در دنیای امروز هر شخصی بهدنبال خلق ارزشی جدید، چه مادی و چه معنوی، است. کارآفرینی ارزش جدیدی را به کارآفرین، جامعه و کارمندان اضافه میکند. کتاب خلق سازمان کارآفرین نوشتهی راجر کارترایت نشان میدهد که چهطور کارآفرینی علاوهبر دانش اقتصادی، نیازمند دانش اقتصاد رفتاری و مدیریت رفتار سازمانی است.
دربارهی کتاب خلق سازمان کارآفرین
امروزه کارآفرینی و توانایی حفظ بیزنس از سختترین کارهاست. امروزه در دنیای اقتصاد و تکنولوژی، دیگر راهکارهای سنتی کاربرد ندارند و هر سازمانی در هر حوزهی فعالیتی باید خود را با جهان بیرون تطبیق دهد. شاید سوال ذهنی هر فردی این باشد که چهطور میشود یک کارآفرین موفق بود؟
کتاب خلق سازمان کارآفرین (creating the entrepreneurial organization) مسیر سریع و جدیدی است برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق و ایجاد یک فرهنگ واقعی کارآفرینی.
راجر کارترایت (Roger Cartwright) در این کتاب ضمن تعریف دقیق سازمان کارآفرین، تمام رفتارهای انتقادی سازمانها را بررسی میکند تا به الگوی استانداردی از یک سازمان کارآفرین برسد. نویسنده با آوردن مثالهایی از کسبوکارهای موفق، ازجمله مایکروسافت دریچهای از مفاهیم کلیدی کارآفرینی و تکنیکهای پیادهسازی مؤثر ایدهها را به روی مخاطب باز میکند.
کتاب خلق سازمان کارآفرین همچنین شامل واژهنامهی مفاهیم کلیدی و راهنمای جامعی از منابع برای کارآفرینان است. راجر کارترایت بهترین تفکر تجاری موجود را ارائه میدهد و طیف وسیعی از فعالیتهای تجاری معاصر را در کتاب شرح میدهد. راجر کارترایت از تکنولوژی روز جا نمیماند و در فصلی از کتاب خلق سازمان کارآفرین به کارپردازان اینترنتی و موتورهای جستجوگر میپردازد. او فلسفهی سازمانی و فلسفهی کار گروهی را بازتعریف میکند و راهکارهایی برای جهانی شدن سازمان ارائه میدهد.
مطالعهی کتاب خلق سازمان کارآفرین یک راه یادگیری عالی برای کسانی است که نیاز به تسلط بر آخرین تفکرات تجاری دارند. برخی از مفاهیمی که در این کتاب بدان اشاره شده است عبارتند از: ریسکهای کسبوکار، پرورش نهاد کارآفرین، طراحی وب، پُرتُفولیو کارآفرین، اصطلاحات تخصصی کارآفرینی و... .
کتاب خلق سازمان کارآفرین به ترجمهی احمد باباییان و محمد غفارپور، توسط انتشارات دنیای اقتصاد به چاپ رسیده است.
کتاب خلق سازمان کارآفرین برای چه کسانی مناسب است؟
مخاطب اصلی کتاب خلق سازمان کارآفرین، علاقهمندان به یادگیری مدیریت کسبوکارها و تفکرات تجاری هستند. گرچه این کتاب برای هر فردی که عضو یک سازمان کارآفرین است، مفید واقع میشود.
با راجر کارترایت بیشتر آشنا شویم
راجر کارترایت (Roger Cartwright) مشاور و نویسندهی استرالیایی، در حوزههای رفتار سازمانی، مدیریت، مراقبت از مشتری و گردشگری تخصص دارد. او همچنین معاون دانشکدهی مدیریت بازرگانی و مهندسی کامپیوتر در کالج Perth انگلستان است. راجر کارترایت مسئولیت اجرای برنامههای توسعهی مدیریت را در ایالات متحده، اروپا و هند بر عهده داشته است. از آثار دیگر او میتوان به کتابهای «مدیریت تکثر سازمانی»، «راهبردهای رشد غولآسا» و «هنر کارآفرینی: تجربهها و آموختههای موفقترین کارآفرینان جهان» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب خلق سازمان کارآفرین میخوانیم
بنابر علم پزشکی، پزشکان بر این باورند که وقوع یائسگی حتمی است. یائسگی مشکل حادی را به دنبال ندارد و عوارض آن چندان جدی نیست و فقط به صورت گُرگرفتگی، تعریق، اضطراب، افسردگی شدید، عدم تمرکز، ناکارآمدی به هنگام رویارویی با مسائل و ناتوانی در تصمیمگیری پدیدار میشود. از منظر زیستشناسی، این وضعیت در نتیجه عملکرد غدد درونریز بدن است و خاستگاهی هورمونی دارد. در جوامع غربی از یائسگی به عنوان تغییر یاد میشود و این مفهوم لزوما به معنای بدترشدن نیست. کارترایت و گرین به منظور درک بهتر رفتار و خصوصیت سازمانی، این بخش طبیعی از چرخه حیات انسانی را معادل نظیر آن در سازمانها قرار دادند. بنابر گزارشهای بهدسترسیده، همانطور که تمایلات و دلبستگیهای بسیاری از بانوان پس از دوران یائسگی دستخوش تغییرات میشود، به همین منوال بسیاری از نهادها نیز به شکل و طرق جدیدی توسعه و تکامل پیدا میکنند. در واقع این زمان (پس از یائسگی) میتواند با نوع جدیدی از اقدامات کارآفرینانه همراه شود.
کارترایت و گرین بر این باور بودند که بسیاری از سازمانها مرحلهای تحت عنوان یائسگی را پشت سر میگذارند؛ جایی که پس از یک دوره بلوغ و کمال نسبی، محرکهای خارجی (همانند هورمونهای بدن) موجب تغییر در بنگاههای معاملاتی، تکنولوژی و نیاز مشتریان میگردند، درست همانند آنچه برای هورمونها در بدن اتفاق میافتد. سازمانها قادر به کنترل و مدیریت این محرکها نیستند و این مسئله ممکن است مشکلاتی همچون عدم توانایی در تصمیمگیری، عدم برخورد صحیح با مسائل و مشکلات، استرس سازمانی و افسردگی را در پی داشته باشد. چنین سازمانی بیش از آنکه دغدغه مشتریان را داشته باشد درگیر مسائل و مشکلات درونسازمانی خود است و هرگونه تغییر به جای آنکه در زمینه محصولات، خدمات و مشتریان صورت پذیرد، معطوف به سیستم درونی سازمان و بهخصوص اجزای درونِ سازمان است. کرختی امری پرخطر است؛ خطری متناقض و معماگونه از این حیث که سازمان را به نابودی میکشاند، آن هم درست زمانی که نهاد مربوطه نیازمند به تمرکز بر جایگاه و حیات خویش است.
بله






















