

برای خواندن کتاب مرغ آمین و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب مرغ آمین
کتاب مرغ آمین مجموعه داستانهایی کوتاه از سیمین دخت حسینیان دربردارد. این مجموعه، روایتهایی جذاب و خواندنی را شامل میشود که شما را با خود همراه کرده و لحظات دلنشینی را برایتان رقم خواهد زد.
دربارهی کتاب مرغ آمین:
افسانه، ونوس، مرغ آمین، خوابم میآد، پردهای که انگار زمانی رنگش سفید بود، صدای شصت و سه، سؤال بی جواب، طعم تلخ پاستیل و شام عروسی عناوین 9 داستان کتاب حاضر هستند. میتوان گفت مرگ اصلیترین عنصر در تمامی داستانهای مرغ آمین به شمار میآید. مرگ حقیقتی محض در زندگیست که برای هر یک از ما قریبالوقوع است. در ادامه به شرح چند داستان از این مجموعه میپردازیم:
داستان اول این مجموعه «افسانه» نام دارد و در مورد دختری است که با تنها خواستگار خود ازدواج میکند و بعد از ازدواج همراه با همسرش امیر در خانهی پدر شوهرش زندگی میکنند. خانهای مرموز که لحظهای رنگ آسایش و آرامش را به خود نمیبیند. افسانه نام زنی در این داستان است که بخشی از رازآلودگی این خانه بر دوش اوست. او نیمههای شب با فریاد و گریه سکوت این خانهی پر رمز و راز را میشکند. بخشی دیگر از این مرموز بودن خانه به دلیل سکوت ترسناک خانوادهی امیر است. "افسانه" داستانی معماگونه و رازآلود محسوب میشود که ما را تا رمزگشایی پایانی با خود همراه میکند.
«ونوس» عنوان داستان دوم کتاب مرغ آمین محسوب میشود که زندگی دو زن به نامهای نازی و ونوس را به تصویر میکشد. ونوس قبلاً همسر دوم مردی ثروتمند بوده و حالا که از او جدا شده به خانهی زنی به نام نازی پناه برده است که خود او نیز ازدواج ناموفقی در زندگی داشته. با گذشت زمان ونوس با مردی دیگر آشنا میشود و قصد دارد که با او سفری به خارج از کشور داشته باشد. او همراه این مرد از کشور خارج میشود اما ماجرایی پیش میآید که خارج از تصور ونوس است.
«مرغ آمین» زندگی زنی را به تصویر میکشد که از ازدواج ناموفق خود فرزندی عقب افتاده دارد. او که در زندگی رنگ آسایش و آرامش را به خود ندیده است پس از تصادف با اتومبیل و مرگ نیز روحش در آرامش نیست...
«داستان خوابم میآید» زندگی زنی زجرکشیده را به تصویر میکشد که از خشونت شوهرش به تنگ آمده و دست به اقدامی میزند که همهی زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد...
«صدای شصت و سه» دربارهی پسری است که نمیتواند به راحتی با دختران ارتباط برقرار کند به همین خاطر با توصیهی دوستش با مشاوری تماس میگیرد تا با او در خصوص مشکلش صحبت کند اما...
«سؤال بیجواب» داستان عشقی بیسرانجام و پاک میان دختری معصوم و جوانی ناشناس را روایت میکند. «طعم تلخ پاستیل» داستان پسری کوچک به نام آریا را به تصویر میکشد که پدرش را از دست داده است و مادرش مخارج خانه را تامین میکند. داستان آخر با عنوان «شام عروسی» دربارهی جشن عروسیای است که توسط عاشق افسار گسیختهی عروس به عزا تبدیل میشود...
کتاب مرغ آمین مناسب چه کسانی است؟
علاقهمندان به داستانهای کوتاه ایرانی از خواندن این کتاب لذت خواهند برد.
در بخشی از کتاب مرغ آمین میخوانیم:
اون بعد از ظهر کذایی اقدس خانم با سینی غذا رفت توی اتاق افسانه و با جیغ و گریه اومد بیرون. داد میزد: «خاک برسرمون شد. گفتم تا سه نشه بازی نشه.» و با دست به ته باغ اشاره کرد. بچه رو گذاشتم زمین و رفتم تا ببینم چی شده؟ افسانه خودشو دار زده بود. خیلی وحشتناک بود. بدتر از همه این که انگار پشیمون شده بود. چون گردنش پر از جای چنگ بود و زیر ناخوناش خونی شده بود. بیچاره چشماش به در اطاق مونده بود. انگار داشت از حدقه در میومد، اما هنوز رنگ چشماش قشنگ بود، عین چایی که خوب دم نکشیده باشه. لبای گوشتالوش سیاه شده بود و زبونش از دهنش بیرون زده بود. گردنش کج شده بود روی شونهش.
خیلی با اون قیافهای که من دزدکی دیده بودم یا شایدم ازش ساخته بودم فرق میکرد. اولین باری بود که اومده بودم این طرف باغ. حتی به پسرم هم یاد داده بودم اون طرف نره. یعنی چون از اول مامان امیر به هم گفت فکر کن اون طرف وجود نداره منم همینو به بچه یاد داده بودم، ولی اون روز وقتی توی خونهی افسانه رو دیدم خیلی دلم گرفت. عکس عروسیش چند جای خونه بود. چند تا عکس دو نفره، روی میزِ گرد چهار نفرهی وسط هال بود و روی دراورِ کنار آشپزخونه بود. فقط آیینهی عروسیشون تو خونه بود که روش شمد کشیده بود. تو زیرسیگاری چند تا فیلتر سیگار بود. عجیب بود که چندتاشون پهن بودن و دوتاشون فیلتر نازک. پس حتماً اونم سیگار میکشیده. ولی چرا دو جور سیگار؟ لای قرآنی که روی پاتختیش بود، چند تا ورقه پر از نوشته و خط خطی پیدا کردم. زود گذاشتم تو جیبِ شلوارم تا بعداً ببینم چی نوشته.
فهرست مطالب کتاب
افسانه
ونوس
مرغ آمین
خوابم میآد
پردهای که انگار زمانی رنگش سفید بود
صدایِ شصت وسه
سوأل بیجواب
طعمِ تلخِ پاستیل
شام عروسی
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب مرغ آمین |
| نویسنده | سیمین دخت حسینیان |
| ناشر چاپی | آقاپور |
| سال انتشار | ۱۳۹۶ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 75 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-7658-91-1 |
| قیمت کتاب الکترونیک | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی کتابهای داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب مرغ آمین
این مجموعه فاقد مقدمه است و خواننده هیچگونه اطلاعاتی از نویسنده و نوع و
مضمون بیشتر داستانهای این کتاب عشق نافرجام، خودکشی و مرگ بود و حس بدی رو به مخاطب القا میکرد.
جمله بندی و طرز نگارش رو دوست نداشتم، دخترای کتاب به زبون کوچه بازاری یا لاتی حرف میزدن. شایدم به خاطر شرایط زندگیشون بود.
یه مسئله دیگه این بود و
من دو داستان ونوس و مرغ آمین رو دوست داشتم.
داستان افسانه
این کتاب مناسب کسانی هست که داستانهای کوتاه کوتاه دوست دارند است زیرا این کتاب 9 داستان کوتاه دارد و به کسانی که رمان یا داستان بلند و طولانی دوست دارن پیشنهاد نمکنم.
یکی از چیزهای که باش شد من به این کتاب کم ستاره بدم این بود که فضای کتاب خیلی افسرده بود و وقتی من این کتاب را حالم
در چند تا از داستانهای این کتاب خیانت و در یک داستان که نشان میداد که یک پسر به خاطر صدای یک دختر عاشق شده را از نظر من اصلا درست و طبق قوانین اسلامی نبود؛ البته برخی جملات آن. به نظرم نویسنده همش دوست
زنها دخترها خیلی حرفای نگفته دارن
واقعا قلبم درد گرفت خیلی اذیت شدم وقتی داستانو خوندم
نویسنده به معنی واقعی کلمه بلده (با کلمات بازی کنه)
احساسات رو خیلی خوب میرسونه
درجه یکه
ای کاش این جور کتابا تو مدرسهها تدریس میشد
به جای کلی کتاب مزخرف و
بله
















بوی مرگ، خیانت، دو رویی، فریب، دخترهای بیچاره که مردند
خودکشی کردند!
ادم رو از همه چی میترسونه، بدبینی!
به نظرم نویسنده خیلی ناراحت بوده از این قبیل مسائل و
بلاخره اینجوری خودش خالی کرده، قلم روان شیرین و همراهی داشت
به سادگی میشد باهاش همراه شد، داستانها ساده و جذاب بود
مشکل من باهاش اینه که این قبیل مسائل خیلی ذهنم رو درگیر
میکنه واذیتم میکنه، اصلا برای همین دارم مینویسم که شاید
ذهنم کمتر درگیرش بشه، فقط توی داستان ونوس، ونوس چه بلایی
سرش اومد که بعدش خودکشی کرد؟ من نفهمیدم شایدم نخواستم بفهمم
هر چند ترجیح میدم ندونم چون فکر میکنم بیشتر ذهنم درگیر میشه
واذیت میشه، اما واقعا ناراحت کننده وعذاب اور بود، به میزان زیاد!
اما گذشته از موضوع، مهارت نویسنده رو تحسین میکنم.
بعد از چند ساعت بعد از خوندنش کماکان تاثیرش مونده بود!