کتاب کادناس، نوشتهی مونا مزینانی، رمانی است که بر اساس ماجراهایی واقعی نگاشته شده است. واژهی کادنا در زبان اسپانیایی به معنای زنجیر و کادناس به معنای زنجیرهاست و همانطور که از عنوان کتاب پیداست، محتوای این اثر درمورد زنجیرهایی است که وجود ما را به بند میکشند.
رمان کادناس روایتگر زندگی فروزان، نیکی و دلناز است که هر سه در نقطهای از زندگی با گرههای گذشتهی خود روبهرو میشوند و درمییابند که جنگیدن با گذشته جز فرسوده کردنشان نتیجهی دیگری نخواهد داشت و آسودگی و آرامش در رها کردن است.
کتاب کادناس برای چه کسانی مناسب است؟
در صورتی که علاقهمند به ادبیات داستانی ایران هستید، این کتاب به شما پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب کادناس میخوانیم
به روی خودم نیاوردم و آمدم سر میزم نشستم؛ اما ناراحت بودم. یعنی چی به هم میگفتند که من نباید خبردار میشدم؟ حس خیلی بدی داشتم. از یک طرف دلخور بودم، از یک طرف نگران. چند دقیقهای به هر چیزی که به ذهنم میرسید فکر میکردم و سعی در قانع کردن خودم داشتم. ولی هیچ کدام از افکارم نتوانستند من را قانع کنند که چیزی از من اینطور پنهان شود!
بعد از ربع ساعت منتظر ماندن هر دو با هم رسیدند. «نیکی سلام، فروزان دقیق و وقت شناس خودم، پانزده دقیقه تأخیر، قول میدم دفعه بعدی ده دقیقه باشه!»
«منم قول میدم دفعه دیگه مشکل کمتری برام پیش بیاد!»
بله

















