کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات، نوشتهی اریک رابرتسن، کمکیار کسانی است که میخواهند بر افکار و احساسات خود کنترل داشته باشند. او ضمن دو بخش به مخاطبان خود نشان میدهد که اندیشیدن افراطی تا چه اندازه مخرب است؛ او در بخش دوم بر درک احساسات و چگونگی تسلط بر آنها متمرکز میشود. کتاب نامبرده به شما برای بهبود زندگیتان کمک فراوانی خواهد کرد.
دربارهی کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات
اریک رابرتسن (Eric Robertson) در کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات (Control Your Mind and Master Your Feelings) توضیح میدهد که افراد عمدتاً برای کشف ریشهی مشکلات خود دنبال عوامل بیرونی میگردند. این درحالی است که اکثر اوقات، جواب در درون فرد نهفته است و باید با بررسی افکار و احساسات به پاسخ درست دست پیدا کرد. او در ادامه تأکید میکند که عدم توانایی کنترل احساسات و افکار ضررهای بیشماری بههمراه دارد و فرد را روزبهروز از مسیر سعادت دورتر میکند. کتاب پیش رو به دو بخش اصلی تقسیم شده است. قسمت اول آن دربارهی افراطاندیشی و چگونگی ترک این عادت مخرب است و فصل دوم به تشریح و درک احساسات اختصاص دارد. این کتاب سعی دارد با تقویت قدرت کنترل افکار و احساسات، به افراد کمک کند تا زمام امور را به دست بگیرند.
نویسنده در بخش ابتدایی دربارهی مضرات افراطاندیشی و تأثیرات آن بر زندگی اجتماعی صحبت میکند و خطرات ناگفتهی این فعالیت فکری را با خواننده به اشتراک میگذارد. او در ادامه راهکارهایی ارائه میدهد که افراد بتوانند در خلال هیاهوی جوامع معاصر، لحظاتی را به دور از سروصدای ذهنشان سپری کنند. درک ماهیت احساسات و بهکارگیری آن در جریان بهبود وضعیت روانی، چگونگی تسلط بر حسهای مختلف و خطرات احتمالی ناشی از عدم کنترل آن، درسهای نهفته در بخش دوم کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات است. اریک رابرتسن باور دارد که محیط اطراف نقش چشمگیری بر تعیین وضعیت ذهنی دارد و در ادامه توضیح میدهد که چه فضاهایی بهترین عملکرد ممکن را رقم میزنند.
این کتاب نقشهی راه کسانی است که خواهان اصلاح عادات مخرب روزمرهاند و قصد دارند با آگاهی به سمت کنترل شرایط فکری و حسی زندگی قدم بردارند. زیرا مطالعهی آن به خواننده بینشی اعطا میکند که بتوانند موقعیتهای مختلف را بهتر مورد ارزیابی قرار دهد. اریک رابرتسن معتقد است که تنها با شکستن زنجیرهی پنج بخشی میتوان از افراطاندیشی دوری کرد و آن را برای همیشه از زندگی کنار گذاشت. آشفتگی ذهن، آسیب جسمی، تغییر محیط اطراف، اصلاح عادتها و حذف افراد سمی، این زنجیره را تشکیل میدهند. اصلاح این پنج بخش کمک میکند تا افراد بتوانند الگوهای ویرانگر زندگی را درهم بشکنند و کنترل افکار و احساسات خود را به دست بگیرند. او در ادامه راهحلهایی مطرح میکند که باعث میشود فرد به آرامش برسد و با تقویت باورهای مثبت، نگرانیهای بیشازحد را فراموش کند. همچنین تأکید میکند که پیروی از اصول و انجام مداوم تمرینات ذکرشده در کتاب، کلیدیترین نکته در زمان مطالعه است. به همین خاطر مخاطب را تشویق میکند تا روحیهی عملگرایی خود را تقویت و بهجای اندیشیدن صرف، به اصلاح عادتهای خود اقدام کند.
کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات مفاهیم را گامبهگام پیش میبرد تا خواننده بتواند ارتباطش با مباحث را حفظ کند و شاهد نتایج درخشان آن باشد. این کتاب که اولینبار در سال 2019 منتشر شد، به همت لیدا پورغفاری و سعید مهرجو به فارسی ترجمه شده و نشر پرتا قلم انتشار آن را به عهده گرفته است.
کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به تمام افرادی که از معضل افراطاندیشی و عدم توانایی کنترل احساسات رنج میبرند، توصیه میشود. همچنین برای افرادی که خواهان بهبود وضعیت روانی خود هستند و تمایل دارند زمام امور را به دست بگیرند هم مناسب است.
در بخشی از کتاب کنترل ذهن و تسلط بر احساسات میخوانیم
در طول یک برخورد ناراحتکننده، هیپوکامپ فعال میشود و عمدتاً مسئول عملکردها و پردازش حافظه است. آنچه که عملکرد هیپوکامپ در ابتدا نشان میدهد این است که تجربیات و خاطرات گذشته مرتبط با تجربیات کنونی میتوانند احساسات ناراحتکننده را افزایش دهند یا منجر به علائم اضطراب شوند. همانطور که گفته شد، هیپوکامپ نقش مهمی در سیستم لیمبیک ایفا میکند که مسئول تنظیم احساسات، حافظه و نحوه عملکرد شهود شما است. هیپوکامپ نهتنها خاطرات جدید را سازماندهی و تفسیر میکند، بلکه تجربیات و احساسات شما را نیز به این خاطرات متصل میکند.
بهعنوان مثال، فرض کنید به تازگی در شغل خود ارتقا یافتهاید، هیپوکامپ اطلاعات ازدسترفته (اطراف، مناظر، صداها و بوها) را ذخیره میکند و سپس اگر چیز خوب دیگری را تجربه کنید، مانند افزایش حقوق دو هفته بعد، ممکن است به شما یادآوری شود. آیا میتوانید زمانی را به یاد بیاورید که یک علامت، عبارت یا بو باعث ایجاد خاطره گذشته شده است؟ این کاری است که هیپوکامپ انجام میدهد. دانشمندان مغز دریافتهاند که قسمت عقبی هیپوکامپ انواع مختلفی از حافظه را اجرا میکند. قسمت عقبی هیپوکامپ حافظههای فضایی را پردازش میکند. پردازش حافظه فضایی زمانی است که شخصی مسیر رسیدن به مکانهای مختلف در یک شهر بزرگ یا چیزهای پیچیده را به خاطر بسپارد و آن را به حافظه تصویری تبدیل کند. اعتقاد بر این است که هیپوکامپ خاطرات کوتاهمدت را ثبت و به طور موقت ذخیره میکند و سپس آنها را به مرکز حافظه بلندمدت مغز میفرستد.
بله





















