کتاب دفترهای سالخوردگی 7: میخواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ مجموعه شعری جدیدی از احمدرضا احمدی در قالب شعر نو است. شیوهی شعرسرایی کمنظیر احمدی در سبک نیمایی بهویژه در این اثر میتواند آرامش و لذت را برای خوانندگان به ارمغان بیاورد.
دربارهی کتاب دفترهای سالخوردگی 7: میخواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ
کتابی که پیش روی شماست، با عنوان دفترهای سالخوردگی 7: میخواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ جدیدترین مجموعه شعری احمدرضا احمدی (Ahmadreza Ahmadi) است که بیش از چهل شعر کوتاه را در بر میگیرد. احمدی تسلط کمنظیری در اشعار کهن و نوی فارسی دارد و ازاینرو، مخاطبین بسیاری را به سمت اشعار خود جذب کرده است. اشعار او سرشار از مضامین خیالانگیز و رؤیاگونه و با استفاده از مظاهر طبیعی است.
این کتاب توسط انتشارات چشمه به چاپ رسیده است.
درباره مجموعه کتاب دفترهای سالخوردگی
کتاب دفترهای سالخوردگی که مجموعهای از اشعار خیالانگیز احمدرضا احمدی در سبک نو است، در قالب هفت دفتر توسط انتشارات چشمه به چاپ رسیده است.
کتاب دفترهای سالخوردگی 7: میخواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ مناسب چه کسانی است؟
کتاب میخواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ به علاقهمندان شعر نو پیشنهاد میشود.
با احمدرضا احمدی آشنا شویم
احمدرضا احمدی (متولد 30 اردیبهشت 1319) در کرمان به دنیا آمده و به کارمندی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شاعری، داستاننویسی، نمایشنامهنویسی، ویراستاری و نقاشی اشتغال داشته است. او فعالیت هنریاش را از سال 1340 آغاز کرد و در سال 1343 در گروهی ادبی به نام «طرفه» با نادر ابراهیمی، بهرام بیضایی، اسماعیل نوری علاء، مریم جزایری، مهرداد صمدی، محمدعلی سپانلو، جملیه دبیری، اکبر رادی و جعفر کوشآبادی با هدف دفاع از «هنر موج نو» همکاری و تعدای کتاب شعر و داستان منتشر کرد.
او یکی از برجستهترین شاعران معاصر است که درک عمیقی نسبت به شعر و ادبیات کهن و شعر نیمایی دارد. او را بنیانگذار سبک موج نو در دههی 1340 میدانند. از آثار احمدی میتوان به کتابهای «عاشقی بود که صبحگاه دیر به خانه آمده بود»، «مهمان»، «کجا باید رفت تا سکوت غوغا کند» و... اشاره کرد.
در بخشی از کتاب دفترهای سالخوردگی 7: میخواستم روزی گریه کنم: سیب سرخ میخوانیم
در باران
ایستاده بودیم
جهان را
نگاه میکردیم
باران
از روی جهان
نقاب
برداشته بود
نمیتوانستیم
جهان بدون نقاب
را
باور کنیم
سالها بود
در خنکی غروب پاییز
جهان
ساده را
انتخاب کرده بودیم
باور کردیم بودیم
دیگر
از هرگونه وسعت
هراس داشتیم
وسعتی
که از ارادهی ما
خارج بود
ما از همهی
وسعتها
وحشت داشتیم
بله






















