کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش تألیف روحالله تولایی و مینا فیلی، مدیریت دانش را، که یکی از مفاهیم مهم عصر امروز محسوب میشود، تعریف میکند و مؤلفهها و انواع آن را مورد بحث قرار میدهد. این کتاب کاربردی، مدلهای اصلی و الگوهای این مهارت را تشریح میکند، زیرساختهایی که برای موفقیت آن ضروری است را مرور مینماید و یکی از ابزارهای مهم و مدرن آن، یعنی شبکهی دانش را توضیح میدهد. این کتاب از عناوین مجموعهی «مدیریت ورزشیِ» انتشارات حتمی است.
دربارهی کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش
در سلسلهمراتب خِرد (Wisdom Hierarchy)، ابتدا دادههای خام وجود دارند. با پردازش کردن این دادهها میتوان آنها را به اطلاعات بدل ساخت. اطلاعات، برخلاف دادهها، کاملاً جهتدار و مفید هستند و میتوان بر مبنای آنها تصمیمگیری کرد. در مرحلهای بالاتر از اطلاعات، دانش قرار میگیرد که نسبت به طبقات قبلی بسیار محدودتر، اما عمیقتر و دقیقتر است. دانش را اطلاعات پردازششده و دستهبندیشده میدانند. این مفهوم، محصول دوران حاضر است و نسبت به اطلاعات و داده، مدرنتر محسوب میشود.
از اواخر قرن بیستم، محققان به اهمیت دانش بیش از پیش پی بردند و نقش آن را در فرآیندهای سازمانی پررنگتر کردند. به دنبال آن و در آستانهی سال 2000، مفهوم مدیریت دانش (Knowledge Management) به شکل رسمی معرفی شد. این مدیریت به معنای شناسایی، سازماندهی، ذخیره و انتشار اطلاعات است. گرچه این رویکرد همیشه در طول تاریخ وجود داشته (مثلاً رابطهی استاد و شاگردی و انتقال تجربه و دانش به نسل بعدی خود نوعی مدیریت دانش است) ولی صورت مدرن و مدون و آکادمیک آن در دو دههی گذشته تکامل پیدا کرده است. حالا بسیاری از سازمانهای بزرگ مثل شرکتهای نفتی، بر آن سرمایهگذاری میکنند و بخشی از نیرویشان را صرف پیادهسازی و اجرای آن مینمایند. دلیل این امر آن است که آنها بهدرستی به این نکته پی بردهاند که هزینهای که برای حفظ و انتشار دانش میشود بهمراتب کمتر از هزینهای است که برای به دست آوردن مجدد دانش و تکرار آن خواهد شد.
کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش، تألیف روحالله تولایی و مینا فیلی، مفهوم مدیریت دانش را بهتفصیل توضیح میدهد و انواع و مؤلفههای آن را تشریح میکند. نویسندگان ابتدا به مفهومِ دانش میپردازند و تلاش میکنند اهمیت آن را در دنیای امروزی نشان دهند. در ادامه، ضرورت پیدایش مدیریت دانش مورد بحث قرار میگیرد و از دلایل شکلگیری آن سخن به میان میرود.
سیستم مدیریت دانش، دانش اندوختهی سازمان را کنترل و از این طریق کمک میکند کارایی سازمان افزایش یابد. این سیستم، یادگیری سازمانی را سرعت میبخشد و باعث میشود مدیران و کارکنان تصمیمات بهتری بگیرند؛ تصمیماتی که در نهایت، هم به نفع خودشان و هم به نفع مجموعه است. محققان تاکنون مدیریت دانش را به سه دسته تقسیم نمودهاند: دانش تاکتیکی، دانش ضمنی و دانش صریح. دانشهای تاکتیکی به آن دستهای اطلاق میشود که از راه کشف و شهود به دست میآیند و انتقالشان بسیار دشوار است؛ مثل مهارتهای مدیریت، شناخت یا زبان. دانش ضمنی بهنسبت دانشِ تاکتیکی سادهتر است و میتوان آن را انتقال و آموزش داد. مهارتهای فنی و حرفهای در این گروه جای میگیرند. دانشهای صریح که بسیار ساده و در دسترس هستند میتوان با کمک گزارشها، راهنماییها، دستورالعملهایی ساده آنها را به دست آورد و با دیگران به اشتراک گذاشت. روحالله تولایی و مینا فیلی در کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش، پس از معرفی این سیستم، از مدلها و الگوهای اصلی آن نام میبرند و مهمترین آنها را توضیح میدهند. نویسندگان در کتابشان به رویکردهای استراتژیک این مدیریت هم اشاره و از این صحبت میکنند که چطور میتوان آن را به بهترین شکل پیادهسازی کرد. یکی از مدرنترین ابزارهای مدیریت دانش، دانش شبکهای است. تولایی و فیلی به این موضوع هم میپردازند و مراحل آن را تشریح میکنند. در پایان، مدیریت دانشِ شرکت نفتیِ بریتیش پترولیوم مورد بررسی قرار میگیرد و خواننده درک میکند که این شرکت بینالمللی و عظیم چگونه این سیستم را پیاده کرده است.
کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش را انتشارات حتمی به چاپ رسانده است.
کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به مدیران و رهبران سازمانها، مخصوصاً سازمانهای بزرگ توصیه میشود.
در بخشی از کتاب مفاهیم و کاربردهای نوین مدیریت دانش میخوانیم
فرآیند ایجاد دانش
ایجاد دانش همواره با افراد آغاز میشود. برای مثال، فردی که دانشی دارد و در نهایت این دانش به امتیازی انحصاری برای او تبدیل میشود. یا مدیری در سطح متوسط که اطلاعاتی دربارهی بازار دارد و میتواند مفهوم جدیدی برای محصول مهمی ارائه دهد. و یا، کارگر یک کارگاه سالها تجربه را پشت سر میگذارد تا به ابداع فرآیندی برسد که به صرفهجویی در میلیونها دلار برای شرکت میانجامد. در هر کدام از این سناریوها، دانش شخصی فرد (که قطعا ماهیتی ضمنی دارد) به دانش سازمانی ارزشمند و عمومی تبدیل میشود. قرار دادن دانش شخصی در اختیار افراد دیگر در شرکت، هستهی اصلی الگوی مدیریت دانش است. این نوع فرآیند، دانش پیوستهای را ایجاد مینماید که در تمام سطوح سازمان جاری میشود. در بسیاری موارد، ایجاد دانش به روشی غیرمنتظره یا برنامهریزی نشده اتفاق میافتد.
بله
















