیلدا برای پیدا کردن مادرش خطرات آن را به جان میخرد... گفتنی است که این اثر یکی از عناوین پرفروش یو. اس. آ تودی به شمار میرود.
دربارهی کتاب کتاب گردها و شرکا 1: تیلی و کتاب گردی
ماتیلدای یازدهساله که او را تیلی صدا میزنند، پس از ناپدید شدنِ مادرش، در طبقهی بالای یک کتابفروشی قدیمی با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند. او از فرط تنهایی به دنیای کتابها پناه میبرد و دوستانش را در میان صفحات داستانها جستوجو میکند. اما کمکم این تفریح هم تازگیاش را برای تیلی از دست میدهد. او نیاز به دوستانی واقعی دارد که رودررو با آنها حرف بزند؛ تااینکه روزی با آنهشرلی و آلیس در کتابفروشی ملاقات میکند که بهترتیب از گرینگیبلز و سرزمین عجایب پا به دنیای سرد و تاریک اینسوی کتابها گذاشتهاند. این شروعِ داستانِ کتابگردها و شرکا 1: تیلی و کتابگردی (Tilly and the Bookwanderers) نوشتهی آنا جیمز (Anna James) است.
تابهحال شده آنقدر در کتابی غرق شوید که دلتان بخواهد شخصیتهای آن را در دنیای واقعی ملاقات کنید، با آنها گپ بزنید و دلیل انجام کارهایشان را بپرسید؟ حال فکر کنید تیلیِ یازدهساله که در دنیا فقط کتابها و داستانها را دارد، چه حالی پیدا میکند وقتی با آلیس و آنهشرلی مواجه میشود. اما این دیدار برای تیلی تنها در حد یک هیجانِ بچگانه باقی نمیماند؛ او از این فرصت استفاده میکند تا معمایِ ناپدید شدن مادرش را که سالها بر زندگیاش سایه افکنده، رمزگشایی کند. بهاینترتیب ماتیلدا قدم در راهِ پرخطر و بیبازگشتی میگذارد.

کتاب تیلی و کتابگردی اولین جلد از مجموعه کتابهای «کتابگردها و شرکا» است که توسط انتشارات پاپلی (واحد کودک و نوجوان انتشارات کولهپشتی) به چاپ رسیده است.
دربارهی مجموعهی کتابگردها و شرکا
کتابگردها و شرکا (Pages & Co) مجموعهای ششجلدی به قلم آنا جیمز (Anna James) است. قهرمان این سری کتابها دختری یازدهساله به نام تیلی است که مادرش در حادثهای رمزآلود ناپدید شده و به همراه پدربزرگ و مادربزرگش، در طبقهی بالای کتابفروشی قدیمیشان زندگی میکند. او تنهاییاش را با خواندن کتابها پر میکند و دوستانش را میان سطور و صفحات میجوید. روزی از روزها شخصیتهای خیالی کتابهای آلیس در سرزمین عجایب و آنهشرلی راه خود را به دنیای واقعی باز میکنند و با تیلی در ماجراجویی بزرگی همراه میشوند. کتابهای این مجموعه «Tilly and the Bookwanderers»، «The Lost Fairy Tales»، «Tilly and the Map of Stories»، «The Book Smugglers»، «The Treehouse Library» و «The Last Bookwanderer» نام دارند که جلدهای اول و دومِ مجموعه با نامهای «تیلی و کتابگردی» و «تیلی و افسانههای گمشده»، توسط انتشارات پاپلی ترجمه شده و به چاپ رسیده است.
جوایز و افتخارات کتاب کتاب گردها و شرکا 1: تیلی و کتاب گردی
- کتاب پرفروش یواسآ تودی؛
- کتاب پرفروش بینالمللی؛
- کتاب کودک برگزیده به انتخاب Indie Next List Pick در سال 2019؛
- کتاب ماه به انتخاب بارنز اند نوبل.
نکوداشتهای کتاب کتاب گردها و شرکا 1: تیلی و کتاب گردی
- این کتاب به پیر و جوان توصیه میشود؛ چراکه دوباره یادمان میاندازد داستانها چه تأثیر شگفتانگیزی بر زندگیمان دارند. (School Library Journal)
- ستایشی از جادوی تخیل در داستانها. ( Kirkus Reviews)
- بسیار لذتبخش و خواندنی. (Kiran Millwood Hargrave)
- کتاب تیلی و کتابگردی مسحورکننده است؛ چه 9ساله باشید، چه 49ساله. (بلفاست تلگراف)
- آنا جیمز در مرز خیال و واقعیت حرکت میکند. (بوکلیست)
- قصهای تأثیرگذار برای عاشقان کتاب. (پابلیشرز ویکلی)
- گنجینهای ارزشمند که مورد تحسین همهی دوستداران کتاب در هر سنی قرار میگیرد. (The Missourian)
کتاب کتاب گردها و شرکا 1: تیلی و کتاب گردی برای چه کسانی مناسب است؟
گرچه مخاطبان اصلی این داستان کودکان 6 تا 12ساله هستند، اما تمام کتابخوانها در تمام سنین از این اثر به وجد خواهند آمد.
در بخشی از کتاب کتاب گردها و شرکا 1: تیلی و کتاب گردی میخوانیم
دخترک سرش را به یک طرف خم کرد و کاملاً به تیلی خیره شد و گفت: «به یکی از مدرسههای اونلی، نزدیک خونهمون توی گرینگیبلز.»
تیلی آهسته گفت: «و اسمت آنهست...»
آنه تأکید کرد: «با "ه".»
«آنه با "ه"، و اهل گرینگیبلزی، تو آنه شرلی با موهای قرمزی؟»
دخترک که هنوز به تیلی زل زده بود، به نشانهی تأیید سرش را تکان داد. «اما تو کی هستی؟»
«من تیلیام. اینجا زندگی میکنم!»
آنه با تعجب گفت: «اما تو من رو شناختی و الان من اینجام و منم تو رو به یاد دارم.»
تیلی گفت: «قبلاً گفتم، ما امروز صبح همدیگه رو دیدیم. اما تو چطور اون آنه شرلی با موهای قرمزی؟ اون واقعیت نداره.»
آنه دستش را دراز کرد و آرام دست تیلی را نوازش کرد: «خب، من واقعاً اینجام.»
تیل طوری به پشتسر آنه نگاه کرد انگار جایی دوربین مخفی کار گذاشتهاند، شاید هم نقشهی ماهرانهی پدربزرگ بود تا در طول تعطیلات او را سرگرم کند. «شوخیه؟ تو از توی داستانها اومدی؟»
آنه با خوشحالی جواب داد: «آره.» اصلاً بهنظر نمیرسید بهخاطر این حقیقت ناراحت باشد. روی پلهها نشست.
بله
























